تروا به زانو درآمد! کتاب ادیسه، اثر پرفروش آمازون در دستهی شعر حماسی و کلاسیک، حماسهی تکرارناشدنی هومر، شاعر و سرایندهی بزرگ تاریخ، ادامهای بر حماسهی معروف جنگ ترواست؛ افسانهای که سرنوشت «اودیسئوس»، پادشاه ایتاکا، پس از پیروزی در جنگ و بازگشت به خانه را روشن میکند. در حالی که مقصد سفر اودیسئوس چندان دور نیست، ایزدان المپ بر این مقرر داشتهاند که قهرمان ماجرا در مسیر بازگشت به وطن مصائب و تنگناهای زیادی ببیند: از اسارت در غار پولیفم گرفته تا خشم پوزئیدون و...
دربارهی کتاب ادیسه
هشتصد سال تا ظهور مسیح باقی مانده است. خدایان کوه المپ با همان قدرت و صلابت همیشگی بر مردم سرزمین یونان حکمفرمایی میکنند و قهرمانان اسطورهای، روح شجاعت را در جان سربازان میدمند. در این میان شاید تنها خواستهی قلبی هومر (Homer) شاعر بینامونشان یونانی از ایزدان افسانهای داشتن نامی نامیراست و شاید برای همین است که بیش از دو هزار سال پس از مسیح همچنان خوانندگان زیادی حماسهی ادیسه (Odyssey) را در دست میگیرند و سرایندهی آن را تحسین میکنند؛ اثری که نام نویسندهاش را برای همیشه بر پهنهی تاریخ جاودان کرده است، اکنون مقابل شما قرار دارد.
ده سال از اولین روزهای محاصرهی شهر تروا میگذرد، ده سال آشوب و فریب برای نفوذ به دژهای فناناپذیر تروا بالاخره اثر میکند. اسبی چوبین که کمتر کسی در هیبت و بزرگی همانند آن را دیده از مرزهای تروا به داخل رانده میشود، هدیهای از سوی ارتش شکستخوردهی یونان؟ یا نیرنگی هوشمندانه برای عبور سربازان تروا از مرزهای دشمن؟ کتاب ادیسه هومر ادامهای پرشور بر حماسهی معروف ترواست، آنگاه که جنگ به پایان رسیده و «اودیسئوس» برای دیدار دوباره با همسر و فرزندش راهی سرزمینش یونان میشود.

آغاز سفری بیپایان، مرور ادیسه هومر
ده سال پیش، زمانی که «اودیسئوس» فرماندهی بیباک لشکر یونان به قصد حمله به تروا بار سفر بست، شاید هرگز تصور نمیکرد که به چنین مأموریت دشوار و پرفرازونشیبی تن داده است اما جدای از این، این که مسیر بازگشت نیز به همین اندازه بر او سخت و جانفرسا بگذرد در مخیلهی هیچ بشری نمیگنجید.
ادامهی حماسهی یونانی ادیسه، روایتی است بر مسیر بازگشت اودیسئوس به خانه؛ سفری که قاعدتاً نباید بیش از یک ماه به طول میانجامید، اما در عمل ده سال دیگر از عمر پادشاه ایتاکا و همرزمانش را گرفت.
نگاهی به ترجمهی ادیسه از میرجلالالدین کزازی
تعداد ترجمه و بازنویسیهای صورتگرفته بر کتابهای هومر، از شماره خارج است. اما برگردانی که میرجلالالدین کزازی در کتاب ادیسه نشر مرکز بر جا گذاشته است روح فاخر و حماسی اثر را به درستی به دست خواننده میرساند و بیراه نیست اگر به دنبال بهترین ترجمه کتاب ادیسه باشیم، این ترجمه را در فهرست سه مورد اول قرار دهیم. علاقهمندانی که دوست دارند این اثر جاودان را با همان لحن باستانی و پرشور بخوانند نباید از این ترجمه گذر کنند.
تا به پایان رسیدن سفر ادیسه راه طولانیای باقی مانده است. وقتی او پس از بیست سال دوری و مصیبت عاقبت به خانه برسد، نه همسرش پنهلوپ چهرهی شاد و قبراق گذشته را دارد و نه فرزندش تلماک پسربچهای کوچک و بازیگوش است. فرجام خانوادهای که سالها از پدر خود دور مانده چه خواهد شد؟ آیا لحظهی دیدار خواهد آمد؟ به چه بهایی؟ پیشنهاد میکنیم با خرید کتاب ادیسه هومر پاسخ را از میان سرودههای جاودان این شاعر پرآوازه دنبال کنید.
این کتاب با تلاش نشر مرکز و برگردان میرجلالالدین کزازی به دست شما میرسد.

اقتباسهای سینمایی و فرهنگی ادیسه
- فیلم ادیسه کریستوفر نولان (The Odyssey 2026 film) جدیدترین اقتباس از شاهکار ادبی ادیسه که توانسته با امتیاز 8.4/10 IMDb نمرهی قبولی را از طرفداران این کارگردان دریافت کند. مت دیمون، تام هالند و آن هتوی ستارگان اصلی این فیلم هستند.
- فیلم The Return یا بازگشت یک درام جنگی از اوبرتو پازولینی و اقتباسی بر بخش پایانی ادیسه. رالف فاینز و ژولیت بینوش به عنوان بازیگران نقش اصلی این فیلم خوش درخشیدند.
- فیلم ای برادر، کجایی؟ اثر برادران کوئن به عنوان اقتباسی آزاد و بازآفرینی خلاقانه از ماجرای ادیسه شناخته میشود که ماجرای این حماسهی تاریخی را به یک درام آمریکایی پیوند میزند.
- پیشینهی اقتباسهای سینمایی از فیلم ادیسه به سالهای میانی قرن بیستم میرسد. ماریو کامرینی فیلمساز کلاسیک با ساخت فیلمی در سال 1954 نام خود را به عنوان اولین اقتباسگر سینمایی حماسهی ادیسه ثبت کرد.
- رد و نشانهی کتاب ادیسهی هومر را میتوان در آثار فرهنگی و هنری بسیاری از جمله نقاشی، رمان، نمایشنامه نیز پیدا کرد که از بین آنها جا دارد به رمان اولیس از جیمز جویس اشاره شود که به عنوان بازآفرینی مدرن از این اثر تاریخی شمرده میشود.
کتاب ادیسه برای شما مناسب است اگر
- از بین ترجمههای مختلف آثار ادیسه به دنبال نمونهای هستید که روح اثر و لحن شاعرانهی آن را بهخوبی در خود حفظ کرده باشد.
- در حال ساختن فهرستی از بهترین کتابهای کلاسیک جهان هستید و میخواهید کار خود را از آثار ادبیات یونان آغاز کنید.
- از مرور و خواندن افسانههای یونانی و تاریخ آمیخته به اسطورهی این سرزمین کهن لذت میبرید.
در بخشی از کتاب ادیسه میخوانیم
نوزیکاى سپیدْبازوى او را در پاسخ گفت: «اى بیگانه! تو نه به بدنهادان مىمانى نه به آشفتهخویان. تنها زئوس المپى است که به خواست خویش بهروزى را در میانهى مردمان، چه نیک باشند و چه بد، بخش مىکند. بىگمان، او خواسته است که تو را بدان آزمونها و رنجها دچار آورد؛ تو را مىباید بدانها گردن نهادن! اما اکنون، از آن جا که تو به شهر و سرزمین ما آمدهاى، از تو جامه و دیگر یاریهایى که شوریده روزانِ آینده به سرزمین ما مىباید از آنها برخوردار آیند، دریغ داشته نخواهد شد. هماکنون، شهر را به تو خواهم نمود و نام این مردم را با تو خواهم گفت. این شهر و این سرزمین فئاسیانْ راست. من نیز دخت آلسینوس بزرگوارم که بر فئاسیان چیرگى و فرمانروایى دارد.»
او این سخنان را گفت و ندیمگان زیباگیسوى را دستورهاى بایسته داد: «ندیمگان! خواهش مىکنم، بازایستید! به کجا مىگریزید، با دیدن این مرد؟ آیا مىانگارید که او از دشمنان است؟ هرگز هیچ زندهاى، خاکیى میرا نیست و نخواهد بود که به سرزمین فئاسیان بیاید و مرگ را بدان ارمغان آرد؛ زیرا آنان نیک، در نزد خدایان، گرامىاند. ما در سرزمینى برکنار از دیگر سرزمینها و در میانهى دریایى که خیزابههایى سترگ و بیشمار را برهم مىغلتاند مىزییم، بر کرانههاى گیتى؛ هیچ میرایى نمىآید که با ما بپیوندد و درآمیزد. این مرد شوریده روزى است نگونبخت که در پىِ سرگشتگیها و آوارگیهاى بسیارش، راه بدینجا کشیده است؛ اینک بایسته است که ما به یارى و تیمار وى برخیزیم. بیگانگان و گدایان فرستادگان زئوسند و دهش ما، هرچند ناچیز و اندک، آنان را ارجمند است. پس، اى ندیمگان! بیگانه را خوراک و نوشیدنى بدهید؛ تنش را در رود، در جایى بدور از وزش بادها، فروشویید.»
نوزیکا این سخنان را گفت: «ندیمگان بازایستادند؛ یکدیگر را دل و یارا دادند و اولیس را در پناهْجایى، بدان سان که نوزیکا، دخت آلسینوس بزرگوار، فرموده بود درنشاندند. جامههایى را، بالاپوش و پیراهن، در کنارش نهادند؛ در دُرجى، روغنِ روان بدو دادند و از او خواستند که تن در آب رود فروشوید. پس، اولیس بلندْنام آنان را گفت: «اى ندیمگان! پارهاى از من دور مانید؛ تا من تنها باشم و تن در آب فروشویم و آب شور دریا را از شانههایم بسترم و روغنِ روان بر تن بمالم؛ زیرا دیرى است که پوست تنم با این روغن آشنا نشده است. روباروى شما، تن نمىتوانم شست؛ شرمسارم از آنکه برهنه در میانهى دخترانى جوان و زیباگیسوى باشم.»
بله























