کتاب میان پدر و پسر نوشتهی مریم زینالی و صدیقه گوزل، اثری کاربردی و ارزشمند در حوزۀ روانشناسی خانواده بوده که به رابطهی متقابل پدر و پسر و چالشهای آن میپردازد. نویسندگان در این کتاب با رویکردی روانشناختی و عملی، به موضوعاتی چون مسئولیتها و نقش پدر در تربیت پسر، نیازها و رقابتهای پنهان، مسیر بازیابی اعتماد از دست رفته و بخشش میپردازند.
دربارهی کتاب میان پدر و پسر
مریم زینالی و صدیقه گوزل، کتاب میان پدر و پسر را برای پدران و پسرانی به نگارش درآوردهاند که قصد دارند رابطهای ماندگار با یکدیگر بسازند و یا معضلاتی مثل سکوت و فاصله عاطفی، کنترل و نیاز به تایید را رفع کنند؛ بنابراین، کتاب بهدنبال یافتن مقصر و قربانی نیست و هدف آن، ایجاد درک متقابل و کمک به ساخته شدن رابطههای سالمتر و سازندهتر است.
مطالب کتاب میان پدر و پسر براساس تجربهی نویسندگان طی سالها مشاوره و خانوادهدرمانی شکل گرفته است. آنها توضیح میدهند که در بسیاری از روابط بین پدران و پسران، میتوان نشانههای عشق و اعتماد متقابل آنها را مشاهده نمود، اما به دلیل شیوهی بیان متفاوت آنها، این احساسات مثبت بهدرستی منتقل نشده و گاهی نتیجهی معکوس میدهند.
تاثیر رفتار و نقش پدر در تربیت پسر
کتاب میان پدر و پسر در هفت فصل تنظیم شده است. فصول ابتدایی به نقش پدر در ایجاد انتظارات و تصورات پسر از مفهوم مردانگی میپردازند. مریم زینالی و صدیقه گوزل توضیح میدهند که این نه گفتار، بلکه رفتار پدر است که پسر از آن تقلید کرده و هویت خود را بر اساسش شکل میدهد. از طرفی دیگر، ممکن است پسران تصمیم بگیرند که از این الگو پیروی نکرده و شبیه به پدر خود نشوند، درحالیکه سالها، ناخواسته همان رفتارها را از خود نشان میدهند.
کتاب میان پدر و پسر توجه ویژهای به نیازها و انتظارات پدران هم دارد. نویسندگان توضیح میدهند که بهخاطر فشارهای اجتماعی و فرهنگی، سرکوب احساسات و عدم بروز آنها در بسیاری از مردان نهادینه شده است؛ اما سرکوب احساسات به معنای عدم وجود آنها نیست و گاهی اوقات، پدران با واکنشهای نامناسبی مثل سکوت و فاصله گرفتن، نارضایتیشان را نشان میدهند.
رابطه پدر و پسر چگونه به سردی میگراید؟
روند فاصله گرفتن پدر و پسر گاهی سالها طول میکشد. مشاجرههای روزمره، کوچک و به ظاهر بیاهمیت، انتظارات برآورده نشده و تشویقهای گفته نشده میتوانند منجر به سرد شدن رابطهی پدر و پسر شوند. گاهی کنترلگری و انتقاد جای تشویق و حمایت را گرفته و دلسوزی پدر در ذهن پسر به پیامی منفی تبدیل میشود؛ پیامی که اعتمادبهنفس پسر را از بین برده و ممکن است تاثیرات مخرب آن تا سالها بر او باقی بماند.

یکی از مهمترین بخشهای کتاب میان پدر و پسر، مربوط به وقتی است که پسر تصمیم میگیرد تا به هر شکلی، راه خود را از پدر جدا کرده و سبک زندگی یا ارزشهای جدیدی برای خود انتخاب کند. به عقیدهی نویسندگان، اولین واکنش پدر به این انتخاب، نگرانی و ترس از آینده است؛ واکنشی از سر محبت که ممکن است تبدیل به کنترل و جنگ قدرت شود و رابطه را به خطر اندازد.
راهکارهای ترمیم روابط بین پدر و پسر
فصول انتهایی کتاب میان پدر و پسر، بر مسئلهی بازیابی این رابطه ارزشمند تمرکز دارند. نویسندگان، تصمیمهای کوچک و راهکارهایی عملی برای شروع مجدد گفتوگو ارائه داده و یاد میدهند که با کنار گذاشتن غرور و غلبه بر ترس ضعیف جلوهکردن، میتوان به روابطی که سالها از بین رفتهاند هم جان دوباره بخشید.
خرید کتاب میان پدر و پسر نشر وانیا را به تمام کسانی که قصد دارند روابط خود با پدر یا پسرشان را بهبود بخشیده و خانوادهای سرزنده و رضایتمند داشته باشند پیشنهاد میکنیم.
کتاب میان پدر و پسر برای شما مناسب است اگر
- بهعنوان یک پسر، میخواهید با شناخت نیازها و انتظارات پدران، رابطهتان را با پدر خود ترمیم کنید.
- بهدنبال یک کتاب فرزندپروری میگردید که به شما کمک کند تا مسئولیتهای پدر در قبال پسر را بهتر شناخته از تاثیر رفتار خود بر فرزندانتان آگاه شوید.
- مشاور خانواده یا دانشجوی رشتۀ روانشناسی بوده و برای درک رابطۀ پدر و پسر، نیاز به یک کتاب در این حوزه دارید.
در بخشی از کتاب میان پدر و پسر: آنچه یک پدر منتقل میکند و یک پسر انتخاب میکند میخوانیم
بعضی از مهمترین درسهای زندگی، هیچوقت در کلاس درس آموزش داده نمیشوند. نه معلمی آنها را روی تخته مینویسد، نه امتحانی برایشان برگزار میشود. این درسها، آرامآرام و در سکوت زندگی روزمره آموخته میشوند؛ درست در خانه و در کنار کسانی که هر روز با آنها زندگی میکنیم.
پدر، یکی از مهمترین معلمان این درسهاست؛ حتی اگر خودش هرگز قصد آموزش نداشته باشد.
یک پسر، بیش از آنکه به حرفهای پدرش گوش بدهد، زندگی او را تماشا میکند. او میبیند وقتی مشکلی پیش میآید، پدرش فرار میکند یا میایستد؟ وقتی اشتباه میکند، آن را میپذیرد یا دیگران را مقصر میداند؟ وقتی ناراحت است، سکوت میکند، پرخاش میکند یا درباره احساسش حرف میزند؟ وقتی کسی به کمک نیاز دارد، بیتفاوت از کنارش میگذرد یا دستش را میگیرد؟
همین مشاهدههای ساده، آرامآرام به پاسخ بسیاری از سؤالهای بزرگ زندگی تبدیل میشوند؛ سؤالهایی که شاید هیچوقت به زبان نیامده باشند.
پسر از پدرش فقط یاد نمیگیرد که چگونه مرد باشد؛ یاد میگیرد چگونه انسان باشد. از رفتار او میفهمد احترام یعنی چه، مسئولیتپذیری چه شکلی است، سختکوشی یعنی فقط زیاد کار کردن یا با وجدان کار کردن، موفقیت چگونه به دست میآید و شکست چگونه تحمل میشود. حتی نگاه پدر به پول، کار، خانواده، دوستی، قانون، صداقت و آینده، بیآنکه خودش متوجه باشد، به ذهن پسر راه پیدا میکند.
بله
























