کتاب هنر خوشبختی ما را با یکی از پرسشهای قدیمی زندگی و تلاش آدمی برای یافتن خوشبختی روبهرو میکند. آرتور شوپنهاور در این کتاب سراغ رنج، خواستهها، رضایت و محدودیتهای زندگی میرود و از زاویهای متفاوت به مفهوم خوشبختی نگاه میکند. خواندن این تاملات فرصتی است برای مکث و دوباره فکر کردن به چیزهایی که آرامش ما را میسازند و گاهی خیلی سادهتر از آن چیزی هستند که تصورش را میکنیم.
دربارهی کتاب هنر خوشبختی
این کتاب برخلاف چیزی که از یک فیلسوف بدبین انتظار داریم، دربارهی این پرسش است که انسان چگونه میتواند در زندگی رنج کمتری داشته باشد و تا جایی که ممکن است از خوشیهای آن بهره ببرد. شوپنهاور در این کتاب از همان ابتدا از خوشبینیهای سادهانگارانه فاصله میگیرد و مسئله را واقعبینانهتر مطرح میکند؛ اینکه اگر خوشبختی کامل و پایدار دستنیافتنی باشد، چگونه میتوان زندگی را بهتر و تحملپذیرتر کرد؟
کتاب هنر خوشبختی آرتور شوپنهاور مجموعهای از پنجاه قاعده برای زندگی است که او در دورههای مختلف زندگی خود یادداشت کرده بود. این یادداشتها در زمان حیات شوپنهاور به شکل کتابی منسجم منتشر نشدند و بعدها از میان نوشتهها و آثار پراکندهاش گردآوری و بازسازی شدند. بنابراین نباید آن را مانند رسالهای منظم و از ابتدا تا انتها نوشتهشده در نظر گرفت؛ چراکه بیشتر مجموعهای از تاملات فلسفی و توصیههای عملی است که هرکدام از زاویهای متفاوت به زندگی انسان نگاه میکنند.
خوشبختی از نگاه شوپنهاور
نکتهی جالب نگاه آرتور شوپنهاور در کتاب هنر خوشبختی این است که او خوشبختی را بیشتر از آنکه نتیجهی اتفاقات بیرونی بداند، به نحوهی مواجههی انسان با زندگی مربوط میداند. ثروت، شهرت، موفقیت و موقعیت اجتماعی ممکن است شرایط زندگی را تغییر دهند، اما لزوما نمیتوانند آرامش یا رضایت را تضمین کنند. آنچه اهمیت دارد، شناخت تواناییها و محدودیتهای خود، مدیریت خواستهها و پذیرفتن بخشی از رنجهایی است که نمیتوان از آنها فرار کرد.

شوپنهاور معتقد است انسان باید میان دو افراط فاصله بگیرد؛ از یک سو محرومیت و سختگیری افراطی نسبت به خود و از سوی دیگر تلاش برای رسیدن به خواستههایش به قیمت آسیب زدن به دیگران. مفهوم خوشبختی از نگاه شوپنهاور از انتخابهای کوچک و آگاهانهای شکل میگیرد که میتوانند رنج ما را کمتر و سهممان از رضایت را بیشتر کنند.
خرید کتاب هنر خوشبختی نشر مرکز با ترجمهی علی عبداللهی برای خوانندهای که به فلسفه، خودشناسی و پرسشهای جدی دربارهی کیفیت زندگی علاقه دارد، کتابی قابل تامل است. شاید شوپنهاور وعدهی خوشبختی ندهد، اما در عوض پرسش مهمتری مطرح میکند؛ اینکه وقتی نمیتوانیم همهچیز را مطابق میل خود تغییر دهیم، چگونه میتوانیم شیوهی زندگی کردن خودمان را تغییر دهیم؟
کتاب هنر خوشبختی برای شما مناسب است اگر
- به فلسفهی آرتور شوپنهاور و نگاه او به خوشبختی و زندگی علاقهمندید.
- به دنبال راهکارهایی برای کاهش رنج و داشتن زندگی آرامتر و رضایتبخشتر هستید.
- به خودشناسی و فلسفهی زندگی و پرسشهایی درباره معنای خوشبختی علاقه دارید.
- میخواهید با محدودیتها و دشواریهای زندگی واقعبینانهتر کنار بیایید.
- از تأملات فلسفی و قواعد کاربردی برای بهتر زندگی کردن لذت میبرید.
در بخشی از کتاب هنر خوشبختی: پنجاه قاعده برای دستیابی به زندگی توام با خوشبختی میخوانیم
مال و منالی که هرگز به ذهن فردی نرسیده نسبت به تملک آن ادعایی بکند، بهواسطهی این نیست که از آنها تن میزند، بلکه از آن روست که چنین شخصی بدون داشتن آنها هم به رضایت کامل میرسد؛ درحالیکه یکی دیگر با داشتههایی صد برابر دیگری، احساس خوشبختی نمیکند، زیرا هنوز چیزی خارج از مالکیت او وجود دارد که توقع تصاحب آن را در سر میپرورد. حتی از همین منظر هم، هر کس، در مورد آنچه حتیالامکان برایش دسترسپذیر و شدنی است، افق خاص خودش را دارد: و گسترهی توقعات هر کس هم به اندازهی همین افق اوست. اگر یک وقتی در گسترهی همین افق، چیزی وانهاده، بر وی ظاهر شود که دسترسی به آن را در حیطهی توانایی خود ببیند، احساس خوشبختی میکند. برعکس، اگر با مشکلاتی مواجه شود که آن مشکلات، دورنمای رسیدن به آن را از وی بگیرند، احساس شوربختی میکند.
آنچه خارج از دایرهی چشماندازش قرار داشته باشد، ابداً بر او تأثیری نمیگذارد. از این رو، تنگدستان از داراییهای فراوان ثروتمندان برنمیآشوبند، ولی از سوی دیگر انسان ثروتمند، هنگام نرسیدن به مقاصدش، داشتههای فراوانی که صاحب آن است، هرگز موجب تسلای خاطرش نمیشوند. دارایی مانند آب دریاست: هرچه بیشتر از آن بنوشیم به همان میزان تشنهتر میشویم. این قضیه در مورد شهرت هم صادق است. زمانی که دارایی یا رفاه و برخورداریمان را از دست میدهیم، به محض آنکه بر اولین درد فائق آمدیم، دیگر حالت روحی عادی همیشگیمان چندان تفاوتی با حال قبلیمان ندارد. این امر ناشی از آن است که پس از آنکه تقدیر، عامل داراییمان را تقلیل داد، اکنون ما نیز به همان سان عامل توقعاتمان را تا حد زیادی کاهش میدهیم. و همین عمل جراحی در مواجهه با اتفاقی ناگوار: خود اساساً کار دردناکی است، پس از پایان یافتن عمل جراحی، درد پیوسته کمتر میشود، طوری که عاقبت حتی احساسش نمیکنیم و از آن، فقط جای زخم میماند.
بله




























