کتاب در جستجوی معاصریت اثر بیژن عبدالکریمی مجموعهای از جستارها و مقالات فلسفی است که به مسئلهی نسبت انسان ایرانی با جهان معاصر میپردازد. این اثر تلاشی برای فهم معنای «معاصر بودن» و فاصله گرفتن از تأخر تاریخی و فکری است؛ تلاشی که فلسفه را با مسائل واقعی زندگی و زیستجهان امروز پیوند میدهد.
دربارهی کتاب در جستجوی معاصریت
معاصر بودن صرفاً به معنای زندگی در زمانهی کنونی نیست؛ بلکه نیازمند برقراری رابطهای اصیل و نقادانه با زمان، تاریخ، سنت و جهان امروز است. با توجه به این امر بیژن عبدالکریمی در کتاب در جستجوی معاصریت میپرسد چگونه میتوان بدون گرفتار شدن در گذشته و بدون شیفتگی نسبت به اکنون، وضعیت تاریخی و فکری خود را فهم کرد و امکانهای تازهای برای آینده یافت. در این مسیر، رابطهی فلسفه و جامعهشناسی و نقش تفکر فلسفی در فهم زیستجهان ایرانی اهمیت ویژهای پیدا میکند.
کتاب حاضر مجموعهای از جستارها و مقالات فلسفی بیژن عبدالکریمی است که موضوعات متنوع و درعینحال مرتبطی را بررسی میکند. ضرورت فلسفه و رابطهی آن با حیات اجتماعی، نسبت فلسفه با روانشناسی و روانکاوی، اگزیستانسیالیسم و فیزیکالیسم، سرشت حقیقت و معنا در جهان پسانیچهای، اندیشههای دریدا و نقد عقل مدرن، نسبت سوفسطائیان و سقراط، فلسفه و تکنولوژی و وضعیت فلسفهی تکنولوژی در ایران.
همچنین بیژن عبدالکریمی در کتاب در جستجوی معاصریت به موضوعاتی میپردازد که چندان متعارف به نظر نمیرسند؛ مانند: فوتبال و فلسفه، خودفریبی و رسانههای جمعی و نقش آنها در تولید حقیقت. این پراکندگی ظاهری در واقع حول یک پرسش واحد سامان یافته است: «چگونه میتوان در جهان کنونی، بهگونهای اصیل و متفکرانه اندیشید؟»

ضرورت فهم جهان معاصر
اهمیت کتاب در جستجوی معاصریت بیژن عبدالکریمی در فهم بحرانهای فرهنگی و فکری جامعهی امروز است. بسیاری از این بحرانها را نمیتوان صرفاً با پذیرش بیچونوچرای سنت یا تقلید از الگوهای فکری جهان مدرن حل کرد. عبدالکریمی نشان میدهد برای فهم موقعیت خود، باید هم گذشته و سنت را بشناسیم و هم بتوانیم با فاصلهای انتقادی به زمان حال نگاه کنیم.
از این منظر، فلسفهی معاصر نه دانشی انتزاعی و جدا از زندگی، بلکه امکانی برای فهم وضعیت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی انسان امروز است؛ رویکردی که از تأمل در جهان نیچهای آغاز میشود و حتی میتواند در پیوندی غافلگیرکننده، میان فوتبال و فلسفه راهی برای اندیشیدن به تجربهی انسان معاصر بگشاید.
این اثر بیژن عبدالکریمی شامل پاسخهای ساده و قطعی نیست؛ بلکه دعوتی است به تفکر فلسفی و مواجههی جدیتر با پرسشهایی که در زندگی امروز با آنها روبهرو هستیم. خرید کتاب در جستجوی معاصریت انتشارات نقد فرهنگ کمک میکند تا نسبت خود را با مدرنیته، سنت، تکنولوژی، رسانه، حقیقت و جهان معاصر بهتر بفهمید و با طیف گستردهای از مسائل فلسفی و رویکردهای انتقادی به زمانه آشنا شوید.
کتاب در جستجوی معاصریت برای شما مناسب است اگر
- به فلسفهی معاصر، تفکر فلسفی و مسائل فکری جهان امروز علاقهمندید.
- به دنبال مجموعهای از جستارهای فلسفی دربارهی نسبت فلسفه با جامعه، تکنولوژی، رسانه، حقیقت و زندگی روزمره میگردید.
- دوست دارید دربارهی مفاهیمی مانند فلسفهی پسانیچهای، جهان نیچهای و نسبت انسان ایرانی با جهان معاصر، از منظری انتقادی و تأملبرانگیز مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب در جستجوی معاصریت میخوانیم
نکتۀ بسیار اساسی دیگر-که قضاوت در بارۀ آن را در حوزۀ صلاحیت متعاطیان فلسفهای چون خود میدانم-این است که همۀ صور آگاهی، انتخاب و کنش آدمی اموری اجتماعی، فرهنگی و تاریخیاند، یعنی دیدن، شنیدن، تفکر، استدلال، شادی، غمگینی، خوبی، بدی، زشتی، زیبایی، نظام ارزشی و اولویتها و ارجحیتهایی که آدمی بر اساس آنها دست به انتخاب میزند جملگی اموری فرهنگی و تاریخیاند و امور فرهنگی و تاریخی را بههیچوجه نمیتوان صرفاً با توجه به امور فیزیکی و بر اساس رهیافت فیزیکالیستی تبیین کرد. برای مثال، عمل دیدن صرف عملی فیزیکی، زیستی و بیولوژیک که فقط مرتبط با تابش نور بر جسم و انعکاس تصویر شی بر عدسی و شبکیۀ چشم و از آن جا انتقال تصویر شی به غشای مرکزی مغز فرد باشد نیست. اگر دیدن صرفاً عملی فیزیکی و بیولوژیک بود، پس چرا دو ناظر که از اندامهای حسی سالم و یکسانی برخوردارند، وقتی از یک منظر، و تحت شرایط فیزیکی یکسان، به شیءِ واحدی مینگرند مناظر متفاوتی را توصیف میکنند؟ پاسخ این سؤال را میتوان در امر «تئوریپیچ بودن مشاهدات» یا «گرانباری مشاهدات از نظریات» جستوجو کرد. واقعیت امر این است که ما «مشاهدات خالص یا عریان» نداریم و هرگز نمیتوانیم با ذهن خالی به جهان بنگریم. ذهن ما مملو و گرانبار از نظریات و تئوریهایی است که مشاهدات و ادراکات حسی ما از پس و در خلال آنها صورت میپذیرد و ما خود نوعاً از این نظریات و تئوریها غافلیم. همانگونه که بسیاری از فیلسوفان علم، به خصوص فایرابند، بر آن تأکید میورزند، مشاهدات ما آغشته به تجارب معرفتی و حتی توقّعات و انتظارات ماست. به علاوه، جمیع این تجارب و توقعات، در پارادایم اجتماعی، فرهنگی و تاریخی خاصی که در آن قرار داریم، شکل میگیرند. به همین دلیل، دو ناظر زمانی که به یک منظره مینگرند، بنا به تجارب خاص خود و نیز انتظاراتی که دارند، ممکن است تصاویر متفاوتی رؤیت کنند. فیالمثل، همانگونه که فایرابند برای ما توضیح میدهد، تیکو براهه و کپلر که بر تپّهای نشسته و طلوع خورشید را مینگرند، گرچه هر دو به امر فیزیکی واحدی، یعنی به خورشید مینگرند لیکن بههیچوجه امر واحدی را نمیبینند.
بله



















