کتاب رضا شاه، از کودتا تا سلطنت و جنگ جهانی دوم نوشتهی عبدالحسین ایمانی، کندوکاوی تاریخی، مستند و انتقادی دربارهی سالهای انقراض سلسلهی قاجار، رویدادهای پس از کودتای سوم اسفند 1299 و برآمدن رضا شاه است؛ دورانی سراسر آشوب و رقابتهای سیاسی. در این دوران بود که «رضا میرپنج» از خیل آشوبِ قدرتطلبان، خود را به مرکز قدرت رساند. اما چه عواملی در شکلگیری حکومت پهلوی اول نقش داشتهاند؟ در این پژوهش تاریخی خواهیم خواند.
دربارهی کتاب رضا شاه، از کودتا تا سلطنت و جنگ جهانی دوم
اگر بخواهیم چگونگی به قدرت رسیدن رضا شاه را در یک کلام خلاصه کنیم احتمالاً از «کودتا»، «ارتش» و «تمرکز قدرت» نام خواهیم برد؛ اما نویسندهی کتاب رضا شاه، از کودتا تا سلطنت و جنگ جهانی دوم به ما نشان میدهد که حقایق تاریخی، بسیار پیچیدهتر از روایتهای ساده و یکخطی هستند. عبدالحسین ایمانی برای اثبات صحبت خود از اسناد تاریخی و گزارشهای دیپلماتیک مختلف کمک میگیرد تا داستان شکلگیری دولت مدرن پهلوی را نه بهعنوان سرگذشت یک فرد، بلکه بهعنوان نتیجهی برخورد نیروهای گوناگون سیاسی، نظامی و اجتماعی روایت کند.
روزهای پرالتهاب پس از کودتای سوم اسفند آغاز میشوند و رضا شاه را گامبهگام تا مسیر صعود همراهی میکنند؛ مسیری که پر از چنگ و دندان نشان دادنهای سیاسی و نبردهای گلادیاتوری بین مردان سیاست است. نویسندهی جلد دوم کتاب مجموعه پهلویها از نگاه امروز، در این بین سوال جذابی مطرح میکند: اگر کودتا پیروز نمیشد آیا رضا شاه هرگز قدرت میگرفت؟

رضا شاه و کودتای 1299؛ یک چرخش تاریخی
رضا شاه برخلاف بسیاری از نظامیان پیش از خود، توانست خیلی زود به رأس قدرت برسد. عبدالحسین ایمانی به جریانهای مختلف قدرت در آن دوران نگاه میاندازد تا نقش نخبگان سیاسی و حتی اختلافات درونساختاری را در قدرت گرفتن رضا شاه را به دقت تفکیک کند. برای همین است که یکی از نقاط قوت کتاب رضا شاه، از کودتا تا سلطنت و جنگ جهانی دوم را باید پرهیز از روایت تکبعدی دانست.
افراد زیادی در طول تاریخ به قلههای قدرت رسیدهاند، اما خیلی از آنها نتوانستهاند جایگاه خود را حفظ کنند و بهزودی اسیر انحطاط و سقوط شدهاند؛ بنابراین باید دلایل و عوامل تثبیت قدرت رضا شاه را با حساسیت بالایی از عوامل اولیهی به قدرت رسیدن جدا کرد. این یکی دیگر از ظرافتهای ویژهای است که نویسندهی کتاب رضا شاه، از کودتا تا سلطنت و جنگ جهانی دوم در مباحث پژوهش خود به کار گرفته است.
ایران در مسیر نوسازی: جلد 2 کتاب پهلویها از نگاه امروز
جنبش جنگل، فعالیتهای نیروهای چپ، حزب کمونیست ایران، گروه پنجاه و سه نفر و سرنوشت روشنفکرانی مانند دکتر تقی ارانی گوشهی دیگری از وقایع مهمی است که در مسیر مرور سالهای اول حکومت رضا شاه باید به آن بپردازیم.
همین تنوع موضوعات باعث میشود خوانندهی کتاب پهلویها از نگاه امروز جلد 2، تصویری گستردهتر از فضای سیاسی و اجتماعی ایران در فاصله سالهای 1299 تا 1320 داشته باشد؛ دورانی که نباید آن را محدود به تغییر یک سلسله دانست، از برههای حرف میزنیم که بهعنوان سرآغاز شکلگیری ساختار جدید دولت، ارتش و بوروکراسی مدرن ایران شناخته میشود.
حکومت رضا شاه: از خروش تا سقوط
پیشرفت همیشه هزینههای خود را دارد. عبدالحسین ایمانی در کنار شرح سالهای مدرنیزاسیون ایران و نوسازی در دوره رضاشاه پهلوی و دستاوردهای دولت او، هزینههای سنگین این نوسازی را نیز نادیده نمیگیرد. حذف رقبای سیاسی، تصفیهی یاران نزدیک، محدود شدن آزادیهای سیاسی و سرکوب مخالفان، همگی در کتاب رضا شاه انتشارات خیزران بهعنوان بخشی از فرایند تثبیت قدرت بررسی میشوند.
کتاب پیش روی شما تنها روایت زندگی رضا شاه نیست؛ بلکه تلاشی است برای پاسخ به این پرسش بنیادین که ایران چگونه از دوران قاجار به عصر دولت متمرکز و تجدد آمرانه وارد شد و این گذار، چه دستاوردها و چه هزینههایی برای جامعهی ایران به همراه داشت؟ برای کسانی که میخواهند فراتر از روایتهای رایج، با پیچیدگیهای این مقطع حساس از تاریخ ایران آشنا شوند، خرید کتاب رضا شاه، از کودتا تا سلطنت و جنگ جهانی دوم انتخابی به یاد ماندنی و هوشمندانه است.
کتاب رضا شاه، از کودتا تا سلطنت و جنگ جهانی دوم برای شما مناسب است اگر
- به پژوهشهای تاریخی بهویژه تاریخ معاصر ایران علاقه دارید.
- میخواهید تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در عصر پهلوی اول را از دریچهی تاریخ بنگرید.
- از علاقهمندان به مرور زندگینامهی رجال سیاسی عصر پهلوی و شخصیتهای تاثیرگذار تاریخی هستید.
در بخشی از کتاب رضا شاه، از کودتا تا سلطنت و جنگ جهانی دوم: کتاب دوم مجموعه پهلویها از نگاه امروز میخوانیم
رضا شاه پس از آغاز سلطنت مشاهده میکند که علاوه بر درگیری نظامیان با دولت و در راس آن با مثلث سیاسی تیمورتاش، رقابت مابین خود فرماندهان نظامی دارد به مرحله خطرناک مرسد. رضا شاه بسرعت وارد شده و با قاطعیت با فرماندهان عالی رتبه برخورد میکند تا نشان دهد که هیچ گونه بینظمی و یا توطئهای را در درون ارتش را تحمل نمیکند و از همان لحظه اول از همه زهر چشم میگیرد:
در اولین اقدام مرتضیخان یزدان پناه (فرمانده لشگر مرکز-قدرتمندترین واحد ارتش) و امیر طهماسبی را بازداشت نموده و جان محمدخان (فرمانده لشگر شرق) را اخراج میکند. این اقدامات غافلگیر کننده همه را در شوک و بهت فرو میبرد و هرگز فرماندهان ارشد نظامی و یاران رضا شاه در کودتا تصور چنین عکس العمل شدیدی از جانب او را نداشتند. برکناری و بازداشت برای فرماندهان نظامی مغرور و سرشناس به معنای بالاترین توهین بود وآنها نگران میشوند. امیراحمدی در دیدار با رضا شاه برای شفاعت انان میگوید که "ممکن است دشمنان اعلیحضرت بخواهند بین سران لشگر و شاه جدایی بیندازند و این اشخاص تقصیری نداشته باشند."
اما شاه فوری متغیر شده و چند فحش داد و گفت: "طهماسبی و مرتضیخان و جان محمدخان دست به کارهایی زدهاند که نمیتوان اغماض کرد. یکی مبلغ هنگفتی از بودجه لشگر دزدید و دیگری به کارهای ناشایسته دست زد و پیش رمال و فالگیر رفته که ببیند به سلطنت خواهد رسید یا نه و از همه بدتر جان محمدخان که بجز اموال لشگر و مردم به اموال حضرت رضا نیز دست اندازی کرده است.
بله

















