معرفی و دانلود کتاب من و بابا میری
برای دانلود قانونی کتاب من و بابا میری و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب من و بابا میری
جمشید میرفخرایی در کتاب من و بابا میری، خاطرات خانوادگی و شخصی خودش را به رشتهی تحریر درآورده که بیش از هر چیز، گرامیداشت یاد پدر درگذشتهاش محسوب میشود. این کتاب روایتگر خاطرات ایران در دهه 40 شمسی است و با تصویرگریهای خاص رضا تفرشی، اوقات خوشی را برای مخاطبان به ارمغان میآورد.
دربارهی کتاب من و بابا میری
کسی نیست که از ضرورت خواندن تاریخ بیخبر باشد، اما آگاه شدن از آنچه پیش از این در دنیا رخ داده، تنها با خواندن کتابهای تاریخی میسر نمیشود. زندگینامهها، سفرنامهها و کتابهای خاطرات، یکی از جذابترین اشکال روایت تاریخ اجتماعیاند و به مخاطب این امکان را میدهند تا واقعیت آن زمان را نه فقط در سطرهای کتاب، بلکه در تجربهی زیستهی شخصی دیگر جستجو کنند. کتاب من و بابا میری از جمشید میرفخرایی، یکی از همین تجسمهای عینی تاریخ ایران در دهههای 40 و 50 است.
جمشید میرفخرایی در ابتدای کتاب من و بابا میری نشر خزه توضیح میدهد که خواندن کتاب قصههای من و بابام اریش ازر، الهامبخش او برای نوشتن این کتاب بوده است. او تلاش کرده تا ضمن نشان دادن گوشهای از واقعیتهای زندگی ایران پیش و پس از انقلاب، یاد و خاطرهی پدرش را که مهمترین و اثرگذارترین شخصیت زندگیاش بوده گرامی بدارد.
زندگی در ایران قدیم
شاید خاطرات خانوادگی مسئلهای شخصی به نظر برسد، اما وقتی صحبت از تجربههای مشترک باشد، ناگهان داستان زندگی یک غریبه به یک نوستالژی دلپذیر بدل میشود. جمشید میرفخرایی در کتاب من و بابا میری از خاطرهی دیدن تبلیغ ماشین ژیان، خوردن تافی مینو، سفر با اتوبوسهای بنز قدیمی و... مینویسد. او شکل معاشرت و تعامل مردم در آن زمانهی خالی از تکنولوژی را نیز ترسیم میکند و به ما نشان میدهد که زندگی بدون اینترنت و ابزارهای دیجیتال به چه شکل بوده است.

گشتی در نوستالژیهای ایرانی با جمشید و بابا میری
خواندن خاطرات نسلهای گذشتهی ایران ارزشمند است، چراکه به ما نشان میدهد برای رسیدن به این نقطه از تاریخ چه اتفاقاتی را پشت سر گذاشتهایم. ورق زدن صفحات کتاب من و بابا میری حسی شبیه ورق زدن آلبوم عکسهای خانوادگی خواهد داشت، چراکه این خاطرات روایتگر تجربههای شخصیای هستند که کموبیش در زندگی هر ایرانی رخ دادهاند.
اگر شما نیز دلتنگ گذشتهاید یا حتی به دنبال آن هستید که بدانید این گذشته چه حس و حالی داشته و چگونه بر امروز تاثیر گذاشته، خرید کتاب من و بابا میری میتواند شما را به هدفتان برساند و دلتنگیتان را نیز چاره کند. این کتاب خاطرات ارزشمند، ساعاتی شما را از واقعیت جدا کرده و به جهان خیالانگیز داستان و خاطره میبرد.
کتاب من و بابا میری برای شما مناسب است اگر
- به خاطرات قدیمی و نوستالژی، به خصوص خاطرات دهه 40 علاقه دارید.
- دوست دارید بدانید زندگی در ایران قدیم به چه شکل بوده است.
- از کتابهای زندگینامه و خاطرات لذت میبرید.
- به شناخت تاریخ اجتماعی ایران علاقه دارید.
در بخشی از کتاب من و بابا میری میخوانیم
یکیدو سال از ورود ما به رودسر گذشت و داستان زندگی دیگه تغییر کرده بود، کار بابا خیلی جدیتر شده بود و به قول نقی معمولی در سریال پایتخت کلاً همه چیز رو به رشد بود. اون اوایل بانک در یک ساختمان استیجاری مستقر بود.
بابا وقتی ساعت 2 میآمدند خونه ضمن شنیدن خبرهای رادیو و خوردن ناهار از اوضاع کار هم حرفهایی میزدند، چند نفر رو ارتقاء مقام داده بودند و چند نفر رو استخدام کرده بودند.
برای وصول طلبهای بانک خودشون به روستاهای اطراف میرفتند و با حل مشکل کشاورزان و فرستادن کارشناس برای راهنمایی و زیادتر شدن محصول با یه اکیپ کاملاً متخصص که چند نفر تحصیلکردهی خارج از کشور و سپاهی ترویج هم در اون بود، موفق شدند که رتبهی بانک رو از درجهسه به درجهیک ارتقاء بدند. از این موضوع کارمندها هم منتفع شده بودند و در حقیقت ارتقاء رتبه پیدا کرده بودند و پول بیشتری دریافت میکردند. دیگه کسی وام بیخودی نمیگرفت و کسی هم نیازی به گرفتن پول غیرمعمول از مشتریها نداشت.
کمکم زمین بزرگی خریدند و ساختمان جدیدی برای بانک ساختند. یادمه همه میگفتند که اگر امکانش هست برای این ساختمان جدید پارکینگ هم در نظر بگیرید، چون همه حداقل یه پیکان یا ژیان داشتند. البته هنوز همه توی همون ساختمان قدیم مشغول به کار بودند.
همه دوستشون داشتند به جز یکیدو نفر که دستشون از کارهای خلاف کوتاه شده بود. بابا به همه چیز رسیدگی میکردند حتی به طرز لباس پوشیدن و ظاهر کارمندها.
کمکم همه چیز داشت سر جای خودش قرار میگرفت، کار، تفریح و رفاه خانواده. ما هم خونه رو عوض کردیم و یه خونهی خیلی بهتر توی خیابونی که به سمت دریا میرفت و نزدیک محل کار بابا بود اجاره کردیم.
فهرست مطالب کتاب
مقدمه
سرآغاز
آغاز نوشتن
آلمان غربی
آبنبات
چتهها
من برای یک ساعت یک برادر داشتم
گنجشکهای بیچاره
بنز سورمهای
عکاسباشی
جاهل مست
مذاکرات بینالمللی
مسکوویچ
بالکن
رضا شیرفروش
درخت آلبالو
بادبادک
خیارشور
فاستونی
قصر شیرین
انقلاب صنعتی
چراغ زنبوری
سمفونی قورباغهها
گل آفتابگردان
قلمستان
بستنی عشقی
اسب مجار
نوبت آب
تلویزیون
کندوی عسل
موضوع انشاء
دزد قالیها
کوچهی کفش بلّا
تلاش
بهشت کوچک
چلوکباب به یادماندنی
تیتر برخی از روزنامههای سال 57 و 58
شورولت نوا
شعارنویسی
دوستان شهیدم
بازنشستگی اون هم با 16 سال خدمت
کسادی بازار
معافی از سربازی
ریشه در خاک
مهاجرت موقت
پولک بلوری و ساختمان باغ صبا
موشکباران
ازدواج
قول مردانه
رفیق با مرام
ورزش رایگان
مهاجرت معکوس
آیندگان
حامی و همراه
حج واجب
لذت زندگی
پایان
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب من و بابا میری |
| نویسنده | جمشید میرفخرایی |
| ناشر چاپی | انتشارات خزه |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 90 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-1582-02-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای خاطرات |
















