دانا دورفمن، رواندرمانگر برجسته در کتاب نگرانیهای مفید، نقشهی راهی برای والدین ترسیم میکند تا با غلبه بر اضطراب فرزندپروری، راه را برای موفقیت و بالندگی فرزندانشان باز کنند. این اثر کمک میکند تا والدین بتوانند هم از روان فرزندان خود مراقبت کنند و هم نوجوانان را برای موفقیت در رقابتهای پیش رو آماده کنند.
دربارهی کتاب نگرانیهای مفید
با رشد تدریجی فرزندان، اضطراب و نگرانی والدین نیز به شکل مداوم افزایش مییابد تا جایی که گاهی خود را در تلهی اضطراب ناشی از نتیجه و دستاورد، محصور میبینند. کتاب نگرانیهای مفید نوشتهی دانا دورفمن، به والدین کمک میکند تا با مهار تنشهای ناشی از فرزندپروری، فضایی امن و سرشار از آرامش برای مسیر رشد فرزندانشان فراهم کنند.
نگرانی والدین برای موفقیت فرزندان خود در آیندهی رقابتی پیش رو، اگرچه کاملا طبیعی و گاه حتی اجتناب ناپذیر به نظر میرسد، با این حال برخلاف آنچه پدر و مادرها تصور میکنند، این نگرانی نه تنها تاثیر مثبتی ندارد، بلکه حتی بر خلاف هدف آنان عمل میکند. دانا دورفمن در کتاب حاضر این نکتهی مهم را گوشزد میکند که این اضطراب و دلهره بیش از آنکه به یاری فرزندان بیاید، آرامش و سلامت روان آنان را سلب میکند و مسیر تربیت را نیز با چالش و دشواری مواجه میسازد.
اشتباه نکنید! دانا دورفمن بههیچ عنوان قصد ندارد مانند رویکردهای سنتی، استرس و اضطراب را در والدین حذف و ریشهکن کند. او با لحنی صمیمانه و بدون قضاوت، راه تشخیص مرز ظریف میان حمایت سازنده و فشارهای مخرب را به والدین میآموزد. این نویسنده معتقد است نگرانی واکنشی طبیعی در دوران فرزندپروری است و راهکار اصلی، نه سرکوب این احساس، بلکه بهرهگیری از آن بهعنوان ابزاری کارآمد برای هدایت نوجوانان به سوی استقلال و بالندگی است.

هنر تبدیل نگرانیهای مفید به نیرویی سازنده
کتاب نگرانیهای مفید چارچوبی در اختیار والدین میگذارد تا بهجای ایجاد تنش، عاملی سازنده برای تصمیمگیریهای خردمندانه بیابند. پایهی اصلی این رویکرد، تفکیک هویت والد از فرزند است؛ وضعیتی که در آن پدر و مادر، نوجوان خود را پروژهای برای جبران کمبودها یا کسب افتخار شخصی نمیبینند. دانا دورفمن مخاطب را ترغیب میکند تا تمرکز بیش از حد بر دستاوردهای مقطعی مانند نمرات درسی یا پیروزی در رقابتها را کنار بگذارد و در عوض، مسیر رشد و یادگیری را تقویت و حمایت کند.
نویسنده تکنیکهای خودتنظیمی هیجانی را آموزش میدهد تا والدین در لحظات بحرانی، رفتارهای واکنشی یا تقابلی را مهار کنند و در نقش همراهی مطمئن در کنار فرزند بایستند. او با استفاده از مثالهای واقعی نشان میدهد که مدیریت دلهرههای والدین، تنشهای درون خانه را کم میکند و بستری امن به وجود میآورد.
خرید کتاب نگرانیهای مفید و مطالعهی دقیق آن برای والدینی که نگرانی دربارهی موفقیت فرزندانشان، آنها را آسیبپذیر و آرامش را از ایشان سلب کرده، یک انتخاب ویژه و مهم است. این اثر در حوزهی تربیت فرزند نوجوان توسط مرجان حمیدی ترجمه شده و انتشارات دکسا آن را روانهی بازار کتاب کرده است.
کتاب نگرانیهای مفید برای شما مناسب است اگر
- به دنبال کتابی مفید هستید که در مسیر فرزندپروری همراهیتان کند.
- در پی یادگیری مهارتهایی برای مهار و مدیریت اضطرابهای والدگری خود هستید.
- احساس میکنید فشار مداوم برای کسب موفقیت، میان شما و فرزندتان فاصلهی عاطفی ایجاد کرده است.
- کتابی در حوزهی تربیت نوجوان میخواهید که بر ویژگیهای رفتاری والدین هم تمرکز کند.
در بخشی از کتاب نگرانیهای مفید: چگونه با مهار اضطراب فرزندپروری نوجوانی بالنده پرورش دهیم میخوانیم
رندی از دست دختر بیستسالهاش، الن، به ستوه آمده بود. بعد از گذراندن یک «تابستان بیهودهی دیگر»، رندی دیگر قادر نبود الن را به انجام «هیچ کاری» تشویق کند.
الن سال سوم تحصیلش در یکی از کالجهای شهر خودشان را شروع کرده بود و ادعا میکرد که «هیچ ایدهای» دربارهی مسیر آیندهاش ندارد. تا آن موقع حتی پارهوقت هم جایی کار نکرده بود، هیچ علاقهمندی خاصی به ذهنش نمیرسید، و تجربهای برای استناد کردن نداشت. به گفتهی مادرش، الن دختری منفعل بود و نسبت به وضعیت رکودش بیتفاوت به نظر میرسید. در مقابل، رندی بهشدت از این وضعیت نگران بود و احساس میکرد بهعنوان مادر «شکست خورده است». متأسفانه، صحبت دربارهی آیندهی الن بعد از فارغالتحصیلی آنقدر حساس و پرتنش شده بود که حتی اشاره به آن باعث میشد الن «وحشتزده شود و از هم بپاشد».
رندی همهی اینها را در اولین جلسهی دیدارمان با من در میان گذاشت.
او گفت: «اون هیچی، یعنی واقعاً هیچی نداره که توی رزومهاش بنویسه، نه کارآموزی، نه شغل تابستونی، نه تجربهای، نه علاقهمندیای، نه سرگرمیای، هیچی! تازه حتی اگه پای جونش هم در میون باشه نمیتونه برای مصاحبهی کاری بره! حتی با صندوقدار فروشگاه هم صحبت نمیکنه... کلاً با هیچ غریبهای صحبت نمیکنه. چطور میخواد کار پیدا کنه؟»
رندی معتقد بود الن از خیلی وقت پیش به درمان نیاز داشت. در دورهای از اضطراب شدید، هنگام درخواست پذیرش دانشگاه، پزشک کودکان الن برای او داروی ضدافسردگی تجویز کرده بود تا کمک کند آن مرحله را «بگذراند». بااینحال، تا آن زمان، رندی تصور میکرد که میتواند بهتنهایی از پس چالشهای دخترش بربیاید.
رندی از آنجا که همیشه توانسته بود الن را مدیریت کند، حالا درمانده بود. هیچکدام از تلاشهایش نتیجه نمیداد.
موقعیت رندی نمونهای است از کشمکش بسیاری از والدین مجسمهساز. این دسته از والدین که عادت دارند مسائل را خودشان حل کنند، وقتی با نوجوانی مواجه میشوند که نمیتوانند او را شکل دهند، احساس ناتوانی و سردرگمی میکنند.
بله























