گری اسمال و جیجی ورگان تلاش کردهاند تا با نگارش کتاب آلزایمر: راهنمای علمی و عملی برای بیمار و خانواده، راهنمایی کامل و جامع دربارهی این بیماری فراهم کنند. این کتاب بهویژه برای مبتلایان به آلزایمر و مراقبان آنها کاربردی خواهد بود؛ چراکه به درک بهتر اختلال حافظه و درمان آن کمک خواهد کرد. تنظیم سبک زندگی، تغذیه، داروها، عوامل روحی و روانی و غیره از جمله مواردی هستند که در این کتاب مطرح میشوند.
دربارهی کتاب آلزایمر: راهنمای علمی و عملی برای بیمار و خانواده
آلزایمر یکی از شایعترین مشکلات دوران سالمندی است. در سالهای اخیر و از بابت تغییرات چشمگیری که در سبک زندگی انسانها ایجاد شده، سن ابتلا به آلزایمر نیز کاهش محسوسی داشته است. گری اسمال (Gary Small) و جیجی ورگان (Gigi Vorgan) از جمله متخصصانی هستند که سختی ابتلا به آلزایمر و همچنین دشواری مراقبت از بیمار آلزایمری را درک کرده و برای مواجههی بهتر با این معضلات، دست به نگارش کتاب آلزایمر: راهنمای علمی و عملی برای بیمار و خانواده (The Small Guide to Alzheimer's Disease) زدهاند.
گرچه آلزایمر اندکاندک و بیصدا ظاهر میشود، اما گری اسمال و جیجی ورگان در کتاب آلزایمر انتشارات سبزان کمک کردهاند تا بروز این بیماری قابل پیشبینی شود. فراموشی و اختلال حافظه علائم و نشانههای خاموشی دارد که میتوان با توجه به آنها تا حد زیادی پیشگیری از آلزایمر را ممکن کرد؛ به شرطی که فرد و مراقبانش توجه ویژهای به سبک زندگی داشته باشند.
آیا آلزایمر قابل درمان است؟
علاوه بر تشخیص علائم آلزایمر، نویسندگان به مخاطبان کمک کردهاند تا راههای کمک به درمان و بهبودی فرد مبتلا به آلزایمر را نیز یاد بگیرند. گرچه در حال حاضر آلزایمر بهطور کامل قابل درمان نیست، اما میتوان با توجه به مراقبتهای خاص مورد نیاز، تأثیر آن بر فرد و خانواده را تا حد زیادی کاهش داد.
اگر سالمندید یا سالمندی در خانواده دارید، خرید کتاب آلزایمر: راهنمای علمی و عملی برای بیمار و خانواده میتواند برایتان مفید باشد. این کتاب اطلاعات کاملی را از عوامل بهبوددهنده و تشدیدکنندهی این بیماری در اختیارتان میگذارد و کمک میکند تا همنشینی مسالمتآمیزی با این بیماری داشته باشید.
نکوداشتهای کتاب آلزایمر: راهنمای علمی و عملی برای بیمار و خانواده
- این راهنمای ملموس و کاربردی، ابزارهای پیشرفتهی تشخیص و درمان آلزایمر را معرفی میکند؛ ابزارهایی که آشنایی با آنها برای مواجههی مؤثر با همهگیری آلزایمر، برای همگان ضروری خواهد بود. (دکتر محمد چنگیز از)
- میلیونها نفر هر روز با پیامدهای آلزایمر روبهرو هستند؛ چه آنهایی که با این بیماری ویرانگر زندگی میکنند و چه کسانی که با عشق و صبوری از این افراد مراقبت میکنند. این راهنما باید در اختیار همهی این افراد قرار بگیرد. (ماریا شرایور)
- تشخیص بیماری آلزایمر میتواند ترسناک باشد؛ اما چه خود بیمار باشید، چه عضوی از خانوادهتان، پس از خواندن کتاب آلزایمر احساس توانمندی و امید در شما تقویت خواهد شد. این راهنمای مفید و مختصر، تأثیری عمیق و ماندگار بر شما خواهد گذاشت. (دکتر سانجی گوپتا)
کتاب آلزایمر برای شما مناسب است اگر
- سالمندید و نگران این هستید که در آینده به آلزایمر مبتلا شوید.
- در مراحل اولیهی آلزایمر یا دمانس قرار دارید.
- یکی از اعضای خانوادهتان به آلزایمر و فراموشی مبتلا شده و وظیفهی مراقبت از او به عهدهی شماست.
در بخشی از کتاب آلزایمر: راهنمای علمی و عملی برای بیمار و خانواده میخوانیم
وقتی روث کمکم فهمید ذهن پدر رو به افت است، شروع کرد آیندهی او را با مراقبت تماموقت تصور کند. بیشتر بحثهای خانوادگی دربارهی راهحلهای عملی برای نیاز رو به رشد پدر به کمک، با جملهی محبوب او تمام میشد: «من رو خونهی سالمندان نذارین. باید من رو توی یه تابوت از این خونه بیرون ببرین.»
روث اضطراب پدر دربارهی نقلمکان از خانۀ خانوادگی بعد از 50 سال به جایی ناآشنا را درک میکرد؛ جایی که باید با آدمهای غریبه کنار بیاید. خودش هم نگرانی داشت، چون خوانده بود بیماران مبتلا به زوال عقل هنگام سازگاری با محیط زندگی ناآشنا ممکن است با افت شناختی شدیدتر روبهرو شوند. با این حال، تنها زندگی کردن برای پدر خطرناک شده بود و بار سنگینی بر دوش باقی خانواده میگذاشت تا دائماً سر بزنند و با انزوا و تنهایی که ممکن بود زوال شناختی را تندتر کند، مقابله کنند.
وقتی ترکیدن لولهی آب سبب بههمریختگی خانهی پدر شد، روث چارهای جز انتقال او به یک مرکز نگهداری سالمندان نداشت. پدر برای ماندن در خانه سخت تلاش کرد، اما در نهایت تسلیم شد، چون واقعاً راه دیگری نبود. همین که رسیدند، پدر بلافاصله شروع کرد به غر زدن دربارهی اتاق، سروصدا، غذا و همهی «پیرها»یی که همهجا نشسته بودند. روث او را آرام کرد و گفت فقط تا وقتی خانه تعمیر شود همانجا میماند؛ هرچند میدانست این حرف کاملاً درست نیست. آن شب پیش او ماند تا خوابش برد و بعد آرام از اتاق بیرون رفت.
وقتی روث روز بعد برگشت، پدر را در سالن غذاخوری کنار دو مرد مسن دیگر دید؛ مشغول بحث داغ دربارهی سیاست بودند و پدر سرحالتر از قبل به نظر میرسید. چیزی که روث را خوشحال کرد این بود که پدر بهسرعت با محیط جدید کنار آمد، دوستهای تازه پیدا کرد و در آن مرکز جان گرفت. این جابهجایی خیال روث را از خطرهای تنها زندگی کردن پدر با زوال شناختی پیشرونده راحت کرد.
بله


















