کتاب آخرین غروبهای زمین
برای دانلود قانونی کتاب آخرین غروبهای زمین و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب آخرین غروبهای زمین
کتاب آخرین غروبهای زمین نوشتهی روبرتو بولانیو یک مجموعه داستان کوتاه است که اغلب داستانهای آن از زبان نویسندگان و شاعران ناکامی روایت میشود که امید چندانی برای رسیدن به آنچه میخواهند، ندارند. نویسنده با بهره بردن از تجربیات شخصی خود، داستانهایی را خلق کرده که بسیار باورپذیرند و مخاطب به آسانی با آنها همراه میشود.
دربارهی کتاب آخرین غروبهای زمین
روبرتو بولانیو (Roberto Bolano) در کتاب آخرین غروبهای زمین (Last Evening on Earth) روایتگر داستان قهرمانانی است که رنگ و بویی از قهرمانی ندارند؛ اغلب آنها نویسندگان ناموفقی هستند که رؤیاهایشان رنگ واقعیت پیدا نکرده است. آدمهایی که در شرایطی دشوار و در فقر و نداری به سر میبرند و همهچیز برایشان پیچیدهتر از آن است که تصور میکردند.
گم شدن ناگهانی شخصیتها یکی دیگر از مضامین به کار رفته در کتاب آخرین غروبهای زمین است؛ شخصیتهایی که مدام غیب میشوند و خود را از پیش چشم دوستان و نزدیکانش مخفی میکنند و همین موضوع عاملی است برای شکل گرفتن تنش در داستانها.
کتاب آخرین غروبهای زمین، مجموعهای است شامل 12 داستان کوتاه. روبروتو بولانیو در این داستانهای کوتاه، تصویری از انسانهایی ارائه میدهد که در جستوجوی معنا، هویت و جایگاه خود در جهان هستند. این مجموعه داستان نگاهی عمیق به شکستها، آرزوها و تنهایی انسان معاصر دارد؛ مفاهیمی که تا مدتها در ذهن مخاطب باقی میمانند.

یکی از جذابترین ویژگیهای کتاب آخرین غروبهای زمین این است که مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکند. روبرتو بولانیو داستانهایش را به شکلی روایت میکند که گاهی خواننده احساس میکند با خاطرات واقعی نویسنده روبهرو است و گاهی تصور میکند وارد جهانی کاملاً داستانی شده است. همین ابهام دلنشین باعث میشود هر داستان لایههای مختلفی پیدا کند و مخاطب را به کشف معناهای پنهان آن ترغیب کند.
نثر روبرتو بولانیو در این مجموعه، ساده و روان است، اما در پس این سادگی، نگاهی دقیق به زندگی و روابط انسانی دیده میشود. او بدون اغراق و شعارزدگی، لحظههای کوچکی را به تصویر میکشد که سرنوشت شخصیتها را شکل میدهند. آخرین غروبهای زمین کتابی است که بیشتر از آنکه بر اتفاقات بزرگ تکیه کند، بر حسها، خاطرهها و تجربههای انسانی متمرکز است.
رد پای زندگی شخصی نویسنده در آخرین غروبهای زمین
در بسیاری از داستانهای آخرین غروبهای زمین میتوان ردپای زندگی شخصی روبرتو بولانیو را مشاهده کرد. او تجربهی مهاجرت، سفر و زندگی در کشورهای مختلف را به شکلی هنرمندانه وارد داستانهایش کرده و به همین دلیل، فضای آثارش حس واقعگرایانه و صمیمانهای دارد. بسیاری از شخصیتهای کتاب مدام در حال جابهجاییاند؛ از شهری به شهر دیگر میروند، در هتلها و کافهها سرگرداناند و در جستوجوی چیزی هستند که خودشان نیز تعریف روشنی از آن ندارند. این حس بیقراری و تعلق نداشتن، یکی از مهمترین ویژگیهای جهان داستانی این نویسندهی شیلیایی است.
از سوی دیگر، ادبیات در کتاب آخرین غروبهای زمین نشر چشمه تنها یک موضوع فرعی نیست، بلکه بخشی از زندگی شخصیتها به شمار میآید. شاعران، نویسندگان و علاقهمندان به ادبیات بارها در داستانها ظاهر میشوند و نویسنده از خلال زندگی آنها، به دغدغههایی مانند شکست، جاهطلبی، عشق و تنهایی میپردازد.
با وجود فضای گاه تلخ و اندوهگین کتاب، طنزی ظریف و انسانی در بسیاری از روایتها جریان دارد که از سنگینی داستانها میکاهد. همین ترکیبِ اندوه، شوخطبعی و نگاه عمیق به زندگی است که باعث شده کتاب آخرین غروبهای زمین به یکی از ماندگارترین آثار روبرتو بولانیو تبدیل شود و خواننده را حتی پس از پایان کتاب به فکر فرو ببرد.
اگر به دنبال خواندن چند داستان کوتاه هستید که با حال و هوایی شاعرانه و غمانگیز، داستان ناکامیهای شاعران و نویسندگان را روایت میکند، خرید کتاب آخرین غروبهای زمین گزینهی بسیار مناسبی است. این مجموعه داستان کوتاه را پوپه میثاقی به فارسی برگردانده و نشر چشمه آن را روانهی بازار کرده است.
کتاب آخرین غروبهای زمین برای شما مناسب است اگر
- میخواهید با قلم یکی از برترین نویسندگان شیلیایی آشنا شوید.
- به مجموعه داستانهای کوتاهی علاقه دارید که شخصیتهایی ماندگار و فضاسازیهایی عمیق و تأثیرگذار دارند.
- به داستانهایی علاقه دارید که مرز میان واقعیت، خاطره و خیال را از بین میبرند و خواننده را در فضایی تأملبرانگیز قرار میدهند.
- از خواندن آثاری لذت میبرید که به موضوعاتی مانند مهاجرت، تنهایی، سرگردانی، عشقهای نافرجام و جستوجوی هویت میپردازند و تصویری متفاوت از زندگی انسان معاصر ارائه میکنند.
در بخشی از کتاب آخرین غروبهای زمین میخوانیم
هیچوقت دیگر باهام راجعبه ویاویسیوسا صحبت نکرد. یک ماه و نیم، یا شاید دو ماهی، هر روز صبح همدیگر را میدیدیم و ظهر از هم جدا میشدیم، موقعی که باید سوار اتوبوس میشدم و برای ناهار به خانه به لَویا برمیگشتم. یکبار پیرمرد خنزرپنزری را دعوت به تماشای فیلم کردم، اما قبول نکرد. دوست داشت باهام صحبت کند، یا نشسته بر نیمکتش در المدا یا در حال چرخیدن در خیابانهای اطراف؛ هرازگاهی رضایت میداد تا برویم بار، و آنجا همیشه دنبال فروشندهی تخم لاکپشت میگشت. هیچوقت ندیدم لب به الکل بزند.
چند روز پیش از اینکه برای همیشه ناپدید شود به دلایلی مرا واداشت تا راجعبه ژاکلین آندره صحبت کنم. متوجه شدم که این شیوهاش برای به خاطر آوردن ژاکلین بود. از موهای بلوند خاکستریاش گفتم و با میل یا با اکراه آن را با رنگ بلوند عسلی توی فیلمهایش مقایسه کردم، و پیرمرد هم بفهمینفهمی سر تکان داد، در حالیکه مستقیم جلوش را نگاه میکرد، انگار تصویر ژاکلین آندره روی شبکیهی چشمش نقش بسته بود یا داشت برای نخستینبار او را میدید. یکبار ازش پرسیدم چهجور زنهایی را دوست دارد. سؤال احمقانهای بود، سؤالی که نوجوانی که دنبال حرفی برای زدن میگردد میپرسد. اما پیرمرد آن را جدی گرفت و مدتی طولانی پاسخش را سبکوسنگین کرد. بالاخره گفت زنان آرام. و بعد اضافه کرد، اما فقط مردههایشان واقعاً آراماند. و بعد از مدتی گفت، فکرش را که میکنم حتی مردههایشان هم آرام نیستند.
فهرست مطالب کتاب
سنسینی
هنری سیمون لوپرنس
انریکه مارتین
ماجرایی ادبی
تماس تلفنی
خنزرپنزری
موریسیو سیلوا ملقب به چشم
گومز پلَسیو
آخرین غروبهای زمین
روزهای 1978
سرگردان در فرانسه و بلژیک
دندانپزشک
فهرست
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب آخرین غروبهای زمین |
| نویسنده | روبرتو بولانیو |
| مترجم | پوپه میثاقی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۳۹۷ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 211 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-362-718-8 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی، کتابهای داستان کوتاه خارجی |























