معرفی و دانلود کتاب شمشیر سرنوشت: کتاب دوم مجموعه حماسه ویچر
برای دانلود قانونی کتاب شمشیر سرنوشت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب شمشیر سرنوشت: کتاب دوم مجموعه حماسه ویچر
کتاب شمشیر سرنوشت، نقطهی عطفی در مجموعهی ویچر است. آندژی ساپکوفسکی، ماجرای این مجموعه را در قالب داستانهایی کوتاه نوشته که به یکدیگر مرتبط هستند. داستان این کتاب فانتزی دربارهی گرالت، ویچری با تواناییهای فراانسانی است که در کنار مبارزه با هیولاهای مخوف، نقش پدری مهربان را برای دختری به نام سیری ایفا میکند. قابل ذکر است این کتاب برندهی جایزهی ایگنوتوس شده.
دربارهی کتاب شمشیر سرنوشت
کتاب شمشیر سرنوشت (Sword Of Destiny)، داستانی فانتزی دربارهی قهرمانی به نام ویچر است که با استفاده از تواناییهای فوقالعادهی خود به نبرد با موجودات پلید میرود. آندژی ساپکوفسکی، جلد دوم حماسهی ویچر را در قالب شش داستان کوتاه نگاشته است.
داستان کتاب شمشیر سرنوشت با تجمع اهالی شهری خیالی جلوی غاری در میان خرابهها آغاز میشود. ساکنین شهر به مردی پول دادهاند تا آنها را از شر موجودی به نام باسیلیسک که در غار زندگی میکند، نجات دهد. این مرد مدتی است که داخل غار رفته و برنگشته. اهالی که از بازگشت این مرد ناامید شدهاند، سعی میکنند خورجینِ اسبِ مرد را بگردند و اموال او را تصاحب کنند.
حماسهی ویچر به روایت آندژی ساپکوفسکی
در ادامهی کتاب ویچر شمشیر سرنوشت، دو زن جوان با قدمهایی آرام و مطمئن از پشت خرابهها بیرون میآیند. در این حیصوبیص، مردی با موهای سفید از داخل غار نمایان میشود. سرِ بریدهی باسیلیسک در دست این مرد است. مرد سفیدمو در حال گرفتن دستمزدش برای کشتن هیولا است که مشاجرهای میان دو زن و اهالی شهر در میگیرد. این زنهای جوان جان یکی از اهالی شهر را میگیرند و بقیه پا به فرار میگذارند.
در بخش بعدی کتاب شمشیر سرنوشت، مرد سفیدمو از مهارت زنها تعریف میکند و به آنها میگوید که نامش، گرالت از ریویا است. آندژی ساپکوفسکی، با این شروع هیجانانگیز، گرالت، شخصیت اصلی کتاب ویچر 2 را به شما معرفی میکند. زنهای جنگجو، محافظان مردی به نام بورچ، ملقب به سه زاغچه هستند. بورچ، گرالت را به مهمانخانهای دعوت میکند. گرالت، بورچ و زنهای محافظ در مهمانخانه به گفتوگو مشغول میشوند و دربارهی اژدها صحبت میکنند.

دیدار سرنوشتساز گرالت و سیری
در ادامه، شخصیتهای کلیدیِ بیشتری به داستان اضافه میشوند. گرالت با دخترکی به نام سیری ملاقات میکند و این دیدار، بارِ عاطفی بیشتری به داستان شمشیر سرنوشت اضافه میکند. گرالت، نقش پدری دلسوز را برای سیری بر عهده میگیرد و رابطهای احساسی میان گرالت و سیری ایجاد میشود.
در ادامه، ینفر، زنی زیبارو سر راه گرالت قرار میگیرد تا این کتاب فانتزی در کنار ماجراهای پرهیجان با اتفاقهایی عاشقانه همراه شود. این ویژگیها، خرید کتاب ویچر شمشیر سرنوشت را به انتخابی جذاب برای علاقهمندان داستانهای فانتزی با ماجراهای احساسی تبدیل میکند.
اگر میخواهید با سرآغاز عشق گرالت به ینفر و بعد پدرانهی او در رابطه با سیری همراه شوید، دانلود کتاب شمشیر سرنوشت آندژی ساپکوفسکی با ترجمهی سینا طاوسی مسرور و بهناز حسینی از نشر آذرباد را به برنامهی فانتزیخوانی خود اضافه کنید.
جوایز و افتخارات کتاب شمشیر سرنوشت
- از پرفروشترین کتابهای نیویورکتایمز
- برندهی جایزهی ایگنوتوس در سال 2004
- ترجمه شده به بیش از بیست زبان
- یکی از بهترین مجموعهها از نگاه مجلهی فوربس
اقتباسهای کتاب شمشیر سرنوشت
- در برخی از قسمتهای سریال تلویزیونی The Hexer (نسخهی لهستانی سریال ویچر) از عناصر رمان شمشیر سرنوشت استفاده شد.
- قسمت «ضیافتها، حرامزادهها و تدفینها (Of Banquets, Bastards and Burials)» از فصل نخست سریال ویچر (The Witcher) از جلد دوم حماسهی ویچر اقتباس شده است.
کتاب شمشیر سرنوشت برای شما مناسب است اگر
- کتاب آخرین آرزو را خواندهاید و میخواهید در جلد دوم مجموعهی ویچر با گرالت همراه باشید.
- به مطالعهی داستانهای فانتزی با هیولاها و ماجراهای عاشقانه علاقه دارید.
- ادبیات لهستان و داستانهای حماسی و تخیلیاش را میپسندید.
در بخشی از کتاب شمشیر سرنوشت: کتاب دوم مجموعه حماسه ویچر میخوانیم
ویچر تظاهر به شگفتزدگی کرد. «آه! برگشتی خونه؟ فکر کردم امشب دیگه نمیآی.»
دندلایون چفت در را انداخت، لوت و کلاه مزین به پرش را از یک میخ آویزان کرد. بعد کتش را درآورد، آنرا تکاند و روی چند کیسه که در کنج اتاق کوچک بودند انداخت. بهجز آن کیسهها، یک تشک و کپهی بزرگی از کاه، اتاق اثاثیه دیگری نداشت: حتی شمع هم چکه و موم آن روی زمین جمع شده بود. دروهاد، دندلایون را میستود؛ اما نه آنقدر که اتاقی واقعی به او بدهد.
دندلایون کفشهایش را درآورد و پرسید: «چرا فکر نمیکردی امشب برگردم؟»
- فکر میکردم زیر پنجرهی بانو وورکا آواز بخونی، همون دختره که تمام شب مثل سگ بهش زل زده بودی.
ترانهسرا خندید و پاسخ داد: «آهای، آهای! واقعاً که چقدر میتونی احمق و نفهم باشی! من اصلاً علاقهای به وورکا ندارم. فقط خواستم حسادت بانو آکرتا158 که فردا میخوام برم سراغش جلب بشه. یهکم برو کنار.»
دندلایون کنار گرالت دراز کشید و پارچهی ضخیمی که روی او بود را به سمت خود کشید. ویچر که خشم عجیبی را حس میکرد، سرش را به سمت پنجره برگرداند. حتی باوجود تارعنکبوتها هم میتوانست ستارهها را ببیند.
شاعر پرسید: «چت شده؟ از کی تا حالا اینکه من دنبال دخترها هستم ناراحتت میکنه؟ میخوای مثل درویدها سوگند پاکی بخورم؟ یا شاید...»
- اِنقدر اداواطوار در نیار. من خستهام. نمیبینی که بعد از دو هفته برای اولین بار ملحفه داریم و زیر سقف خوابیدیم؟ اینکه فردا کسی بهزور بیدارت نمیکنه تو رو به وجد نمیآره؟
دندلایون شروع کرد: «من وقتی تنهایی رو یه تشک بخوابم انگار توی قبرم. شادی ناقص... شادی ناقص به چه دردی میخوره؟»
گرالت غرولند آرامی کرد. دندلایون که از صدای خودش خوشش آمده بود، صحبت شبانگاهیاش را ادامه داد. «شادی ناقص... مثل بوسهای که قطع بشه... ببینم، چرا دندونهات رو بهم میکشی؟»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب شمشیر سرنوشت: کتاب دوم مجموعه حماسه ویچر |
| نویسنده | آندژی ساپکوفسکی |
| مترجم | سینا طاوسی مسرور، بهناز حسینی |
| ناشر چاپی | انتشارات آذرباد |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 424 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8537-47-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی |

























