معرفی و دانلود کتاب انیسه خاتون و توپاز خان: بر اساس حکایت «یک کنیز و دو برادر» از هزار و یک شب
برای دانلود قانونی کتاب انیسه خاتون و توپاز خان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب انیسه خاتون و توپاز خان: بر اساس حکایت «یک کنیز و دو برادر» از هزار و یک شب
کتاب انیسه خاتون و توپاز خان، شما را با بازآفرینی خلاقانهای از یکی از داستانهای کهن ایرانی همراه میکند. سولماز خواجه وند، با نثری شیرین و دلنشین، روایت عاشقانهای را با الهام یکی از داستانهای هزارویکشب، نگاشته است. این داستان ایرانی دربارهی دلدادگی توپاز خان، شاهزادهی ایرانی، به کنیزی با نام انیسه است.
دربارهی کتاب انیسه خاتون و توپاز خان
کتاب انیسه خاتون و توپاز خان، داستان دلنشینِ ایرانی با الهام از یکی از قصههای هزارویکشب را پیش روی شما قرار میدهد. سولماز خواجه وند، نویسندهی کتاب، با وفاداری به یکی از داستانهای هزارویکشب، این داستان را با زبانی امروزی و نثری دلانگیز بازنویسی کرده است. این رویکرد، شخصیتهای داستان را برای مخاطبهای امروزی ملموس و باورپذیر کرده است. داستانهای هزار و یک شب، یکی از ارزشمندترین گنجینههای ادبی ایران و جهان بهحساب میآید.
ماجرای کتاب انیسه خاتون و توپاز خان دل حرمسرای سلطان محمد آغاز میشود؛ جایی که انیسه، دختری جوان و تازهوارد، پا به این مکان پررمزوراز گذاشته است. او که هنوز سلطان را از نزدیک ندیده، تصویری نامشخص از دربار پادشاهی دارد؛ اما پس ورودش به حرمسرا با فضایی متفاوت روبهرو میشود. در همان روزهای نخست، شاهد بازیگوشیهای زنان حرمسرا، به ویژه ابریشم، قرار میگیرد که با شعر و طنز و حرکات بامزه، فضایی سرزنده و غیرمنتظره خلق میکنند. ابریشم ادای زنان باردار را درمیآورد و با خواندن شعرهای بامزه، مسخرهبازی میکند. این شادی و هیاهو در حمام، انیسه را که تا پیش از این حرمسرا را جایی مخوف تصور میکرده، شگفتزده میکند.
مثلث عشق در سایهی تاج و تخت
سولماز خواجه وند با هوشمندی تمام، در همان صفحات نخست کتاب انیسه خاتون و توپاز خان، تصویر ذهنی شما از حرمسرا را به چالش میکشد. صحنههای سرزنده و طنزآمیز، چنان ماهرانه در دل روایت جای گرفتهاند که شما را ناخودآگاه به لبخند وا میدارد و شیفتهی این فضای غیرمنتظره میشوید. نویسنده با این شوخطبعی و ظرافت، نهتنها شخصیتهای داستان را برای مخاطب امروزی ملموس و دوستداشتنی کرده، بلکه شما را چنان مجذوب این دنیای تازه میکند که تا پایان کتاب، لحظهای رهایش نمیکنید.
انیسه در میان زنان حرمسرا، شخصیتی کمسال و کمتجربه دارد و با تعجب به رفتارهای آنها نگاه میکند. خندههای کوچک و پنهانی، تنها واکنش او به این فضای تازه است. اما در همین حین، نگاههای گذرایی که میان او و سلطان محمد رد و بدل شده، زمینهساز دلدادگیای میشود که قرار است همه چیز را تغییر دهد. توپاز خان، برادر سلطان، نیز پس از دیدن انیسه شیفتهاش میشود و عشق ممنوعهای میان آن دو شکل میگیرد. عشقی که اگر سلطان محمد از آن آگاه شود، میتواند فاجعهای بزرگ رقم بزند.
عشق و عاشقیهای حرمسرا در داستان انیسه خاتون و توپاز خان
طرح عشق ممنوعه در کتاب انیسه خاتون و توپاز خان انتشارات هوپا، لایههای تازهای از تعلیق و هیجان را به روایت اضافه کرده است. مثلث عشقی توپاز خان، سلطان محمد و انیسه خاتون، نه فقط بهخاطر ممنوعیتاش، که بهخاطر قرارگرفتن در دل حرمسرا و در سایهی قدرت مطلق سلطان، نفسگیرتر میشود. در میان حالهوای شاد حرمسرا، راز دیدارهای پنهانی توپاز خان و انیسه، همچون بمبی ساعتی در دل حرمسرا تیکتاک میکند.
کتاب انیسه خاتون و توپاز خان قصهای است عاشقانه که در دل هزار و یک شب، از میان یک کنیز و دو برادر بیرون آمده و حالا با نثری امروزی و چاشنی طنز، شما را به سفری پرماجرا در دنیای پررمزوراز داستانهای کهن ایرانی میبرد.
کتاب انیسه خاتون و توپاز خان سولماز خواجه وند را انتشارات هوپا چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب انیسه خاتون و توپاز خان برای شما مناسب است اگر
- خوانندهای نوجوان هستید و میخواهید داستانی عاشقانهای دلنشین و برگرفته از قصههای هزارویکشب مطالعه کنید.
- فعال حوزهی ادبیات نوجوان هستید و قصد خواندن داستانی بامزه و سرگرمکننده با مضمون عشقی ممنوعه در حرمسرای سلطان محمد را دارید.
در بخشی از کتاب انیسه خاتون و توپاز خان: بر اساس حکایت «یک کنیز و دو برادر» از هزار و یک شب میخوانیم
ابریشم، دُردانهی سلطان بود. اسمش کلثوم بود. کشیده بود، با موهای ابریشمی مشکی بلند و موجدار که پیچ میخورد و میافتاد روی کمرش. سلطان اسمش را گذاشته بود، ابریشم. بعد از او زنان زیادی به حرمسرا آمدند، ولی هیچکدام جای ابریشم را توی دل سلطان نگرفتند.
ابریشم میخواند و چشم دوخت به انیسه و سیر نگاهش کرد. انیسه سرخ شد. گرمای حمام راه گلویش را بسته بود. سرش را پایین انداخت و رفت کنار زنها کمی دورتر نشست. زنها خودشان را شستند و رفتند. انیسه هم شستهونشسته، لباسش را پوشید و به دنبالشان رفت.
زنها از پیچ دالان رد شدند. ابریشم جلوجلو میرفت، قِر میداد و زیر لب میخواند: «این کمره یا شاهفنره!»
زنها دستهایشان را زیر بقچهشان گره کردند، بشکن زدند و خواندند: «الحق که این شاهفنره!»
ابریشم چرخید طرف زنها، ابروهایش را بالا و پایین انداخت و خواند: «این ابروئه یا جنبونک؟»
زنها زیرزیرکی بشکن زدند و ابروهایشان را بالا و پایین کردند و زیر لب خواندند: «الحق که این جنبونکه!»
زیرزیرکی خواندند و خندیدند و یکییکی رفتند توی عمارت. عمارت، کوشک بزرگی بود در باغی با درختهای چنار سربهفلککشیده که شاخههایشان پهن شده بودند وسط آسمان و همهجا را سایه کرده بودند. پرندهها لای شاخوبرگ چنارها لانه کرده بودند و میخواندند. نسیم لابهلای برگها میچرخید و از اُرُسیها میرفت توی کوشک، میان زنها که نشسته بودند به قلیانکشیدن، میپیچید و گم میشد میان دالانها!
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب انیسه خاتون و توپاز خان: بر اساس حکایت «یک کنیز و دو برادر» از هزار و یک شب |
| نویسنده | سولماز خواجه وند |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 107 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8025-00-9 |
| موضوع کتاب | کتابهای قصههای کهن نوجوان، کتابهای داستان و رمان عاشقانه نوجوان |






















