معرفی و دانلود کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم!: کتاب سوم مجموعه قورتش بده
برای دانلود قانونی کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم! و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم!: کتاب سوم مجموعه قورتش بده
کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم!، شما را با ماجراهای دختری با توانمندی خارقالعاده و جالب همراه میکند که دلتنگ مادرش است. عادله خلیفی با زبانی دلنشین برای کودکان، روایتگر سفر پرماجرای دختری شیطان و مهربان است که تصمیم دارد مادرش را پیدا کند. قورتشبده، قهرمان داستان، بههمراه پروفسور، پدرش، ماجراهای جالبی را برای یافتن مادر، پشت سر میگذارند.
دربارهی کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم!
کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم!، داستانی دلنشین و خواندنی برای کودکان دارد. عادلهی خلیفی، در جلد سوم مجموعه داستانهای قورتش بده، با درکی عمیق از احساسات کودکانه، داستان را بر بستری از واقعیت و فقدان بنا کرده تا از دل تاریکیها، نوری از جنس امید روشن کند. قهرمان این داستان، دختری هشتساله است با تواناییِ عجیب و منحصربهفرد: میتواند هر چیزی را هر چقدر هم که بزرگ باشد، قورت بدهد! او موجودی حساس و مهربان است که پرندهها را دوست دارد، از گربهها بدش میآید و دلش برای مادرش تنگ شده؛ مادری که در خاطراتش تنها تصویری مبهم از او باقی مانده.

قورتشبده با وجود قدرت خارقالعادهاش، تنها است و هیچ دوستی ندارد. او در سفر مداوم با پدرش، پروفسور، زندگی میکند؛ پدری که بیشتر درگیر نقشهها و اختراعهایش است تا دلتنگیهای دخترک. اما قورتشبده تسلیم نمیشود. او مصمم است، میداند چه میخواهد و برای رسیدن به خواستهاش تلاش میکند.
در جستوجوی مادر؛ سفر پرماجرای قورتشبده به روایت عادله خلیفی
داستان کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم!، با تعریف خاطرهای از قورتشبده در زمین بازی آغاز میشود. قهرمان داستان، در سفری به همراه پروفسور، به زمین بازی بچهها میرود. قورتشبده، ابتدا از دور مشغول تماشای بازی بچهها میشود. پس از مدتی، جلوتر میرود و به بچهای کمک میکند تا از سرسره بالا برود، با کودکی دیگر به الاکلنگبازی مشغول میشود و از این طریق، دوستانی برای خودش پیدا میکند.
دوستان قورتشبده، او را به پدر و مادرهایشان معرفی میکنند. در این معرفی، نامش را از او میپرسند، اما قورتشبده که میداند نامی عجیب و غریب دارد، چیزی نمیگوید. این وضعیت، شکِ پدر و مادرهای دوستان قورتشبده را بر میانگیزد. پرسوجوها از این دخترک مهربان، گفتوگو را به سؤال دربارهی مادرش میکشاند.
تنهایی یک قهرمان؛ قصهی دختری که شهر از او فرار میکرد
مادر قورتشبده، از دست اذیتهای پروفسور، خانواده را ترک کرده است. به همین دلیل قهرمان کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم!، چیزی دربارهی مادرش به خانوادهی دوستانش نمیگوید. این خودداری از صحبت، مادر و پدرهای دوستان قورتشبده را بیشتر مشکوک میکند. این شرایط کار را به جایی میکشاند که پدر و مادرهای دوستانِ قورتشبده، فرزندانشان دیگر به زمین بازی نمیآورند. تواناییهای عجیبوغریب قورتشبده، شهربهشهر در بین اهالی میپیچد و همه با دیدن این دختر، پا به فرار میگذارند.
نامهربانی مردم، دلِ قورتشبده را بیشتر برای مادرش تنگ میکند. این وضعیت، شخصیت اول داستان را مصمم میکند تا دنبال مادرش بگردد. داستان کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم!، فراتر از یک ماجراجویی ساده، روایتی است از رنج تنهایی و شجاعتِ جستوجوگری. عادله خلیفی با این کتاب، پنجرهای به دنیای کودکانی میگشاید که در سکوت، بار دلتنگیِ نبودن عزیزی را به دوش میکشند و هر روز با ترس از قضاوت دیگران دستوپنجه نرم میکنند. قورتشبده با وجود تمام طرد شدنها، نه از قدرتاش سوءاستفاده میکند و نه از آن خجالت میکشد؛ او یاد میگیرد با توانایی عجیبش زندگی کند و آن را در مسیر درست به کار بگیرد.
کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم! عادله خلیفی را انتشارات هوپا چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم! برای شما مناسب است اگر
- کودکی در گروه سنی 8 تا 12 سال دارید.
- معلم مدرسه هستید و میخواهید داستان کودکانهای با موضوع پذیرش تفاوتها و دوری از والدین برای شاگردان خود، بخوانید.
در بخشی از کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم!: کتاب سوم مجموعه قورتش بده میخوانیم
تمام بدن قورتشبده میسوخت. حس میکرد توی تمام پوستش سوزن فرو میکنند. مامانش خیلی سفت او را لیف کشیده بود. موهایش را هم خیلی سفت بسته بود بالا. نه برایش بافته بود و نه دوگوشی بسته بود و نه گیرههای پروانهای به آن زده بود.
بابای خواهر قورتشبده هم آمده بود خانه. یک مرد قدبلند که مامان قورتشبده میگفت: «او خیلی آدم مهمی است، نه مثل بابای تو که الکی برای خودش فکر میکند آدم مهمی است.» بابای خواهر قورتشبده رئیس یک شرکت بزرگ بود. پروفسور دیگر هیچی نمیگفت. حتی وقتی مامان قورتشبده به او گفت که مهمبودنش الکی است، پروفسور باز هم ساکت بود.
مامان قورتشبده کیک را گذاشت روی میز و بلند گفت: «بیا فوتش کن! آرام فوتش میکنی تا آب دهانت روی کیک نریزد.» قورتشبده خواست اخم کند که یادش آمد مامانش دارد دعوایش میکند نه بابایش. به پروفسور نگاه کرد و یکدفعه دلش برای پروفسور تنگ شد. پروفسور پیش قورتشبده بود، اما قورتشبده حس میکرد از او خیلی فاصله دارد. خیلی عجیب بود! قورتشبده دلش برای کسی که کنارش بود، تنگ شده بود. پروفسور ساکت و سربهزیر نشسته بود. قورتشبده دلش برای بحثکردنها و دعواها و اخمکردنهایش با پروفسور هم تنگ شده بود. قورتشبده بابای پروفسورش را خیلی دوست داشت.
قورتشبده از روی مبل بلند شد و کنار میز ایستاد. انگشتش را بالا آورد که مامانش داد زد: «دستت به کیک نخورد!»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب برویم مامانم را پیدا کنیم!: کتاب سوم مجموعه قورتش بده |
| نویسنده | عادله خلیفی |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | |
| تعداد صفحات | 229 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-204-013-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان سرگرم کننده کودک، کتابهای کودک 6 تا 8 سال، کتابهای کودک 9 تا 12 سال |






















