معرفی و دانلود کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر!: کتاب دوم مجموعه قورتش بده
برای دانلود قانونی کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر! و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر!: کتاب دوم مجموعه قورتش بده
کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر! شما را با ماجراهای دختری باهوش همراه میکند که قدرتهای خارقالعادهای دارد. این قدرتها، کار دست قهرمان داستان میدهند. عادله خلیفی، با طنازی قصهی بامزهای را روایت کرده که در آن، قدرتِ قهرمان داستان به بلای جانش تبدیل میشود.
دربارهی کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر!
کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر!، اثری خواندنی برای کودکان علاقهمند به داستانهای بامزه و سرگرمکننده است. عادله خلیفی، نویسندهی کتاب، با درآمیختن تخیل سرکش و طنزی ظریف، داستانی آفریده که در آن یک اشتباه کوچک میتواند به فاجعهای بزرگ تبدیل شود و تنها راه نجات، نه در فرار از مسئله، که در پذیرش و درست کردن آن است.

قورتشبده، دختری بامزه و شیطان است که تواناییهای خارقالعادهای دارد. این دختر، آدمهای بد را قورت میدهد! این ویژگیِ قورتشبده، دختر داستان را به قهرمانی جالب تبدیل کرده که خوانندههای کودک از مطالعهی ماجراهای او حسابی لذت میبرند و میخندند. داستان جلد دوم مجموعه قورتش بده، کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر!، با ماجرای رویارویی قورتشبده با چند پسر بد آغاز میشود. این پسرها، در حال پرتاب سنگ به گربهای بینوا هستند. گربه میخواهد از دست پسرها فرار کند و به بالای درخت برود، اما پسرها دست بردار نیستند و همچنان به گربه سنگ پرتاب میکنند. برخورد سنگها، گربه را به پایین درخت میاندازد. گربه که روی زمین افتاده، پشت پاهای قورتشبده قایم میشود. پسرها از رو نمیروند و با پیش کردن گربه، او را به سمت جوی آب فراری میدهند.
از طرف دیگر، قورتشبده دل خوشی از گربهها ندارد، چون پرندهها را میخورند. با این حال، طاقت دیدن سنگخوردنِ گربه را هم ندارد. تماشای این وضعیت، قورتشبده را حسابی عصبانی میکند. قهرمان داستان، انگشتش را داخل دهانش میگذارد و شروع میکند به باد کردن خودش تا حسابی بزرگ شود و برود بالای سر پسرها تا آنها را بترساند. این کار، شخصیت اول این رمان کودکانه را به یک قورتشبدهی غولپیکر تبدیل میکند.
وقتی قورتشبده باد شد؛ ماجرایی بامزه و آموزنده از عادله خلیفی
پسرها با دیدن این غول عظیمالجثه، پا به فرار میگذارند. پس از متواری شدن پسرها، قورتشبده دوباره انگشتش را توی دهانش میگذارد تا به اندازهی طبیعی خودش برگردد. این کار، قهرمان داستان را به تعجب میاندازد که چگونه ممکن است خودش را باد کرده باشد. در نتیجه، یکبار دیگر انگشتش را داخل دهانش میگذارد و خودش را باد میکند. اینبار، قورتشبده به اندازهای خودش را باد میکند که از سقف ماشینها، تیرک چراغ برق، درخت کاج و ساختمانها بلندتر میشود.
در این گیر و دار، چشم اهالی شهر به این غول عجیب میافتد و پا به فرار میگذارند. بهیکباره، قورتشبده متوجه میشود که کلاغی به سرش نوک میزند. قورتشبده، عصبانی میشود و انگشتش را از دهانش در میآورد. این کار، قهرمان داستان کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر! را همانند بادکنکی که بادش خالی شده باشد، کوچک میکند. باد با فشار از دهان قورتشبده خارج میشود. این فشار بهاندازهای است که توفانی بهراه میافتد و شیشههای خانهها میشکند و مردم به هوا پرتاب میشوند.
پایانی پندآموز در کتاب قورتش بدهی غول پیکر!
پس از این خرابکاریهای دردسرساز، شخصیت اول کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر!، متوجه میشود که قورتدادن، تنها نیروی شگفتانگیز او نیست و قدرت باد کردنِ خودش را نیز دارد. قورتشبده که اکنون کوچکشده، سراغ اهالی شهر میرود که روی زمین افتادهاند و آنها را صدا میزند، اما پاسخی دریافت نمیکند. با خودش فکر میکند که ممکن است اهالی شهر را کشته باشد. پس از مدتی، مردم شهر با صورتی رنگپریده و چشمهایی آبی رنگ بلند میشوند. آنها، وضعیت عادی ندارند و تلوتلوخوران، توی خیابان پرسه میزنند. در ادامه، اتفاقهایی جالب رخ میدهد و ماجرا با پایانی پندآموز، خاتمه پیدا میکند.
کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر! عادله خلیفی را انتشارات هوپا چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر! برای شما مناسب است اگر
- فرزندی در گروه گروه سنی 8 تا 12 سال دارید.
- مربی یا معلم کودکان هستید و میخواهید داستانی بامزه و آموزنده دربارهی مسئولیتپذیری برای کودکان بخوانید.
در بخشی از کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر!: کتاب دوم مجموعه قورتش بده میخوانیم
پچپچخور هم تندوتند چلپوچلوپ و ملچوملوچ میکرد.
توی میدان شهر و خیابانهای اطرافش کلی آدم تلوتلوخوران راه میرفتند و چشمهایشان آبی بود.
قورتشبده فریاد زد: «تو نمیگذاری من به کارهایم برسم. داری اعصابم را خرد میکنی. برو... برو... برو... اگر از جلوی چشمم نروی، ایندفعه واقعاً قورتت میدهم و تو را بالا هم نمیآورم تا دیگر نتوانی در رؤیای هیچکس برگردی اینجا.» پدربزرگ گفت: «رؤیاها قورتدادنی نیستند.»
قورتشبده عقب رفت: «امتحانش میکنیم.»
پدربزرگ عصایش را بالا برد: «دخترهی بیشعور، مراقب کارهایت باش.» قورتشبده گفت: «چه نقشهای برایم داری؟ من خودم را باد نمیکنم و مردم را توی خودم زندانی نمیکنم.» پدربزرگ عصایش را پایین آورد: «این کار را نکن. من همینالانش هم لشکر خودم را دارم.»
قورتشبده گفت: «چیِ خودت را داری؟»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب یک قورتش بدهی غول پیکر!: کتاب دوم مجموعه قورتش بده |
| نویسنده | عادله خلیفی |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | |
| تعداد صفحات | 213 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-204-011-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان سرگرم کننده کودک، کتابهای کودک 6 تا 8 سال، کتابهای کودک 9 تا 12 سال |






















