نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش - هاروکی موراکامی
4.2
126 رای
hamideh mojtahedi
۱۴۰۵/۰۲/۰۲
2132
کتابراه من نمیخوام فعلا نظری راجع به این کتاب بدم ولی از خودت و تیمت هزاران بار ممنونم که با هدیههای آخر هفته ت فرهنگ کتابخونی رو رواج میدی، اینو یادت باشه تو یکی از بهترین اپلیکیشنهای کتابخونی هستی.
کتاب جالبی بود. هرچند از اونجایی که قبلا کتاب "سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا" رو ازش خونده بودم. عملا انگار یه جور اسپین آف از اون رو داشتم میخوندم! مسائلی حل نشده باقی موند گمون کنم خود نویسنده فراموششون کرد یکی که بیشتر از همه توی ذهنم موند، ماجرای خواب دختر و اینکه توش حامله شده بود. زمانی که کاراکتر اصلی خواب خوان شد فکر میکردم الان قراره پرده از این راز برداشته بشه که عملا اتفاقی نیفتاد! جایی از کتاب بهتره بگم اواخرش نویسنده سعی کرد سبک نوشتاریشو توضیح بده که به نظرم بیمورد بود! شاید اگه اولین کتابش بود میشد درک کرد اما الان بعد از این همه اثر چرا باید بخواد همچین چیزی رو توضیح بده؟!! درکل این پنجمین اثر از این نویسنده بود که مطالعه کردم اما چندان نپسندیدم. البته اگه هیچ ذهنیتی ازش نداشته باشین شاید جذاب تر باشه. به هر حال هنوز کتاب "کافکا در کرانه " از این نویسنده برام رتبه ی یک رو توی اثارش داره. البته بین همین چندتایی که خوندم.
اول از همه ممنون از کتابراه. کتاب فوقالعادهای بود. دوم ممنون از خانم مریم حسین نژاد بابت ترجمه بسیار عالی. سوم ممنون از آقای سبحان اکرامی بقدری قشنگ و با احساس روایت میکردند که اگر میخواستم بخشهایی که نویسنده با قشنگی و ظرافت محیط و احساسات و آدمها رو توصیف کرده بود خودم بخوانم قطعا نمیتونستم آن لذت عمیق بودن در متن رو تجربه کنم. آقای اکرامی بقدری قشنگ با صدای مردانه و عالی شأن داستان را روایت کردند که حس غریبی در تمام طول داستان مرا احاطه کرده بود. اما هاروکی موراکامی، چه نویسنده متبحر و توانکندی، چه قلم گیرا و تاثیر گذاری دارند. کمتر داستان تخیلی بدینگونه توانسته منو تحت تأثیر قرار بده و صد البته صدای جناب اکرامی هم بی تاثیر نبود. مطلبی در مورد داستان نمینویسم و تشویق میکنم که حتما حتما بخونید. شاید تا قسمت بیستم کمی گنگ باشد اما بعد آن داستان گیرایی خاصی پیدا میکند. من تحت تأثیر همه شخصیتهای داستان قرار گرفتم. درضمن انتخاب موزیکهای ابتدا و انتهای هر بخش نیز عالی بود. سپاسگزار کتابراه هستم. 🌹
این کتاب خیلی جالب و عجیبی بود از نظرم. خط داستانی مشخصی داشت ولی بیشتر از اینکه نقل یه داستان در قالب مفاهیم فلسفی باشه نیاز به تفکر و تعمق داشت، از اون مفاهیمی که انگار هر کسی برداشت شخصی خاص خودش رو داره. مثل نگاه کردن به یه تابلوی نقاشی بود که هر کسی با تلاش، چیزی ازش تفسیر میکنه و نمیشه گفت این تفاسیر درست یا غلطه بلکه هر کدومشون یه دید جدیده که شاید حتی خود نویسنده در زمان نوشتن بهش فکر نمیکرده. داستان در ابتدا با یه عشق دوران نوجوونی و خیال پردازی های شخصیت ها شروع میشه که یجور شور و عطش زنده ای توش داره، حتی دلتنگی رو هم میشه توش حس کرد ولی در ادامه روند داستان یه پختگی و بلوغ خاصی پیدا میکنه. دغدغه های فکری خواننده، با توجه به پا به سن گذاشتن شخصیت وارد دنیای بزرگسالی میشه ولی هنوز عنصر خیالی و فلسفیش نقش پررنگی داره. هر بار که درمورد شهر محصور و سایه ها صحبت میشد به این فکر میکردم که بُعد جسمانی و روح ما چقدر بهم وابسته ن و آیا اصلا وجودشون بدون هم امکان پذیره یا از هم متمایز نیستن؟ یا مثلا درمورد مفهوم زمان برام سوال میشد که واقعا یه ابدیت بی انتها تکرار خسته کننده ی اتفاقات نیست؟ اگه زمان به معنی آینده و گذشته وجود نداشته باشه و ما همیشه توی یه نقطه از حال بمونیم اصلا میشه گفت زنده ایم و زندگی میکنیم؟ واقعا فکر کردن به تمام این ها پیچیده و دشواره و هیچ جواب قطعی و منطقی ای براش وجود نداره. فقط به صِرف اینکه ما انسان هستیم دلیلی نمیشه که تمام حقایق انسان بودن رو به طور قطع بدونیم اما مانعی هم برای تامل کردن توی این مسائل وجود نداره. برای همین فلسفه از نظرم یه قلمرو آزاد و بیشتر شخصیه که برداشت های هر کسی توی اون قلمرو خاصه؛ به عبارتی هر کسی شهر محصور خودشو داره!
بزرگترین جذابیت کتاب، رویکرد موراکامی به گذشتهاش است. او در این رمان، مضامینِ «جستوجوی گمشده» و «عشقِ دور از دسترس» را که در آثار دوران جوانیاش (مثل تعقیب گوسفند وحشی) وجود داشت، با پختگیِ یک نویسنده ۷۰ ساله بازخوانی میکند. شخصیت اصلی (راوی) که در جوانی عاشق دختری بوده و سالها بعد در دوران میانسالی دوباره در پی یافتنِ آن «شهر» است، نمادی از جستوجویِ انسان برای یافتنِ بخشهای فراموششده و دفنشدهی وجود خودش است.
«شهر و دیوارهای نامطمئنش» کتابی برای «درک کردن» نیست، بلکه کتابی برای «غرق شدن» است. اگر به دنبال تعلیقهای تند و داستانی با ضربآهنگ سریع هستید، احتمالاً این کتاب انتخاب مناسبی نیست. اما اگر به دنبال یک تجربه مراقبهگونه، غمانگیز و در عین حال امیدوارانه درباره تنهایی، حافظه و معنای «خود» هستید، این کتاب یکی از آثار درخشان و جمعبندیکننده کارنامه موراکامی محسوب میشود.
«شهر و دیوارهای نامطمئنش» کتابی برای «درک کردن» نیست، بلکه کتابی برای «غرق شدن» است. اگر به دنبال تعلیقهای تند و داستانی با ضربآهنگ سریع هستید، احتمالاً این کتاب انتخاب مناسبی نیست. اما اگر به دنبال یک تجربه مراقبهگونه، غمانگیز و در عین حال امیدوارانه درباره تنهایی، حافظه و معنای «خود» هستید، این کتاب یکی از آثار درخشان و جمعبندیکننده کارنامه موراکامی محسوب میشود.
خب بالاخره کتاب تموم شد کتاب شهر و دیوارهای نامشخصش نویسنده هاروکی موراکامب مترجم مریم حسین نژاد و با صدای فوق العاده سبحان اکرامی قبل از هر چیز از کتابراه ممنونم بابت هدیه خویش. بطور کلی نظرم راجع به کتاب مثبته. این رمان داستان واقعی نیست و زاده ی تخیل نویسنده موراکامی هست. از داستان کتاب خیلی خوشم نیومده. بیشتر توصیف و تشریح لحظه ها جذابیت داشت. بهر حال هاروکی موراکامی نویسنده ی بزرگیه و خواندن نوشته هاش خالی از لطف نیست. کتاب تقریباً سه بخش هستش و موقع گوش دادنش نباید دنبال داستانش باشید من خودم به شخصه از توصیف و وصف زمان حالش خوشم اومد. شاید خودم به لحظه ها و ثانیه های زندگیم اینقدر توجه نداشتم. این کتاب باعث شد که زمان حال زندگیم رو بیشتر درک کنم و اینقدر زودگذر و بی توجه به زمان حال زندگیم نباشم.
نام هاروکی موراکامی برای ادبیات دوستان یک نام آشنا است. رمان شهر با دیوارهای نامشخصش یکی از آثار تازه او می باشد که مطابق انتظار توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. این نویسنده ژاپنی توانسته است مفاهیمی ژرف همچون معنی هویت، مرز میان واقعیت و رویا را در قالب داستانی از زبان شخص اول رمانش بیان کند که در پی یافتن عشق خود دست به کاری عجیب می زند و وارد دنیای ناشناخته می شود. داستان در نگاه اول شاید ناملموس بنظر برسد ولی آنقدر کشش دارد که خواننده را با خود همراه کند و او را وارد سفری فلسفی کند. آیا حاضر هستید برای رسیدن به مقصود از تمام داشته های خود حتی احساسات خود چشم پوشی کنید؟ این همان کاری است که راوی داستان مجبور یه انجام آن می شود. برای دانستن بیشتر بهتر از کتاب را تا انتها دنبال کنید.
این کتاب اولین کتابی هست که از این نویسنده خوندم و به شدت طرفدار سبک نویسندگی ایشون شدم و مشتاقم که در آینده دیگر آثار شون رو هم بخونم🤗مکان ها و لحظاتی که با قوه تخیل شون ثبت کردند فوق العاده بود و کاملا برام تازگی داشت. 🌠کتاب، داستانی از یک شخص رو روایت میکنه که تصمیم میگیره وارد یک شهری که ساخته ذهنش هست بشه تا بتونه عشق اولش رو در آن جا ملاقات کنه اما مشکلی که وجود داره اینه که برای ورود به اون شهر باید سایه اش را از خودش جدا کنه و او هم بدون در نظر گرفتن عواقبش این شرط رو قبول میکنه و وارد شهر میشه.. کتابراه عزیزم، خیلی ازت ممنونم که این امکان را فراهم کردی تا بتونم به شکل رایگان این اثر با ارزش رو با صدای دل نشین آقای سبحان اکرامی بشنوم و از لحظه لحظه شنیدنش لذت ببرم😍💖🪴🌹
در تمام مدتی که رمان رو می شنیدم با خودم می اندیشیدم که ابتدا این رمان نوشته شده یا رمان سرزمین عجایب بی رحم و ته دنیا؟ توضیح نویسنده در انتهای کتاب بسیار جالب و روشنگر بود. در این داستان تم کلی دیگر داستان های موراکامی پی گرفته شده مثل تنهایی، فقدان، طرد ناگهانی و توجه به ضمیر ناخودآگاه که در این رمان به طور ویژه به آن پرداخته شده. در این رمان بیشتر به شهر محصور در دیوار پرداخته شده و شاهد چندین رفت و برگشت هستیم که شاید گیج کننده باشد و توجه تام را می طلبد تا بتوان با روند قصه و گفتگوهای فلسفی آن همراه شد. در کل قصه جذاب و پر کشش بود ولی گره های باز نشده ای وجود دارد که البته آن هم از ویژگی های کلی داستان های جناب موراکامی است. روایت خوب بود. با سپاس از کتابراه
کتابراه عزیز از هدیه ی آخر هفته ای بسیار ممنون و متشکرم بویژه برای کتابهای صوتی، کتابهای صوتی برای افرادی با درد های گردن و ستون فقرات؛ یا ضعف و اختلا ل بینایی یک راه حل فوق العاده هست همچنین برای اشخاص پر مشغله فرصت عالی ایجاد می کند تا نهایت استفاده را از وقت بنمایند. به نظرم کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخص درکل جالب بود. نویسنده به خوبی قوه تخیل را به تصویر کشیده و خواننده را با خود همراه نمود. البته نقش بی نظیر راوی داستان را نیز نباید نادید گرفت با صدایی گرم، روان، آهنگین، مسلط و دلنشین مهمترین عاملی بود که کمک کرد تا انتها ادامه دهم و لذت ببرم باز هم متشکرم
همیشه حس می کردم قراره اون صمیمیت بین دختر و پسر در نوجوانی در دنیای اون طرف دیوار دوباره ایجاد بشه. پس این که دختر می گفت یک روزی تمام من برای تو خواهد بود، منظور فقط این بوده که بتونه با دختر که احساس خاصی هم بهش نداره مسیری رو در اون طرف دنیا قدم بزنه؟ ارتباط بین دنیای رئیس کتابخونه و دنیای ذهنی مرد چی بود؟ تخیل دو نوجوان قرار شد چیو ثابت کنه؟ چطور می شد که مرد از این دنیا به دنیای اون طرف دیوار کوچ می کرد؟ به نظر من داستان بیشتر از این که به ما ذهنیت بده، پراکندگی و ابهام داده. با این حال من به این همه پیچیدگی ذهن و خلق مجدد داستانی با این همه فاصله زمانی نمره ۴ میدم.
بنظرم آقای هاروکی خیلی قشنگ پسری رو به تصویر کشیده که در سنین نوجوانی عاشق دختری شده و این رابطه به طور کاملا ناگهانی و با وجود یک علامت سوال خیلی بزرگ، و یک طرفه تموم شده و حتی نفهمید که چی شدکه تموم شد، فقط تنها چیزی که ازش میدونست یک نهال کوچیک توی ذهنش بود که در طول زندگیش صرفا داشت اونو توی ذهنش بسط میداد که شاید بتونه خودشو قانع کنه و جواب این چرا رو پیدا کنه... که سر انجام بعد از گذشت حدود بیست سال و کلی کلنجار با خودش بالاخره میتونه گذشته رو رها کنه و بالاخره به خود واقعیش برگرده و شروعی جدید و واقعی به دور از اون وهم و حس نوجوانی که داخلش اسیر شده بود رقم بزنه...
با سلام خدمت کتابراهی ها من حدود نصف کتاب و مو به مو گوش کردم عشق پسر 17ساله که درگیر عشق وشهر خیالی میشه. قبلا از این نویسنده کتابهای زیادی خوندم تقریبا همگی داستانها دنیای خیالی دارند و ذهن خواننده را با دنیای غیر واقعی درگیر میکنه منتها اصلا با داستان کتاب ارتباط برقرار نکردم. تعبیر خواب و باردار بودن معشوقه فقط برای پر کردن صفحات کتاب. بود یا در پایان کتاب مشخص خواهد شد و نمیدونم ولی خیلی داستان تخیلی بی نتیجه حداقل تا پایان قسمت سی و سه برای من بود. شاید اگر صدای راوی و شیوایی کلام و تسلط به متن نبود. بیشتر از ده بخش و نمی شد تمام کنم.
این کتاب ساختار روایی شبیه سایر اثار نویسنده را دارد با یک فضای معلق بین واقعیت و خیال، شخصیت مرد منزوی متفکر و زن اثیری. هر چند پردازش شخصیت ها سطحی تر است و کمتر به عمق و انگیزه درونی کارکترها پرداخته شده. موراکامی این داستان سالهای جوانی خود را در هفتاد سالگی و در بحبوحه کرونا بازافرینی کرده و شاید تاکید بیشتر به مساله تنهایی به این دلیل باشد. در نقد این کتاب گفته شده که شروع خوبی برای خواندن موراکامی نیست بلکه این کتاب می تواند مکملی برای درک عمیق تر جهان بینی نویسنده در باب مسایلی چون تنهایی، فقدان و هویت باشد.
«شهر و دیوارهای نامشخصش» را می توان نوعی بازاندیشی موراکامی بر مفهوم «خودِ گمشده» دانست. اگر آثار قبلی او سفر به جهان های موازی بودند، این رمان سفر به درون خویشتن است. این کتاب بیشتر از آنکه درباره ی شهری خیالی باشد، درباره ی این پرسش است: اگر بخشی از وجودمان را کنار بگذاریم تا آرام تر زندگی کنیم، آیا هنوز خودِ واقعی مان هستیم؟ این رمان، موراکامیِ خالص اما پخته تر است — کم هیاهو، عمیق و اندوهگین.
در درجه اول از کتاب راه ممنونم که که این کتاب و بسیاری دیگر را بصورت رایگان در اختیار عموم میگذاره، 🙏 در مورد موضوع کتاب باید بگم برای من خیلی سوال بی پاسخ بوجود اومد. کاش بجای زیاده گویی و توصیف آسمان و زمین به اصل داستان پرداخته میشد. نفهمیدم ارتباط بین دختر ابتدای داستان و دختر کتابخانه چی بود آیا دونفر یکی بودن؟ پس چرا ارتباطی جز شکل ظاهری بینشان نبود؟! چرا یهو ناپدید شد و خیلی چراهای دیگه درکل فکر کنم موراکامی عادت داره خوابهای آشفته خودشو به کتاب تبدیل کنه😄
از کتاب راه ممنونم که همیشه باعث میشه با وجود اینکه نمیتونم زیاد ازش خرید کنم (کمبود بودجه من) ولی همواره کمک میکنه که از کتابها استفاده کنم. در مورد کتاب باید بگم که: در نوع خودش جالب بود، ولی احساس میکنم که شخصیت کتاب دارای نوعی روانپریشی و نوعی مشکل روانی هستش که برای فرار از واقعیات زندگی روزمره، به تخیلات خودش پناه میبره. از مجریان صدا و کارگردانی کار هم بخاطر کار زیباشون باید قدر دانی بشه، از کل عوامل هم تشکر میکنم.
از اون کتاب هاست که هرکس تعبیر خودش رو داره. این رو از توی نظرات هم میشه فهمید. شاید اگر تخفیف نداشت هیچ وقت این کتاب رو گوش نمیکردم. نویسنده سبک خودش رو داره و یک نفر خوب گفته بود. مثل تابلو نقاشی هست که هرکس با نگاه کردن بهش برداشت خودش رو داره. اگر به عنوان رمان بهش نگاه کنیم کتاب جذابی نیست چون سوالاتی برای ادم ایجاد میشهکه جوابی بهشون داده نمیشه. اما با دید فلسفی میشه برداشت خودمونو ازش داشته باشیم
من خیلی این کتابو دوست داشتم، در حین خوندنش انگار که یاد میگیری چطور در سکون و سکوت ذهنی زندگی کنی، برای زندگی امروز ما که هرروز به واسطه سهولت ارتباطات از کلی کانال مختلف کلی دیتا میگیریم و با ادمای مختلفی انلاین ارتباط داریم و این باعث میشه ذهنمون در لحظه خیلی تند کار کنه و به کلی چیز فکر کنه که در نهایت نمیدونم اصن چند درصدش به درد زندگیمون میخوره؟ دنیای این کتاب مث یه تلنگره، تلنگری برای مکث، سکون، سکوت ذهنی
کتاب شهر و دیوارهای نامشخصش به قلم آقای هاروکی موروا کامی و ترجمه خانم مریم حسین نژاد و خوانش زیبای آقای سبحان اکرمی، برای من تا حدودی یادآور نوشته های صادق هدایت است، همان جریان سیال ذهن، دختر، شهر و دیوارهای نامشخصش، در این اثر نویسنده شما را با خود همراه میکند به دنیای پسر هفده ساله ای که عاشق دختری خیالی از شهری در تصوراتش است، و حتی دیوارهای شهر با این پسر در مراوده هستند.
سلام دوستان این کتاب من رو در خودش غرق کرد. دیوار، رودخانه، کودکی، جوانی، خیال، واقعیت و تمام مرزهای محو بین اینها، رعتوآمد بین این مفهومها مسحورکننده بود. با سادهترین جملات و بدیهیترین احساسات بشری به عمیقترین قسمتهای روح نفوذ میکنه. به نظرم به همینخاطر نمیتونه همهپسند باشه اما ازنطر من فوقالعاده بود و به نظرم یکی از ژاپنیترین کتابهای موراکامی بود.
زیبا و دلچسب بود. شروع منطقی و سبک جالب و بامزه اما پایان گیج کننده انتظار پایان زیبا تر و گیرا تری را داشتم. نویسنده گفت که برای پایان این کتاب زحمت کشیده اما کاشکی بیشتر برای پایان کتاب وقت می گذاشت. راوی قوی محکم پر از آرامش می خواند. از همه لحاظ عالی بود. ممنون از کتابراه برای هدیه آخر هفته اش. کتابراه حسابی هوای کتاب خوان ها را داره.
ممنون از کتابراه که کتاب صوتی رایگان در اختیار ما میگذاره. کتاب سبک روایتش روانه پر از جزییات و ادم را همراه خودش میکنه. نویسنده از ایده جذابی استفاده کرده یک فرد با سایه ویک فرد بی سایه باهم اشنا میشن یااینکه افراد برای ورود به شهر باید سایه شون را جا بگذارند واین سیوال که ایا ما انسانها با سایه هویت داریم یا سایه چیزی اضافی است؟
کتاب بدی نیست سبک موراکامی خاص و برای هر خواننده ای جالب نیست ولی به نظرم من این اثر کمی ضعیف تر از بقیه آثارش بود و کمی توضیحات اضافه باعث کسل کننده شدن روند داستان بود ولی در کل سفر به درون خود و بی زمان بودن در اون شهر یا درون خود انسان کاملا جالب بود و این که تنهایی چقدر می تونه روند زندگی یک انسان تغییر بده ممنون از کتابراه
از کتابراه عزیز بابت هدیه آخر هفته هایش بسیار ممنونم. این کتاب دومین کتابی بود که از این نویسنده میخواندم. سبک نوشتار جالبی دارند که باعث جذب کردن مخاطب میشود. داستان این کتاب همراه با مفاهیم فلسفی است که هنگام گوش دادن انسان را به فکر میبرد، هرچند که در چند نقطه از کتاب مفاهیم نصفه رها شدند اما در کل کتاب جذابی بود .
با سلام داستان جالب و قابل تأملی بود نویسندههای ژاپنی همیشه حس ارامش و سبکی به من انتقال میدن توصیفات کتاب در بارهی شخصیتهای داستان عالی بوداز همه مهم تر راوی داستان آقای اکرامی بود که این اثر و جاودانه کرد فوق العاده اجرا کردندالبته این کتاب و به افرادی که به مباحث فلسفی علاقه دارند توصیه میکنم
بسیار کتاب عالی آقای موراکامی نویسنده خاصی، نوسته هاش مرموزه و آدم رو به دقت دوباره گوش کردن و باتوجه شنیدن وا میداره، گاهی اوایل قصه با خودت میگی چقدر گنگه ولی وقتی ادامه میدی متوجه میشی که چقدر کتابهاش ارزشمنده، ضمن تشکر از کتاب راه، شنیدن این کتاب رو بهتون توصیه میکنم دوستان گرامی💐
