نظر آرثئا برای کتاب صوتی شهر و دیوارهای نامشخصش

شهر و دیوارهای نامشخصش
هاروکی موراکامی، مریم حسین نژاد
۴.۲(امتیاز ۱۲۶ نفر)
آرثئا
۱۴۰۵/۰۲/۱۲
این کتاب خیلی جالب و عجیبی بود از نظرم. خط داستانی مشخصی داشت ولی بیشتر از اینکه نقل یه داستان در قالب مفاهیم فلسفی باشه نیاز به تفکر و تعمق داشت، از اون مفاهیمی که انگار هر کسی برداشت شخصی خاص خودش رو داره. مثل نگاه کردن به یه تابلوی نقاشی بود که هر کسی با تلاش، چیزی ازش تفسیر میکنه و نمیشه گفت این تفاسیر درست یا غلطه بلکه هر کدومشون یه دید جدیده که شاید حتی خود نویسنده در زمان نوشتن بهش فکر نمیکرده. داستان در ابتدا با یه عشق دوران نوجوونی و خیال پردازی های شخصیت ها شروع میشه که یجور شور و عطش زنده ای توش داره، حتی دلتنگی رو هم میشه توش حس کرد ولی در ادامه روند داستان یه پختگی و بلوغ خاصی پیدا میکنه. دغدغه های فکری خواننده، با توجه به پا به سن گذاشتن شخصیت وارد دنیای بزرگسالی میشه ولی هنوز عنصر خیالی و فلسفیش نقش پررنگی داره. هر بار که درمورد شهر محصور و سایه ها صحبت میشد به این فکر میکردم که بُعد جسمانی و روح ما چقدر بهم وابسته ن و آیا اصلا وجودشون بدون هم امکان پذیره یا از هم متمایز نیستن؟ یا مثلا درمورد مفهوم زمان برام سوال میشد که واقعا یه ابدیت بی انتها تکرار خسته کننده ی اتفاقات نیست؟ اگه زمان به معنی آینده و گذشته وجود نداشته باشه و ما همیشه توی یه نقطه از حال بمونیم اصلا میشه گفت زنده ایم و زندگی میکنیم؟ واقعا فکر کردن به تمام این ها پیچیده و دشواره و هیچ جواب قطعی و منطقی ای براش وجود نداره. فقط به صِرف اینکه ما انسان هستیم دلیلی نمیشه که تمام حقایق انسان بودن رو به طور قطع بدونیم اما مانعی هم برای تامل کردن توی این مسائل وجود نداره. برای همین فلسفه از نظرم یه قلمرو آزاد و بیشتر شخصیه که برداشت های هر کسی توی اون قلمرو خاصه؛ به عبارتی هر کسی شهر محصور خودشو داره!
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟