در تمام مدتی که رمان رو می شنیدم با خودم می اندیشیدم که ابتدا این رمان نوشته شده یا رمان سرزمین عجایب بی رحم و ته دنیا؟ توضیح نویسنده در انتهای کتاب بسیار جالب و روشنگر بود. در این داستان تم کلی دیگر داستان های موراکامی پی گرفته شده مثل تنهایی، فقدان، طرد ناگهانی و توجه به ضمیر ناخودآگاه که در این رمان به طور ویژه به آن پرداخته شده. در این رمان بیشتر به شهر محصور در دیوار پرداخته شده و شاهد چندین رفت و برگشت هستیم که شاید گیج کننده باشد و توجه تام را می طلبد تا بتوان با روند قصه و گفتگوهای فلسفی آن همراه شد. در کل قصه جذاب و پر کشش بود ولی گره های باز نشده ای وجود دارد که البته آن هم از ویژگی های کلی داستان های جناب موراکامی است. روایت خوب بود. با سپاس از کتابراه