نقد، بررسی و نظرات سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش - هاروکی موراکامی
4.6
58 رای
فرزانه گل مرجان
۱۴۰۵/۰۴/۱۲
00
رمان «سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش» اثر، یکی از درون گراترین آثار اوست که به مسئله هویت، تنهایی و آشتی با گذشته می پردازد. مهم ترین نقطه قوت کتاب، شخصیت پردازی سوکورو است. او شخصیتی معمولی اما عمیق دارد که احساس طردشدگی و جست وجوی معنا را به شکلی باورپذیر تجربه می کند. موراکامی با نثری روان، آرام و شاعرانه، فضای ذهنی شخصیت را به خوبی بازآفرینی می کند و خواننده را در مسیر خودشناسی او همراه می سازد. استفاده از موسیقی، به ویژه قطعه «سال های زیارت» اثر، نیز به غنای نمادین رمان افزوده و لایه ای عاطفی به روایت می بخشد. از دیگر نقاط قوت، پرداخت ظریف به موضوع خاطره و تأثیر گذشته بر زندگی اکنون است. موراکامی نشان می دهد که زخم های روانی، حتی پس از سال ها، می توانند مسیر زندگی انسان را تغییر دهند و تنها از طریق مواجهه با حقیقت امکان التیام پیدا می کنند. فضای مینیمال و تأمل برانگیز رمان نیز برای علاقه مندان به ادبیات روان شناختی جذاب است. بااین حال، کتاب ضعف هایی نیز دارد. ریتم داستان در بخش هایی بسیار کند است و ممکن است برای خوانندگانی که انتظار روایتی پرحادثه دارند، خسته کننده باشد. برخی شخصیت های فرعی، به ویژه دوستان سوکورو، فرصت کافی برای پرداخت عمیق پیدا نمی کنند و انگیزه های آنان تا حدی مبهم باقی می ماند. همچنین برخی عناصر رازآلود و نمادین که از ویژگی های آثار موراکامی هستند، بدون توضیح روشن رها می شوند و ممکن است برای برخی خوانندگان احساس ناتمام بودن ایجاد کنند. در مجموع، این رمان بیش از آنکه بر حادثه تکیه داشته باشد، بر کاوش درونی انسان تمرکز دارد. اگرچه کندی روایت و ابهام برخی بخش ها از نقاط ضعف آن به شمار می روند.
بعد خواندن، شنیدن و لذت بردن از قلم توانمند دکتر علی شریعتی، مرحوم جلال آل احمد، آقای رضا امیرخانی حالا نوبت آثار آقای موراکامی است، این دومین اثر از نوشته های ایشون است که با اجرای عالی جناب نیما رئیسی شنیدم و لذت بردم، با نظر یکی از دوستان کاملا موافقم که جناب موراکامی از هیچ یک اثر جذاب خلق میکنند، مهارت ایشان در استفاده از آرایه های ادبی فوق العاده است و من از استعاره ها و تشبیهاتی که در آثارشون بکار می برند بی نهایت لذت میبرم که البته نباید مهارت مترجم را نادیده گرفت، یک ستاره کمتر دادم چون طبق معمول داستانشون نیمه تمام موند، البته میشه تا حدودی پایان داستان رو حدس زد اما نه صد در صد. یک نکته تاسف بار تو این اثر رسوخ لجام گسیختگی جنسی و بی بندوباری معمول در کشورهای غربی به فرهنگ شرقی ژاپنی هاست که معصومیت نسل جوان و امنیت اونهارو بخطر میندازه. ممنون از کتابراه عزیز
من سالهای بعد از ترک تحصیل در ۱۴سالگی بدون هیچ دوستی در حالی که برادرم بدون هیچ توضیحی ترک گفتوگو کرد با من زندگی کردم تا ۳۰سالگی این کتاب رو گرفتم که ببینم مشکل من چی بوده، برخلاف شخصیت سوکورو من آدم به شدت اجتماعی شاد و با انرژیای بودم و همه چیز رو به خوبی از تمام اعماق وجودم حس میکردم این تنهایی من تنها چیزیه که نتونستم درکش کنم البته که من زنم و حتی در این ۱۵ سال از خونه پدریم بیرون نرفتم ازدواجم نکردم.. شاید من باید قید همهی نیازهای مهم زندگیمو میزدم و از اینجا میرفتم این کتاب میتونه گوشهی تاریکی از تنهایی منو توصیف کنه؟
کتاب “سوکورو تازاکی بی رنگ و سالهای زیارتش” درباره مقطعی از زندگی سوکوروی ۳۶ ساله ایی است که مهندس و طراح ایستگاههای قطار است و به کار خود عشق میورزد. او مردی مجرد و منزوی است اما انزوایی خودخواسته و خودساخته که نتیجه ترومایی بزرگ است و در ابتدای جوانی تجربهاش کرده است. از نظر من سوکورو نمادی از همه ماست چون همه ما در ذات انسانی مشترکیم. کتاب در حقیقت زندگی تک تک ما انسانهای مدرن را روایت میکند و از اوج نیازمان به “دوست” سخن میگوید.
مثل کتابهای دیگه نویسنده حسم بهش یه حس دو قطبی بود، از یه طرف عاشقش بودم از یه طرف متنفر بودم ازش. جزییات دقیق از احساسات شخصی آدمها یه وقتهایی حس میکنی نویسنده به حریم شخصی شخصیتهاش رحم نمیکنه. حس معذب بودن میکنی. و ازین همه درک و فهم نویسنده به شوق میای. موراکامی آدم عجیبیه واقعا! در کل داستان جالبی هست. دوست دارم تحلیلهای داستان و بخونم.
