

کتاب صوتی عادت میکنیم
برای شنیدن کتاب صوتی عادت میکنیم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی عادت میکنیم
پیوند فمنیسم و ادبیات دستمایهی خلق آثار ادبی بسیاری در سراسر جهان شده است. زویا پیرزاد نویسندهی معاصر ایرانی، کتاب صوتی عادت میکنیم را حول محور این ایده نوشته است. او در این اثر به روایتی زنانه از زندگی سه شخصیت بهنامهای آرزو، ماهمنیر و آیه میپردازد. اثر حاضر از پرفروشترین رمانهای فارسیست و تاکنون به چندین زبان ترجمه شده است.
معرفی کتاب صوتی عادت میکنیم
عادت میکنیم روایت زندگی زنانی است در دههی هشتاد شمسی ایران. آرزو صارم، شخصیت اصلی رمان زویا پیرزاد در کشاکش میان انتخابهای خودش و آدمهای زندگیاش قرار دارد. او از یک سو خود را در مقابل مادر پیرش «ماهمنیر» و از سویی دیگر در برابر دختر جوانش «آیه» میبیند. سبک زندگی اعیانی ماهمنیر باعث میشود رابطهی او و دخترش آرزو دچار بحرانهای زیادی شود. همچنین اقتضائات سنوسال آیه نیز چالشهای بسیاری برای زندگی آنها میسازد. و آرزو در میانهی این بلبشو تلاش میکند در جای درست زندگیاش بایستد و مسیر خود را از میان هزار راه پرپیچوخم و بیغوله و بیراهه بیابد. در طول داستان کتاب صوتی عادت میکنیم (We Will Get Used to It) آرزو دچار یک موقعیت عشقی بغرنج میشود و این مسئله به چالشهای او با اطرافیانش بهخصوص مادر و دخترش دامن میزند.
این اثر داستانی تماماً زنانه در خود دارد. هم به این معنا که تمامی شخصیتهای اصلی آن یعنی آرزو، ماهمنیر و آیه زن هستند؛ و هم به این معنی که مردان در این جهان داستانی جایی ندارند. نه به این معنا که در سراسر داستان هیچ اثری از هیچ مردی نباشد؛ بلکه به این معنا که مردان محوریت اساسی ندارند و حضورشان در سراسر داستان -جز یک مورد- دگرگونکننده نیست. آرزو از همسرش جدا شده و این مصداقی از پس زدن مردانگی است. او میخواهد کسبوکار پدریاش را که بهظاهر فضایی مردانه دارد ادامه دهد. این هم مصداقی دیگر دال بر این مدعا و این که «من بهعنوان یک زن میتوانم در جایگاه مردانهی پدرم قرار بگیرم».
چیزی که قلم زویا پیرزاد (Zoya Pirzad) و آثار او را از دیگر نویسندگان متمایز میکند، پرداخت دقیق و استادانهی شخصیتها و همچینن دقت بینظیر نویسنده بر روی جزئیات است. طنین صدای فاطمه معتمدآریا و همچنین روح موسیقی مهدی زارع و گروهش، این کتاب صوتی را به اثری بسیار شنیدنی تبدیل کرده است.
کتاب صوتی عادت میکنیم برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به خواندن داستانهایی در جهان زنانه علاقه دارید و درهمتنیدگی ادبیات و زنانگی برای شما جذاب است، این کتاب صوتی یک پیشنهاد شنیدنی فوقالعادهای برای شما خواهد بود.
با زویا پیرزاد بیشتر آشنا شویم
با شنیدن نام زویا پیرزاد احتمالاً پیش از هر چیزی عنوان کتاب مشهور او یعنی «چراغها را من خاموش میکنم» به ذهنتان خطور میکند. پیرزاد، نویسنده و مترجم ایرانی ارمنیتبار ساکن آلمان، این کتاب را در سال 1380 و در چهلونهسالگی خود منتشر کرد. رمانهای پیرزاد به زبانهای زیادی از جمله انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، ژاپنی و ارمنستانی ترجمه شده و در سراسر دنیا مورد اقبال و استقبال قرار گرفتهاند. او ترجمهی کتابهایی همچون آلیس در سرزمین عجایب نوشتهی لوییس کارول، و آوای جهیدن غوک (مجموعه هایکو) را در کارنامهی حرفهای خود دارد. از جمله افتخارات زویا پیرزاد، میتوان به نشان فرهنگی شوالیهی فرانسه یا همان لژیون دونور اشاره کرد.
جوایز و افتخارات زویا پیرزاد
- جایزه بهترین رمان سال پکا برای کتاب «چراغها را من خاموش میکنم» (۱۳۸۰)
- جایزه بهترین رمان بنیاد هوشنگ گلشیری برای کتاب «چراغها را من خاموش میکنم» (۱۳۸۰)
- انتخاب کتاب «چراغها را من خاموش میکنم» بهعنوان کتاب سال از سوی وزارت ارشاد جمهوری اسلامی سال (1381)
- اخذ لوح تقدیر جایزهی ادبی یلدا برای کتاب «چراغها را من خاموش میکنم» (1380)
- برندهی جایزه بیست سال ادبیات داستانی برای داستان کوتاه «طعم گس خرمالو» (1376)
در بخشی از کتاب صوتی عادت میکنیم میشنویم
آرزو دامن پالتو را جمع کرد، از روی چاله پرآب پرید و غر زد: «چرا همیشه به حرف تو گوش میکنم معلوم نیست! حالا با این هوای گند نمیآمدیم تجریش نمیشد؟» شیرین جلوتر میرفت: «راه بیا و اینقدر غر نزن. دو مثقال برف و شلاب آدم نکشته. یاد گرمای تابستون بیافت و شکر کن. اول لیف میخریم، بعد برگشتنی کتیرا و عرق برگ چنار».
- «نصرت گفت از سبزهباجی سبزی آش بخریم».
- «برگشتنی میخریم».
مرد جوانی با موهای سیاه چسبیده به سر کنار آرزو میآمد و زیر لب میگفت: «کوپن! کوپن! برنج! قند و شیکر! روغن! میخریم، میفروشیم». صورتش پر جوش بود. آرزو چندبار سر تکان داد که نه کوپن میخرد، نه میفروشد. مرد گفت:«نوار خارجی، ایرانی!». آرزو ایستاد و رو به صورت پر جوش داد زد: «گفتم نه!» و با شیرین رفتند توی بازارچه ... .
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی عادت میکنیم |
| نویسنده | زویا پیرزاد |
| گوینده | فاطمه معتمدآریا |
| ناشر چاپی | نشر مرکز |
| ناشر صوتی | نوین کتاب گویا |
| سال انتشار | ۱۴۰۱ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۸ ساعت و ۵۰ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | ۲۱۱۰۰۰ ۱۴۷,۷۰۰ تومان ۳۰% |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان عاشقانه ایرانی کتابهای صوتی داستان و رمان اجتماعی ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی عادت میکنیم
بر
داستان در دههی هشتاد شمسی میگذرد و آرزو زن میانسالی است که سالهاست طلاق گرفته و با
کلیت داستان را از نیمه تا بخش ۲۹ دوست داشتم ولی به انتظار پایان شیرین تر و طرز فکر امروزی تری برای انتخاب نهایی آرزو و رفتار معقول تر اطرافیانش، بخصوص "دوست مثلا با از
این کتاب در کنار بیان مقطعی از داستان زندگی چند نفر از طبقه متوسط، حال و هوای سالهای ۱۳۶۰ را بیان میکند. و
منطق داستان درست نبود، چطور خانوادهای که تا این حد راجع به ازدواج مجدد سختگیر و متعصب است و آن را مایه آبروریزی میداند با داشتن دوست پسر موافق است و آن را مایه فخر و مباهات میداند و دنبال معرفی و پز دادن آن در محافل
فداکاری یک زن را نشان میدهد که چه در برابر فرزند خویش و چه در برابر مادر خویش و
کتاب هرچقدر که در تصویرسازی تلاش میکند در داستانگویی ضیف است. تمام گرههای داستانی که در کتاب مطرح میشود تنها به صورت خلاصه به آن پرداخته میشود بلکه نویسنده از کنار آن عبور میکند.
داستان شیرین و افراسیاب، داستان وبلاگ آیه، داستان طلاق آرزو و اینکه و
بله




























خدمت همه کتاب دوستان عزیز
امروز در مورد کتاب عادت میکنیم از نویسنده ایرانی زویا پیرزاد را کمی با هم صحبت کنیم. کتاب روایتگر داستان زندگی زنی است که قبلاً ازدواج کرده و صاحب دختری بنام آیه است. زن آرزو نام دارد و قبلاً با پسرخاله خود ازدواج کرده است و متاسفانه به طلاق ختم شده. او بعد از مرگ پدرش کار خودش را رها میکند و تصمیم میگیرد تا شغل پدری که مشاور املاک است را ادامه دهد. کتاب رنگ لعابی امروزی دارد و مشکلات و مصائب زنها در ایران را با زبان داستان بیان کرده است. به نظر من این کار خانم پیرزاد از کتاب قبلی ایشان یعنی چراغها را من خاموش میکنم جذاب تر بود. در کتاب مسائلی بیان میشود که شاید در جامعه فکری امروز ایران حل شده باشد ولی در کتابها به صورت اندک دیده میشود. ایشان این مسائل را به صورت خیلی زیبا و با درون مایه صحیح بیان کرده است. از اختلاف فکری بین نسلها میان مادر و دختر خودش و جامعه که به یک زن مطلقه چه نگاهی میتواند داشته باشد. که به نظر من از شیوایی و حلاوت خاصی برخوردار است. در مجموع کتاب با قلمی زیبا و خوشخوان است که مطالعه آن را به همه عزیزان پیشنهاد میکنم. تنها مشکل من با نسخه صوتی این کتاب بود که به نظر من با همه استادی و صدای زیبای فاطمه معتمدآریا برای اینکار خوب نبود و در نقاطی حس کتاب را نمیتوانند بیان کنند. چون به نظر من فقط معروف بودن مهم نیست در خوانش کتابهای صوتی بیشتر انتقال حالات در موقع خوانش مهم است. لین کتاب نوشته زویا پیرزاد از انتشارات خوب نشر مرکز چاپ شده است و ناشر صوتی آن نوین کتاب گویا با خوانش فاطمه معتمدآریا است. سپاس از شما که تا اینجا با من همراه بودید و امید از مطالعه این کتاب مثل من لذت ببرید.