یکی از آرام ترین و در عین حال غم انگیزترین رمان های Kazuo Ishiguro است؛ کتابی که در ظاهر درباره سفری افسانه ای در سرزمینی مه آلود بعد از جنگ های آرتوری ست، اما در عمقش درباره حافظه، فراموشی و زخمی ست که آدم ها و ملت ها سعی می کنند دفن کنند. فضای رمان عجیب و مه آلود است؛ تقریباً همه چیز در هاله ای از فراموشی اتفاق می افتد. آدم ها گذشته شان را کامل به یاد نمی آورند و همین سؤال اصلی کتاب را می سازد: آیا فراموشی گاهی برای ادامه زندگی لازم است؟ یا حقیقت، حتی اگر دردناک باشد، باید به یاد آورده شود؟ رابطه زن و شوهرِ پیرِ داستان — اکسل و بئاتریس — قلب احساسی رمان است. آن ها در ظاهر عاشق و آرام اند، اما هرچه بیشتر در مسیر سفر پیش می روند، کم کم حس می کنی شاید گذشته ای وجود داشته که فراموش کردنش باعث دوام رابطه شان شده. ایشی گورو خیلی ظریف نشان می دهد که عشق همیشه فقط بر پایه حقیقت کامل بنا نشده؛ گاهی آدم ها با نادیده گرفتن بعضی زخم ها کنار هم می مانند. اما کتاب فقط شخصی نیست؛ درباره حافظه جمعی هم هست. «غول مدفون» در واقع می تواند نماد خشونت ها و نفرت هایی باشد که جامعه زیر خاک پنهان کرده تا صلح حفظ شود. و رمان مدام این سؤال ترسناک را تکرار می کند: اگر همه چیز را به یاد بیاوریم، آیا دوباره از هم متنفر خواهیم شد؟
کتاب پنج شخصیت اصلی دارد، شخصیت اول بئاتریس است زنی که خاطرهای از پسرش به یاد میآوردو همراه همسرش تصمیم میگیرند به روستای پسرشان بروند و به این دلیل که چشم هایش بهتر میبیند ومسیر را اندکی به یاد میآوردراهنمای سفر است.
شخصیت دوم اکسل شوهر بئاتریس است ودر گذشته به دلیل نقض صلح توسط شاه آرتور به منتقد اوتبدیل
میشود وبه جناب گووین در یک روستا برمیخوردو
مشاجرهای هم با او داردولی بعد از آمدن غول تمام خاطراتش را فراموش میکند وبه دلیلی نامعلوم توسط اهالی روستا از داشتن شمع محروم میشوند.
شخصیت سوم ادوین است، کودکی که توسط غول
دزدیده وزخمی میشود وبه همین دلیل اهالی روستایش میخواهند به او آسیب برسانند ودر چهار پنج سالگی مادرش توسط برایتونها دزدیده میشود و او میخواهد مادرش را پیدا کند.
شخصیت چهارم ویستن است. ویستن یک جنگجوی ساکسون است وبه دستور پادشاه ساکسونها مامور کشتن غول مدفون میشود ودر راه درروستای ادوین اورا از دست غول مدفون نجات میدهد ومیخواهد به ادوین آموزش نظامی بدهد تا ادوین بتوانداز برایتونها انتقام بگیرد وبه خاطر کشتن غول مدفون قهرمان داستان است.
شخصیت پنجم جناب گووین است. گووین که برادرزاده شاه آرتور است همراه چهار جنگجوی دیگر ویک جادوگر مامور کشتن غول میشود ولی چهار جنگجوی دیگر توسط غول کشته میشوند وفقط جناب گووین وجادوگر زنده میمانند وبه دلیلی نامعلوم در آخر داستان مشخص میشود که او تبدیل به محافظ غول مدفون میشود ودرجنگ با ویستن کشته میشود و برای شاه آرتور احترام بسیاری قائل است و حتی بعداز مرگ آرتور همچنان به اووفادار میماند. درمورد اجرای گویندگان هم باید بگوییم با اینکه با اجرای گروهی یک کتاب مخالفم اما باموفقیت کتاب را خواندند.
از آن دسته کتابهای سهل ممتنع با روایتی پیچیده و غافلگیر کننده
یعنی به نظر همه چیز ساده میآید، تا اینکه بعضی حرفها آدم را به شک میندازد و خیلی جاها هم روایت به عقب یا جلو رانده میشود که باعث میشود درک مطلب سخت تر شود، اما خب تا حدودی بر جذابیت و جنبه مرموز و غافلگیری رمان میافزاید... اجرا و تدوین آهنگ و صدا هم خوب بود
دست مریزاد
داستان جالب بود
اما کاراکترها پیش از حد حرفهای بی سر و ته میزدن
بعنی درسته که نفس اژدها باعث فراموشی شده بود
اما یه سزی از کاراکترها که قبلش آدمهای منطقی و کاردرستی بودن
احمق شده بودن و گوش دادن به حرفاشون از حوصله خارج بود
پایانبندی جالبی داشت
در کل یکم فضای مالیخولیایی داشت
و واقعا سلیقهی هر کسی نیست.
۱- کتاب خوبی بود، داستان گیرا و پایان شوکه کنندهای داشت. نقطه ضعفش فقط کند پیش رفتن داستان بود و بس؛ شخصیت پردازیها عالی بودند و تعامل بین شخصیتها هم جالب بود.
۲- صدا پردازی فوق العاده بود، کیفیت صدا و گویندگی بالا بود و افکتهای جذابی برای قسمتهای مختلف استفاده شده بود، با احساس و واقعی اجرا شده بود. خدا قوت
کتابی جذاب، که نگارشی منسجم و پر توان داشت، و ممنون از مترجم، نوعی دیدگاه سیاسی و گوشه چشمی به سفر درون، زندگی و مرگ، با شخصیتهای اسطوره ایی، بسیار قوی، برداشت از کتاب خیلی بسته به شخصیت و تجربیات خاص خواننده دارد، وسپاس از گویندگان، و زحمات کتابراه
کتاب رو دوست داشتم، مثل بقیه داستانهای ایشی گورو جذاب و جدید و پیشرو بود اما از گویندگیها اصلا راضی نیستم... بخاطر اسم آقای سلطان زاده و خانم پاک ذات خریدم کتابو ولی متاسفانه راوی اصلا خوب نبود... بخاطر همین نتونستم لذت ببرم....
بینظیر بود.. عالی.. عالی... همه چیز خوب و بی نقص مثل این بود که دارم یه کار جدید از تالکین رو میخونم انگار ارباب حلقهها یا هابیت بود و این رو کسی میگه که اکثرا به کارها نقد داره اجراها بسیار خوب افکت و صدابرداری عالی
اونقدری که تعریف میکنن به نظر من جذاب نیست ولی ارزش گوش دادن رو داره اون شاهزاده خانم گفتنش رو مخم بود هیجانش فکر میکردم بیشتر باشه. تو داستانای عاشقانه باید حصاب بشه
سلام، ممنون از کتاب راه، راجع به کتاب یه رمان نرمال با روند نه چندان سریع، کلیت داستان جذابه و تعلیق مناسبی داره، شخصیت پردازی قوی و ارزش یک بار خوندن یا شنیدن را داره