معرفی و دانلود کتاب صوتی همه چیز، همه چیز
برای دانلود قانونی کتاب صوتی همه چیز، همه چیز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی همه چیز، همه چیز
کتاب صوتی همه چیز، همه چیز اولین اثر نویسندهی خوش ذوق آمریکایی نیکولا یون، رمانی دلنشین، الهامبخش و به طرز تکان دهندهای عاشقانه است که همه چیز شما مانند احساسات، گریه، خنده و افکارتان را در هم میآمیزد.
کتاب صوتی همه چیز همه چیز (Everything, Everything) رمانی پیشبینیناپذیر و جذاب است که در سال 2015 منتشر شد و به مدت 40 هفته در فهرست پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز در گروه سنی رمانهای نوجوان قرار گرفت.
این رمان دربارهی دختری به نام مدی است که نسبت به دنیای بیرون ترس دارد و سعی میکند از آن دور شود و تنها در اتاق خود بماند. او شیفتگی و عاشقی را در کتابها جستجو میکند، اما مگر اینطور نیست که برای دستیابی به عشق باید همهی خطرات را به جان خرید و قدم در مسیری پرفراز و نشیب و سخت در دنیای واقعی گذاشت؟
مدی نمیتواند از خانه بیرون بیاید یا با هر وسیلهی غیر بهداشتی تعامل برقرار کند. زیرا او به بیماری نقص ایمنی مرکب مبتلا شده و تحت درمان است. تمام دنیای مدی را مادر مهربانش، پرستار دلسوزش و کتابهای جذابش تشکیل دادهاند. پدر و برادر او سالهای زیادی است که از دنیا رفتهاند.
در یکی از روزها خانوادهی جدیدی به محلهی آنها میآیند و همسایهی مدی و مادرش میشوند، مدی از پنجره، اسبابکشی این خانواده را نگاه میکند. نام پسر این خانواده اُلی است. با گذشت زمان رابطهای صمیمی و دوستانه بین آنها به وجود میآید که مدی را مجبور به انجام بزرگترین ریسک در زندگیاش میکند.
افتخارات کتاب همه چیز، همه چیز:
- پرفروشترین کتاب نیویورکتایمز 2015
- نامزد جایزهی کتاب برگزیدهی خوانندگان جوان پنسیلوانیا (2017)
- نامزد جایزه کتاب نوجوانان همیشه سبز Evergreen (2018)
- نامزد جایزه کتاب نوجوانان شهر میلواکی
- نامزد بهترین داستان نوجوان در سایت گودریدز
- نامزد جایزه خوانندگان Missouri Gateway
نیکولا یون کیست؟
نیکولا یون (Nicola Yoon) قبل از روی آوردن به نویسندگی به مدت 20 سال برنامهنویس بود و در شرکتهای مدیریت سرمایهگذاری مشغول به کار بود، اولین کتاب او همه چیز، همه چیز بود که موضوع آن را از زندگی دختر دو رگهی خود برگرفت. او همیشه به دنبال این بود که کتابی بنویسد تا رفتار و شخصیت و موقعیت فرزند خود را در آن نشان دهد. او هماکنون به همراه همسر و دخترش در لُسآنجلس کالیفرنیا زندگی میکند. از رمان همهچیز، همهچیز فیلمی توسط مترو گلدن مایر در سال 2017 ساخته شد که بازیگران درخشانی مانند آماندلا استنبرگ، وین بردی، نیک رابینسون، و آنیکا نونی رز در آن ایفای نقش کردند.
در قسمتی از کتاب صوتی همه چیز، همه چیز میشنویم:
از پنجره رو برمیگردانم. از چه چیزی پشیمانم؟ از اینکه در اولین فرصتی که پیش آمد بیرون رفتم. از اینکه دنیا را دیدم و عاشقش شدم. از اینکه عاشق آلی شدم. حالا که میدانم همهی آن چیزها را از دست دادهام، چطور میتوانم بقیهی عمرم را با این عذاب سر کنم؟ چشمهایم را میبندم و سعی میکنم بخوابم. اما تصویر چهرهی قبلی مامان، آن همه عشق فداکارانهای که در چشمهایش موج میزند، دست از سرم برنمیدارد. پس به این نتیجه میرسم که عشق چیز فوقالعاده وحشتناکی است. دوست داشتن کسی به همان شدت که مامان من را دوست دارد باید شبیه جان کندن قلب آدم بیرون از سینهاش، بدون پوست، بدون استخوان و بدون هیچ محافظهای باشد. عشق چیز وحشتناکی است و از دست دادنش از آن هم بدتر است.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی همه چیز، همه چیز |
| نویسنده | نیکولا یون |
| مترجم | نازیلا محبی |
| راوی | مریم محبوب |
| ناشر صوتی | نشر نون |
| سال انتشار | ۱۳۹۸ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۸ ساعت و ۱۶ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان عاشقانه نوجوان |
























باید بگم که شاید براتون جالب باشه من با تخفیف نوروزی و کیف مولی که از امتیازام بدست اوردم این کتاب رو فقط با ۱۰ هزار تومن خریداری کردم😂
خودم خندم گرفته بودو جالب بود
راجع به این کتاب باید بگم اصلا نمیتونستم پایانش رو حدس بزنم و واقعااا برام جالب شد و که آخرش اصلای چیز دیگه شد
خیلی لذت بخش بود دلستانش
نمیشه بگی واسه نوجوان خوبه
چون موضوعش کودکانه نبود
راستش اون حال هوای چت کردن و ذوقی که رو پنجره اتاقشی متن واسه یکی بنویسی منو برد خیلی سال پیش
زمان یاهو مسنجر، من حقیقاا عاشق چت کردن بودددم و حتی از اینکه به طور واقعی با یکی ارتباط بگیرم بیشتر دوست داشتم وقتی واسه مدی پیام میمومد یاد اون بوووووز تو یاهو میفتادم
دوران نوجوانی چه ذوقی داشت خدایی
خیلی کتابش برام لذت بخش بود و حال و اوای قدیممو زنده کرد
حتی، اون ترسای وای مامانم نمیذاره
وای مامانم اگه بدونه
مامانم
مامانم...
حتی اینو هم کاملا درک کردم
خیلی باهاش همزاد پنداری میکردم
من به شخصه از بچگیی آلرژی دارم که برعکس مامان مدی، ابنو از من مخفی کردده بودن، البته شابدم چون مای خونواده ایرانی الصل هستیم بیشتر میشه گفت بی اهمیت و جیز بیخودی بود ک بخوان جدیش بگیرن
ی آلرژی دارم که هنوز هیچ دکتری نفهمیده به چیه
ی روز به رنگهی روز به شیشه پاکن😂
بعد از ۸ سال یهو مثلا به گربم الرژی میدا کردم و لبم ورم کرد
وقتی شدید میشه دیگه نمیتونم نفس بکشم و ریم کامل درگیر میشه و دیگه به آسم میرسه
حای سر اینکه حس میکنه مریضه و نمبتونهی سری کارا رو انجام بده هم درکش کردم و آخرش که خودشو از بند همه چی رها کرد برام قشنگ بود🌻