نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی آخرین روز یک محکوم به اعدام - ویکتور هوگو

محمد اسائیان
۱۴۰۲/۰۴/۲۲
ویکتور هوگو از جمله نویسندگان تکرار ناشدنیست. او همچون داستایفسکی و تالستوی روح و روان انسانی را کالبدشکافی میکند و از دل آن ارزش و انسانیت بیرون میکشد. یک ستاره کم به این علت که این نسخه که شنیدیم خلاصه شده است و به طبع جان کلام را نمیرساند. باید نسخه کاملش را خواند. ممنون از کتابراه و گوینده
zahra
۱۴۰۲/۰۱/۱۰
سلام
با وجود اینکه داستان کوتاه ولی در عین حال بسیار عمیقه. توصیف‌های نویسنده از فضا و حالات انسانها همراه با صدای گیرا و مهارت‌های صدا پیشگی استاد عزیز آقای عمرانی این روایت رو، بسیار سینمایی کرده به گونه‌ای که گویا در حال تماشای فیلم هستی تا شنیدن کتاب گویا ممنونم و خسته نباشید
مجتبی نخعی نژاد
۱۴۰۱/۰۹/۲۷
آن گل زرد کوچک به باد او را به بازی گرفته بود...
حکم اعدام کم‌ هزینه‌ترین ابزار کنترل برای حکومت‌هاست اتفاق جرم باید ریشه‌ای برسی و رفع شود، مهم اتفاق نیوفتادن جرم نیست، مهم علت اتفاق جرم (فقر و نا آگاهی) است و هرچه حکومت برای آن هزینه نکند جامعه آن هزینه را با جان و مال و آزادی خود پرداخت میکند.
کیانا نوروزصفت
۱۴۰۱/۰۶/۲۲
باز هم مثل همیشه شنونده یکی از شاهکارهای ویکتور هوگو بزرگ بودیم عقاید زیبای ایشان به خوبی درون کتاب‌ها و نوشته هایشان موج میزند و یک جهان را مجذوب خود کرده است مرسی بابت اجرای عالیتون و حس خوبی که بهمون دادید و مثل همیشه این کتاب صوتی را به علاقه مندان آقای ویکتور هوگو پیشنهاد میدهم
صدیقه فتحی
۱۴۰۰/۱۱/۲۴
کتاب کوتاه و جالبی بود
نگاه به یک مسئله از دید نفر دیگر می‌تونه موجب کاهش خیلی از قضاوت‌ها بشه.
شاید ما هم همشهری ایشان بودیم و در جریان جنایت ایشان قرار می‌گرفتیم به اندازه همون افراد از حکم اعدام ایشان خوشحال می‌شدیم ولی وقتی پای درددل ایشان قرار گرفتیم کاملا دید خصمانه را از دست دادیم
محمد محمدی
۱۴۰۰/۱۱/۲۲
به نام خدا
با گوش دادن به کتاب می‌تونید دقیقا خودتون رو جای این اعدامی قرار بدید. توصیف‌های بی نظیر ویکتر هوگو داستان رو هرچه بیشتر جذاب می‌کنه و صدا گذاری و گوینده‌ها هم که عالی بودند. به نوعی با شنیدن به این کتاب می‌تونید به نبوغ ویکتور هوگو پی ببرید و در کل عاشق کتاب خوندن بشید.
محمدرضا
۱۴۰۰/۰۳/۲۶
هر چند آقای ویکتور هوگو نویسنده مشهوری هستند اما واقعا چنین چیزی بعید از ایشون! انگار داره شنونده رو مسخره می‌کنه،
مگه اون شخص اعدام نشد؟ پس چجوری داستان به زبان خود معدوم بود و آن هم به زمان گذشته؟
اینجوری هم دو حالت داره اونم اینه که طرف اعدام نشده یا از اون دنیا روحش اومده تعریف کرده!
منا صالح
۱۳۹۷/۰۸/۱۱
انتظار بیشتری از یه داستان با عنوانی اینچنینی و همچین نویسنده‌ای داشتم.... مفهوم کلیشه‌ای رو بیان میکرد و ارزشمند شدن چیز‌های کوچک و عادیه زندگی هنگام زندانی بودن و تغییر دیدگاه انسان هنگام انتظار برای مرگ رو حکایت میکرد.... امتیازم فقط برای صدای دلنشین و خوانش عالیه آقای عمرانیه...
نفیسه زائری
۱۳۹۷/۰۷/۲۶
یک امتیاز کم‌ میکنم چون داستان کامل نبود از لحاظ صدا خوب بود و خواندن یا گوش دادن این داستان را به دوستان ارشد و دکترا جزا و جرم شناسی توصیه میکنم. افرادی که در این رشته مشغول هستند به نکات خیلی ارزنده‌ای پی خواهند برد و حتی به تازگی مقاله‌ای جرم شناسانه نسبت به این کتاب در دست چاپ است.
Vajihe Vaezi
۱۴۰۵/۰۲/۰۱
این کتاب به خاطر قدرت احساسی و پیامش خیلی مورد تحسینه، اما گاهی ممکنه لحن خیلی دراماتیکش برای بعضی خواننده ها کمی اغراق آمیز به نظر بیاد. بعضی ها هم ممکنه با دیدگاه صرفاً انسانی و احساسی هوگو به مسئله ی اعدام موافق نباشن و جنبه های حقوقی یا بازدارنده ی اون رو مهم تر بدونن.
زرناز
۱۴۰۵/۰۱/۰۸
اعدام، شانه خالی کردن افراد مرتبت از مسئولیت نسبت به شخص اعدامی اعدام، راحترین کارصرف نظر از اینکه با اعدام ی نفر یه خانواده با عوارض بعدش روبه رو خواهند شد، ی خانواده اعدام خواهندشد اعدام، غنیمت و لذت بخش دانستن حتی یک لحظه برای زندگی لذت زندگی کردن رو فقط ی اعدامی میدونه
سمیرا قربانی
۱۴۰۴/۱۲/۲۹
نویسنده یجوری داشتن چندین حس متفاوت مثل ترس شدید از مرگ، نبود، امید، عجز و ناتوانی و پشیمانی رو به تصویر کشیده خواننده خودش رو جای هممون آدم میزاره
تازه میفهمه چقدر آدم‌ها رو قضاوت کردیم بدون اینکه لحظه‌ای خودمون رو جای اون فرد بگذاریم (مثل همون مردمی که خواستار اعدام بودن)
Masoud Soltani
۱۴۰۴/۱۲/۱۲
داستان تقابل میان اعدام یا حبس ابد را درون شخص محکوم به خوبی بیان می‌کند. این چه حس عجیبی در انسان هاست که علاقه به دیدن محکومیت دیگران دارند، دختر بچه‌ای که فریاد میزد و منتظر ۶ هفته بعد است یکی از عجیب‌ترین متن‌های این داستان است. داستان خوب و بسیار آموزنده‌ای بود.
محمد امین نصیریان
۱۴۰۴/۱۲/۰۶
کتاب خوبی بود و داستان تاثیر گذاری داشت❤️ ولی باید یه پیش زمینه‌ای از داستان ویکتور هوگو داشته باشید اگر راجب ویکتور هوگو چیزی نمیدونید چون خودش توی کتاب، داستان کامل ویکتور هوگو رو نمیگه و شما نمی‌دونید راجب چی حرف میزنه مثلا سر چه جریانی ویکتور هوگو افتاد زندان و...
baaaabak
۱۴۰۴/۱۱/۲۲
بسیار عالی، مسلما کتاب ویکتور هوگو ضعیف نخواهد بود ولی ویژگی مهم این کتاب این است که افکار اشخاصی زا بیان می کند که زنده نمی مانند تا إنچه بر آن ها گذشته را بیان کنند، حتی اگر افکار ایشان چندان به روایت این کتاب چندان نزدیک نباشد، هر چند که به نظر نمی رسد اینگونه باشدموفق باشید
حمید خراقانی
۱۴۰۴/۱۱/۰۳
حس می‌کنم، آن محکوم به اعدام، هنوز حرف دارد... خیلی بیشتر از این کتاب حرف دارد... مگر می‌شود حرفها تمام شود؟ من انگار هنوز حرفهایش را می‌شنوم، جملات جدیدش را، زاویه‌های پنهان جنایتش را و جهان پیرامونش را و نهایتا جهانی که واردش می‌شود را... چقدر زیاد است این حرفها
معصومه علیزاده
۱۴۰۴/۱۱/۰۱
خیلی زیبا بود و چه توصیف های قشنگی از زیبایی ها و زشتی ها و چقدر بجا و خوب مردم رو تشبیه کرد اونجایی که گفت: ((جمعی تماشاگر مشتاق که به نیمکت های تالار دادگاه هجوم می آوردند و همچون کرکس ها که در کمین لاشه ای باشند....))، چه حس غریبی داشت و چقدر منو یاد بعضی آدم ها انداخت.
همزاد نیچه
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
واقعا هیچ حرفی نمیتونه در وصف این شاهکار باشه هرچند داستان خیلی کوتاهه ولی طوری احساسات شخصیت رو انتقال میده که واقعا انگار داره برای خودت این اتفاقات میوفته من به شدت با این داستان احساساتی شدم و کاملا نگاهم به شرایطی که الان داخلش هستم تغییر کردبا تشکر از کتابراه
مرضیه
۱۴۰۴/۰۸/۲۶
بنظرم ویکتور هوگو در این اثر به زیبایی امید را لحظات آخر عمر یک محکوم زندانی بیان میکند وقتی از احساس او با دیدن پرتویی باریک از نور خورشید می‌گوید می‌توان به امید در کوچکترین چیزها پی برد. زیبا بود مطالعه این کتاب برای مجریان دستگاه قضا شایسته است. از کتابراه سپاسگزارم.
Sar
۱۴۰۴/۰۶/۱۸
وقتی می‌خونی، انگار داری باهاش نفس می‌کشی، دلشوره می‌گیری و هر لحظه بیشتر به این فکر می‌افتی که مرگ با طناب دار چقدر بی‌رحمه‌. احساست توی داستان اون رو به یه شاهکار تبدیل کرده با وجود اینکه قبلا کتاب رو به شکل فیزیکی خونده بودم ولی این نسخه بازم من رو به فکر میندازه
T.p.4119
۱۴۰۴/۰۳/۰۷
روایت غم انگیز انسانی محکوم به اعدام که خود را در آخرین روزهای زندگی‌اش میبیند که عاشق زندگی کردن و زنده ماندن شده ولی چاره‌ای نمی‌بیند که حقیقت تلخ و تحمل ناپذیر زندان را قبول کند. از نظر من انسانهای محکوم به زندان و اعدام خیلی تنها هستند. و خدا همه جا میتونه باشه جز در زندان.
حانیه موسوی
۱۴۰۳/۱۱/۰۸
معمولیه، به نظرم ارزش زندگی و نور و... رو بیش از واقعیت نشون داده، در واقعیت وقتی جلوی اون همه آدم و منتظر حکم خود باشیم نور آفتاب و همهمه مردم هیچ حس خوبی به آدم نمی‌ده
به نظرم یک نوشته باید مشخصاً یا واقعی یا رویای باشه و مخلوط کردن این دو کمی دروغ و الکی به نظر میاد
عاطفه پورحسینی
۱۴۰۳/۰۹/۱۵
بالاخره اولین کتاب از ویکتور هوگو رو خوندم، بسیار دلنشین و روان و پراز معنا و قابل تامل هستش، خیلی خوشم اومد، گوینده عزیز نیز این لذت رو دو چندان کردند، واقعا برای منم سوال شد چرا خیلی از آدمها از دیدن اعدام هیجانزده میشن؟! واقعا تو سرشون چی میگذره؟!؟! مرسی از کتابراه
Eli
۱۴۰۳/۰۴/۲۷
این نسخه صوتی کامل نیست و فقط قسمتی از کتاب هست. این بخش داستان روزی رو به زیبایی توصیف میکنه از زبان یک زندانی که حکم اعدام خودش رو میشنوه و اینکه انتظار شنیدن چنین حکمی رو نداره و توصیف بی تفاوتی افراد حاضر در دادگاه رو بیان میکنه. خوانش داستان بسیار عالی بود.
ط ضیایی
۱۴۰۳/۰۱/۱۵
آثار ویکتور هوگو همیشه عالی هستند و این کتاب هم خیلی خوب بود و خیلی عالی اوضاع بد اجتماعی رو به تصویر می‌کشد که چطور مردم از اعدام یک انسان خوشحال میشن و افرادی که جرمی مرتکب شدن دیگه نمیتونن مثل یک آدم عادی در اجتماع زندکی کنن و حتی مردم هم با اون‌ها بدرفتاری می‌کنند
Falah
۱۴۰۲/۰۸/۰۸
داستان سرشار از کلمات درست و بجا بود، امیدی که تا لحظه‌ی اخر برای صدور حکم داشت رو دوست داشتم و تصمیم عجیبی که بجای حبس ابد اعدام رو پذیرفت برام جالب بود گوش دادنش روزمو متفاوت کردخودمو جای محکوم به اعدامی گذاشتم که اگر یک لحظه از ازادی من رو بهش میدادن چه زندگی. برای خودش میساخت
سارینا پی سوزی
۱۴۰۲/۰۴/۱۵
صداپیشه به خوبی کلمات و احساسات رو ادا میکرد و داستان هم با تمام تلخی واقعیتی رو روایت میکرد که اصلا قابل انکار نیست
جالب اینکه نویسنده زیاد به جرم محکوم نپرداخته و بنظرم این به این معناست که گاهی واقعا مهم نیست محکوم چه جرمی داشته، انقدر شوق و ذوق مردم و اعدام باز هم زیادیه!
Ylda Hm
۱۴۰۲/۰۳/۲۸
این کتاب واقعا جالب بود... ادم رو به فکر فرو میبرد... از دیدگاه یک شخصی که محکوم به اعدام هست ثانیه‌هاچجوری میگذره؟ با چه تفکری؟ با چه شدت نوری تو زندگی؟ واقعا کتابش برام جالب بود و میخوام که بازم گوشش بدم... بنظرم ارزش تفکری که بعدش هست رو داره... و حقیقتا قلمشو دوست داشتم واقعا...
رویا
۱۴۰۲/۰۲/۱۱
داستان صوتی کوتاهیه من زیاد خوشم نیومد ولی متاسفم برای بعضی افراد که به جز مسخره کردن کار دیگه‌ای بلد نیستن. کسایی که برای تماشا کردن اعدام یه محکوم میرن واقعا چه لذتی در تماشای غم و اندوه مردم میبینن. در حالی که با یه لبخند به اون محکوم می‌تونستن قبل مرگش دلش رو شاد کنن.
نسترن همتی
۱۴۰۲/۰۱/۱۲
ویکتور هوگو در کتاب آخرین روز یک محکوم، ثابت کرده که فقط نویسنده و ادیبی توان‌مند نیست. او همان کسی است که در تمام زندگی‌اش شاهد رنج و محنت مردم بوده است. از بی‌نوایان گرفته تا گوژپشت نتردام، در تمام این آثار اعتراض مردی را می‌بینیم که صدای محرومان را به گوش دولت‌مردان می‌رساند.
Maryam veisi67
۱۴۰۱/۱۱/۰۴
عالی بود، باخوانش روان و دلنشین آقای عمرانی، درک توصیف‌ها و فضاسازی ویکتور جاودان هم راحتتر هم لذت بخش تر بود.
من پیشنهاد میکنم همه حداقل یکبار بشنویم، من باشنیدنش از صمیم قلب سپاسگزار آزادی و فرصت زیستنم شدم باوجود حس و حال بی انگیزگی یه تلنگر خوردم و روحیه م بهتر شد
Nastaran rezvany
۱۴۰۱/۱۰/۰۳
کوتاه و پر مفهوم!
زندگی کوتاه ره به زندگی طولانی و بی ارزش بردگی ترجیح داد. یک دنیا پیام داشت و واقعا درک نمیتوانه آدم، چرا با مرگ یکی خوش شویم؟ اگر بدترین آدم روی زمین ره بشناسیم و درکش کنیم به او حق میتیم که ایقسم بد شده چرا کوشش نمیکنیم کسی ره بفهمیم و فقط قضاوت میکنیم
فریماه پیرهادی
۱۴۰۱/۰۹/۰۹
چقدر مردم ترسناکن و بی قلب آخر داستان برام خیلی جالب بود این همه خوشحالی برای گرفتن جون یه آدم به نظرم طبیعی نیست یا من زیادی مهربونم یا مردم طبیعی نیستن یه نظرم خیلی غمگین بود امیدوارم این صحنه‌ها برای همه ترسناک باشه و دردناک و غیر قابل وصف به امید روزای خوب و جامعه‌ی سالم
فیروزه
۱۴۰۱/۰۹/۰۳
احساس عجیبی رو توی من ایجاد کرد. حس تناقض هم توشون بود و اینکه تا چیزی رو از دست ندی ارزشش رو درک نمیکنی. توصیفهای قشنگی داشت. اجرا هم که از موسسه ی ماه آوا بود خیلی خوب بود. مثل کارهای دیگه ای که تا به حال ازشون شنیدم. خیلی طولانی نیست ولی واقعا ارزشش رو داره .
ابوالفضل
۱۴۰۱/۰۹/۰۲
داستان بسیار کوتاه که ارزش هر لحظه از زندگی را گوشزد میکند. هیچکس نمیداند که کی میمیرد. شاید همین فردا. پس همه ما یک محکوم به اعدام هستیم که باید از همین لحظه و همین حالا و شرایط لذت ببریم و دنیا را زیبا ببینیم. البته این مطلب در متن کتاب بسیار هوشمندانه مستتر بود
Kimia Omidvar
۱۴۰۱/۰۶/۲۹
خیلی داستان خوبی بود، در آخر داستان میگه مردم از اینکه من اعدام میشم خوشحال بودن، بنظر من اینکه کسی از اعدام یه نفرخوشحال بشه دلیل برسنگدلی طرف نیست بلکه خوشحاله که عدالت اجرا میشه، باید به این فکر کرد طرف چه کاری کرده که مستحق بدترین نوع مجازات یعنی اعدام شده؟
احسان مجیدی
۱۳۹۹/۰۹/۱۵
هیچ کس نمیتونه حال یک اعدامی رو بنویسه جز خودش که تا پای چوبه دار رفته این داستان همانند ماهی است که احوال دوزیست رو نوشته که خارج آب چطوره شاید قابل تصور باشه هردوتاش ولی تا تجربه نشده نمیشه گفت بعدشم خودش به آرزوش رسید منم به جای اون بودم اعدام بهترین انتخاب هست
سمیرا سرخیان
۱۳۹۸/۰۷/۱۴
خیلی خوشم اومد ازش کسی تو زندان بود که روحش لطیف بود و به عمد قاتل نبود و همیشه دنبال روزنه امید و‌ی خوشی کوچیک بود... شاید میخاست بگه به قضاوت أفراد در جایگاهی که هستن نشینینبم... کسی که قاتل ذاتا بد نیس و شاید کسی که بیرون زندان مثل اون مردم خیلی بدتر باشن.... لذت بردم
مجید شهسواری
۱۳۹۸/۰۱/۲۶
به بهترین و زیبا‌ترین و محکم‌ترین شکل ممکن داستان رو به زبان شعر ارائه کرده. احمد شاملو هم از این تصویر این داستان الهام گرفته. اونجا که میگه: بیرون رنگ خوش سپیده دمان ماننده یکی نت گمگشته میگشت پرسه زنان روی سوراخهای نی به دنبال خانه اش، از انعکاس تابش آب بر سقف.
Alireza Shariat
۱۳۹۸/۰۱/۲۲
داستانی تلخ اما واقعی. اعم انسان‌ها در شرایطی که محدود باشن به معنای زندگی پی میبرن و موقعی شروع به لذت بردن از زندگی میکنند که دیگه دیر شده. و البته خوشحالی مردم از اعدام به نظرم به این خاطر که (با زبان ساده بگم) انسانها حسودن نسبت به کسی که دیدشون به این زندگی متفاوته
احمد نعیمی
۱۳۹۷/۰۷/۲۱
میگه در هر موقع و هرجا از زندگی لذت ببر. البته با صدای خوب اقای عمرانی عزیز. تلنگری کوچک به زندگی امروزی ک بی‌توجه از زیبایی‌های عالم هستی به راحتی میگذریم♥️
ثمره محجوبیان
۱۳۹۷/۰۷/۰۶
بسیار توصیفات زیبایی داشت و با صدای اقای عمرانی که به سبک نمایش نامه خوانی اجرا کردند عالی بود.
Gol barg
۱۳۹۷/۰۷/۰۵
گویندگی آقای عمرانی، زیبایی داستان رو چندین برابر میکنند🌼🌼🌼
نُیار
۱۴۰۵/۰۵/۱۰
اینکه آدمها به هر دلیلی خطایی بکنن که توقع داشته باشن که بخشیده بشن چیز بدی نیست (البته اگر واقعا شخصیتشون تغییر کنه و حداقل اون خطا رو دوباره تکرار نکنن) اما تنفر مردم از فرد خطاکار خیلی جای تعجب داره عادت کردیم فقط به خاطر یک اشتباه از آدمها متنفر بشیم
کیمیا نوری
۱۴۰۵/۰۴/۲۶
به نظر من مقصود نویسسنده اینه که به خواننده بفهمونه که در زندگی روزمره در کتار خیلی چیز ها راحت عبور می کنیم مثل نور خورشید، که اگه بدونیم چیزی به پایان زندگیمون باقی نمونده تاره به چشم میاد، و اولویت های مردم در زمان مرگ خیلی با زندگی عادی فرق داره
☾ ماهان•اسدی
۱۴۰۵/۰۳/۰۸
ویکتور هوگو نمیخواهد ما فقط برای یک محکوم دل‌سوزی کنیم. میخواهد ما را مجبور کند از خودمان بپرسیم جامعه وقتی آدمی را میکشد دقیقا چه فرقی با همان خشونتی دارد که ادعا میکند دارد مجازاتش میکند… کتاب نقد به قانون نیست بلکه نقد به بی حسی جمعی است…
مهدی بیات
۱۴۰۵/۰۱/۱۴
به نظرم هرازگاهی خوبه که آدم خودش رو به جای انسان‌هایی قرار بده که مرتکب عمل خطایی شدن و جامعه بشری تصمیم به مجازاتشون گرفته فارق از اینکه محکوم به خاطر چه کاری مجازات میشه ما حس و حالش رو درک میکنیم و محکومین چیزی جز انسان نیستن و ما همه هم انسانیم
صدیقه رضائی
۱۴۰۴/۱۲/۲۷
توصیفات نویسنده از جزئی‌ترین چیزها بسیار جالب و خواندنی (شنیدنی) بود با اینکه اولش گفت بابت جنایتی که مرتکب شده بودم ولی چون چیزی از گذشته نگفت باعث شد با محکوم همراه بشیم و دلمون براش بسوزه شاید این تنها راهی بود که می‌شد چنین کاری کرد که نویسنده کرده بود.
Sara Jabari
۱۴۰۴/۱۲/۱۲
قدرت کلام گوینده و جذابیت متن داستان مانند دو اهرم الاکلنک گوش مخاطب رو بازی میداد و گویی گاهی به عمق داستان و گاهی به صدای گوینده متصل میشدیم بدون آنکه اجباری در کار باشد و این تناسب هماهنگی متن و صدا جای قدردانی داره و صد البته ارزش شنیدن☘️🙏
سمیرارضایی
۱۴۰۴/۱۲/۰۷
این که فضای ذهنی یک محکوم به اعدام و حال و هوای درونی چنین شخصی رو از زبان خودش بشنویم به نظرم حس عجیبی داره. ترس، نا امیدی، فکر مرگ و تمام احساساتی که در این فرد جریان داره، به خوبی روایت شده... در انتها هم خوشحالی مردم از تماشای صحنه ی اعدام 🙁...
<< 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>
👋 سوالی دارید؟