اگر تصور میکنید جنگ تروا تنها میدان نمایش زرههای درخشان پهلوانان اساطیری است، کتاب صوتی سکوت دختران اثر پت بارکر را بشنوید. نویسنده، روایت آشنای حماسهی ایلیاد اثر هومر را از منظر زنانی بازآفرینی میکند که در حماسههای باستانی سهمی از افتخار و قهرمانی ندارند و بیشتر بهعنوان غنیمت جنگی و ابزار قدرت مردان شناخته میشوند. این رمان تاریخی، نامزد نهایی جایزهی ادبیات داستانی زنان نیز بوده است.
دربارهی کتاب صوتی سکوت دختران
ماجرای این کتاب صوتی از سقوط شهر لیرنسوس آغاز میشود؛ جایی که آشیل و سپاهش مردان شهر را قتل عام میکنند و زنان را به اسارت میگیرند. بریسئیس، ملکهی جوان شهر، در این حمله همسر و سه برادرش را از دست میدهد و ناگهان از جایگاه زنی صاحب قدرت به اسیری در اردوگاه دشمن تبدیل میشود. او به آشیل تعلق میگیرد؛ همان جنگجویی که خانوادهاش را نابود کرده است. اما سرنوشت بریسئیس بار دیگر با کشمکش میان دو فرماندهی یونانی گره میخورد.
آگاممنون، فرماندهی کل سپاه، پس از آنکه به دلیل خشم آپولون ناچار میشود کریسئیس، اسیر خود را به پدرش بازگرداند، برای جبران این تحقیر، بریسئیس را از آشیل میگیرد. این اتفاق غرور آشیل را جریحهدار میکند و او را به کنارهگیری از جنگ وامیدارد؛ تصمیمی که پیامدهای خونباری به دنبال دارد و با مرگ پاتروکلوس، نزدیکترین همراه آشیل و رویارویی مرگبار او با هکتور، شاهزادهی تروا، به یکی از نقاط عطف کتاب صوتی سکوت دختران تبدیل میشود.
جنگ تروا از نگاه زنان
آنچه حوادث این رمان تاریخی را از حماسهی ایلیاد اثر هومر متمایز میکند، نه خود نبردها، بلکه تجربهی کسانی است که در میانهی این کشمکشها هیچ تسلطی بر سرنوشتشان ندارند. پت بارکر با فضاسازی ملموس، زمینی و عاری از رمانتیسیسم حماسی، بهجای آنکه مخاطب را مسحور شکوه سپاه یونان و دلاوری پهلوانان کند، او را به دل اردوگاهی میبرد که در آن بوی خون، زخمهای عفونی، بیماری، مرگ و فرسودگی بخشی از زندگی روزمره است.

در این جهان، زنان اسیر با ترس، ناامنی و خشونت دائمی دستوپنجه نرم میکنند و مردانی که در میدان نبرد برای افتخار میجنگند، در زندگی روزمره نیز از قدرت خود برای سلطه بر دیگران بهره میبرند. تقابل میان جایگاه پرزرقوبرق فرماندهان و وضعیت تحقیرآمیز اسیران، تصویری تلخ از مناسبات قدرت در جامعهی جنگزدهی تروا میسازد. کتاب صوتی سکوت دختران با این فضاسازی واقعگرا، فاصلهی میان شکوه ظاهری حماسه و حقیقت هولناک جنگ را آشکار میکند؛ حقیقتی که در آن، پیروزی یک جنگجو میتواند به بهای نابودی زندگی دهها انسان دیگر تمام شود.
سویهی تاریک اساطیر یونان باستان
بریسئیس زنی هوشیار و مشاهدهگر است که با وجود از دست دادن خانواده، خانه و جایگاه اجتماعیاش، میکوشد هویت خود را حفظ کند. او در روایتهای کلاسیک بیشتر بهعنوان موضوع اختلاف آشیل و آگاممنون شناخته میشود، اما پت بارکر در کتاب سکوت دختران نشر آذرباد، او را از حاشیه بیرون میآورد و به راوی تجربهای تبدیل میکند که پیشتر کمتر مجال بازگویی داشته است.
بریسئیس نه قهرمانی شکستناپذیر است و نه زنی که بتواند بهسادگی بر شرایط تحمیلشده غلبه کند؛ قدرت او در مشاهده، به خاطر سپردن و روایت کردن رنجهایی است که دیگران ترجیح میدهند نادیده بگیرند. در مقابل، آشیل چهرهای متفاوت از قهرمان آرمانی اساطیر یونان باستان دارد. او جنگجویی قدرتمند، مغرور و خشن است که حساسیتش به تحقیر و میل سیریناپذیرش به حفظ اقتدار، تصمیمهایش را هدایت میکند. رابطهی او با پاتروکلوس نیز بُعد عاطفی پیچیدهتری از شخصیتش آشکار میسازد.
در سوی دیگر، آگاممنون نمایندهی ساختار قدرتی است که برای حفظ اقتدار خود، انسانها را به ابزار معامله و نمایش برتری تبدیل میکند. هکتور نیز با جایگاهش بهعنوان مدافع تروا، وجه دیگری از جنگ را به تصویر میکشد؛ مردی که برای حفاظت از شهر و خانوادهاش میجنگد، اما سرانجام در همان چرخهی خشونت گرفتار میشود.
ادبیات فمینیستی پت بارکر؛ صدای بیصدایان
پت بارکر در کتاب صوتی سکوت دختران، از تجربهی ادبیات ضدجنگ برای بازنگری در یکی از مشهورترین حماسههای جهان بهره میگیرد. او خوب میداند چگونه شکوه ظاهری نبردها را کنار بزند و به زخمهایی بپردازد که جنگ بر جسم و روان انسانها باقی میگذارد. روایت این رمان تاریخی با لحنی مستقیم و بیپیرایه پیش میرود. نویسنده با انتخاب روایت اول شخص بریسئیس و نزدیک شدن به جهان درونی آشیل در بخشهایی از داستان، میان تجربهی قربانیان جنگ و ذهنیت قهرمانان آنان پیوند برقرار میکند.
این تغییر زاویهی دید، بهجای آنکه صرفاً حوادث حماسهی ایلیاد اثر هومر را از نو بازگو کند، برداشت خواننده از شخصیتهای آشنای اسطورهای را به چالش میکشد.

با خرید کتاب صوتی سکوت دختران نشر صوتی پویا هنر ماندگار، یکی از بهترین رمانهای تاریخی شاخص ادبیات فمینیستی را با صدای دلنشین الهام ولیالله تجربه کنید. ترجمهی روان پریسا اسکندری نیز، تجربهی گوش دادن به این رمان تاریخی را دلنشینتر و جذابتر کرده است.
جوایز و افتخارات کتاب سکوت دختران
- نامزد نهایی جایزهی ادبیات زنان (Women’s Prize for Fiction) در سال 2019
- راه یافته به فینال جایزهی کاستا در بخش رمان (Costa Novel Award) در سال 2018
- برندهی جایزهی کتابفروشیهای مستقل بریتانیا (Independent Bookshop Week Book Award) در بخش بزرگسالان در سال 2019
- نامزد نهایی جایزهی بینالمللی ادبی دوبلین (International Dublin Literary Award) در سال 2020
- نامزد نهایی جایزهی گوردون برن (Gordon Burn Prize)
- بهترین کتاب قرن بیستویکم به انتخاب نشریهی گاردین
نکوداشتهای کتاب سکوت دختران
- کتابی مهم، قدرتمند و فراموشنشدنی که ما را به بازنگری در حماسهی ایلیاد اثر هومر وامیدارد و دعوت میکند تا شیوهی روایت گذشته و حال و نمود خشم و نفرت در جوامع امروز را از منظری تازه ببینیم. (نشریهی گاردین)
- او به بیصدایان صدا میبخشد... سکوت دختران یک رمان تاریخی است که نسلهای آینده نیز آن را خواهند خواند. (دیلی تلگراف)
کتاب صوتی سکوت دختران برای شما مناسب است اگر
- بهترین رمانهای تاریخی را جستجو میکنید و به بازآفرینی اساطیر یونان باستان بهویژه روایتهای مرتبط با جنگ تروا و حماسهی ایلیاد اثر هومر علاقهمندید.
- به ادبیات فمینیستی علاقه دارید و میخواهید مناسبات قدرت، خشونت علیه زنان و حذف صدای آنها از روایتهای تاریخی را از زاویهای انتقادی بررسی کنید.
- به ادبیات ضدجنگ علاقهمندید و روایتهایی را جستجو میکنید که شکوه ظاهری نبردها را کنار میزنند و به پیامدهای انسانی و روانی جنگ میپردازند.
در بخشی از کتاب صوتی سکوت دختران میشنویم
میدانستیم جنگ بهنفع یونانیها پیش نمیرود. صدای جنگ دیگر زمزمهای از دور نبود که بشود آن را نادیده گرفت، بلکه غرشی کرکننده بود که از صدای تقتقدار قالیبافی هم بلندتر بود. از صدای جنگ فهمیدیم که ترواییها دارند نزدیک میشوند، حتی اگه کر هم بودیم، صورتهای عبوس اسیرکنندههایمان هم همین را نشان میداد. همگی بیرحم و کمتحمل بودند و به هر چیزی یا هرکسی که سر راهشان بود لگد میزدند. ما خیلی مواظب بودیم که نشان دهیم نتیجه جنگی برایمان فرقی نمیکند، البته نه اینکه آنها اصلاً به فکر و نظر ما اهمیتی میدادند. بعضی از دخترها، بیشتر آنهایی که در زندگی قبلیشان هم برده بودند، واقعاً بیتفاوت بودند. هیچ اتفاقی نمیتوانست برایشان ضرری داشته باشد یا خوشحالشان کند؛ اما آنهایی که زمانی آزاد بودند و امنیت و جایگاه بالایی داشتند، بین امید و ترس گیر کرده بودند.
بعضیها خودشان را قانع کرده بودند که اگر. اگر ترواییها حمله کنند، ما را مثل خواهران گمشدهشان میبینند؛ اما آیا واقعاً اینطور میشد؟ یا اینکه ما را مثل بردههای دشمن میدیدند که هر کاری که دلشان بخواهد با ما انجام میدهند؟ میدانستم احتمال کدام گزینه بیشتر است و حتی این هم با این فرض بود که از جنگ جان سالم بهدر ببریم. آنها احتمالاً شب حمله کرده و تیرهای آتشین به سمت اردوگاه پرتاب میکردند تا بیشترین هرجومرج و سردرگمی را ایجاد کنند. ظرف چند دقیقه، کلبهها آتش میگرفتند و شبها هم زنها زندانی بودند. پس ما بین امید و ترس مانده بودیم و هرروز ترواییها نزدیکتر میشدند. هر صبح، اردوگاه از مردها خالی میشد، هرکسی که میتوانست بایستد و راه برود باید میجنگید، پس حداقل از اینکه دائماً زیر نظر باشیم که یکی از آزاردهندهترین ویژگیهای زندگی در اقامتگاه آگاممنون بود، راحت بودیم.
بله



























