گروگانگیری، دو جسد و مردی که ناپدید شد! کتاب صوتی واپسین اعترافات اثر جیلیان مک آلیستر، داستان کامیلا را روایت میکند؛ مادر نوزادی نُهماهه که یک صبح آفتابی ماه ژوئن، با ناپدید شدن ناگهانی همسرش، لوک روبهرو میشود. از لوک فقط یادداشتی باقی مانده: «بودن در کنار هر دوی شما خیلی لذتبخش بود.» سپس کامیلا با شنیدن اخبار محاصرهی انباری در جنوب لندن درمییابد که همسرش در مرکز ماجرایی هولناک قرار دارد.
دربارهی کتاب صوتی واپسین اعترافات
زندگی کامیلا، کارگزار ادبی جوان، در یک روز عادی ماه ژوئن ناگهان از مسیر خود خارج میشود. او پس از نه ماه مرخصی زایمان آماده است به محل کارش بازگردد و دختر نه ماههاش، پالی را به مهد کودک بسپارد. اما درست در آغاز این روز، با اتفاقی غیرمنتطره روبهرو میشود؛ همسرش لوک دشان، نویسنده و روزنامهنگار، بدون هیچ توضیحی ناپدید شده است. کتاب صوتی واپسین اعترافات نوشتهی جیلیان مک آلیستر، با این شروع تکاندهنده، مخاطب را تا پایان داستان درگیر نگه میدارد.
تنها چیزی که از لوک به جا مانده، یادداشتی کوتاه با جملهای عجیب و نگرانکننده است؛ پیامی که بیشتر به خداحافظی شباهت دارد تا یادداشتی معمولی. وقتی اخبار فوری از محاصرهی انباری در منطقهی برموندزی لندن و گروگانگیری مردی مسلح خبر میدهند، نگرانی کامیلا به وحشت تبدیل میشود. تصاویر دوربین مداربسته نشان میدهند که گروگانگیر کسی نیست جز همسر خودش! با ورود پلیس به ماجرا، پروندهای پیچیده شکل میگیرد.
واپسین اعترافات؛ روایت معمایی هفتساله
نایل تامسون، مذاکرهکنندهی ارشد پلیس، مسئول برقراری ارتباط با لوک میشود و تلاش میکند بدون به خطر انداختن جان گروگانها، او را به تسلیم شدن متقاعد کند. اما رفتار غیرعادی لوک، سکوت معنادارش و اتفاقاتی که درون انبار رخ میدهند، همه چیز را مبهمتر میکند. صدای شلیک گلوله در انبار میپیچد و وقتی نیروهای پلیس وارد انبار میشوند، با صحنهای هولناک روبهرو میشوند؛ دو نفر از گروگانها کشته شدهاند، اما از لوک خبری نیست. او بدون بر جا گذاشتن رد مشخصی ناپدید شده و پرسشهای بیپاسخی را برای پلیس و خانوادهاش باقی گذاشته است.
کتاب واپسین اعترافات نشر گویا با روایتی در دو خط زمانی، مخاطب را هفت سال به جلو میبرد. اکنون که کامیلا تصمیم گرفته وضعیت حقوقی همسر غایبش را مشخص کند و برای فروش خانه و آغاز فصلی تازه از زندگیاش اقدام کند، پیامها و ایمیلهای مرموزی دریافت میکند. این پیامها حاوی کدهای جغرافیایی و زمانهایی مشخصاند؛ سرنخهایی که ظاهراً قرار است او را به حقیقتی پنهان برسانند.
رمان روانشناختی با چاشنی راز و فریب
کتاب صوتی واپسین اعترافات با فضاسازی پرتعلیق، روایت موازی دو مقطع زمانی و کنار هم قرار دادن سرنخهای پراکنده، مخاطب را به دل معمایی جنایی و روانشناختی میبرد. مک آلیستر در این رمان معمایی با پرداختن به رازهای پنهان زندگی مشترک، اعتماد، حافظه و فاصلهی میان شناخت ما از دیگران و واقعیت وجودی آنها، داستانی میسازد که در آن هر پاسخ، پرسش تازهای به همراه دارد.
با خرید کتاب صوتی واپسین اعترافات نشر صوتی نیک، یکی از بهترین کتابهای جنایی را در دست خواهید داشت. اجرای سارا فیض، مهیار ستاری، کامبیز خلیلی و محمدحسین سپهریان به روایت جان میبخشد و ترجمهی روان بیتا قوچانی نیز گوش دادن به این رمان معمایی را برای مخاطب فارسیزبان دلنشینتر میکند.
جوایز و افتخارات کتاب واپسین اعترافات
- کتاب پرفروش نیویورک تایمز
- کتاب برگزیدهی ویراستاران آمازون
- نامزد جایزهی بهترین تریلر روانشناختی گودریدز
نکوداشتهای کتاب واپسین اعترافات
- یک رمان معمایی فوقالعاده جذاب که در لفافهی کاوشی عمیق و تأملبرانگیز، نوعی بسیار نامتعارف از سوگ را به تصویر میکشد. اثری بینظیر و یکی از بهترین کتابهای جنایی که امسال خواندهام. (آندریا مارا، نویسنده)
- یک تریلر روانشناختی نفسگیر دربارهی گروگانگیری، پرتنش و سرشار از پیچوخمهای غافلگیرکننده. (مجلهی People)
- جیلیان مک آلیستر بهخاطر تریلرهای روانشناختی اعتیادآورش شناخته میشود و کتاب واپسین اعترافات نیز از همین ویژگی پیروی میکند. رمانی پرکشش و پرپیچوخم دربارهی ازدواج، دروغ و خیانت. (مجلهی Woman’s World)
کتاب صوتی واپسین اعترافات برای شما مناسب است اگر
- بهترین کتابهای جنایی را جستجو میکنید و شیفتهی روایتهایی هستید که با تعلیق پیوسته و ضرباهنگ تند، شما را تا انتها درگیر نگه میدارند.
- میخواهید یک رمان روانشناختی با فضاسازی رازآلود بخوانید که در آن مرز میان اعتماد و سوءظن به تدریج محو میشود.
- پیشتر سایر کتابهای جیلیان مک آلیستر را خواندهاید و قلم این نویسندهی بریتانیایی را میپسندید.
در بخشی از کتاب صوتی واپسین اعترافات میشنویم
انبار مربعشکل است و نورگیر، حلقهی حفاظت داخلی اطراف آنجا مستقر شده: صدها افسر پلیس مسلح بیصدا و حرکت مانند نایل آرایشی نظامی گرفتهاند. نیروی پلیس مجهز به تجهیزات ضدشورش است: کلاههای ایمنی و سپر، مسلسلهای دستی هم به شکل ضربدری روی بدنها قرار گرفتهاند.
میدستون نایل را در طول پارکینگ هدایت میکند، از سطح شیبداری پایین میآیند که انتهای آن یک دیوار آجری نارنجی کوچک قرار دارد و به آنسوی انبار میروند که در سایه قرار دارد؛ سمت آفتابگیر انبار نور زیادی را وارد آنجا میکند و آنها را لو میدهد.
دو افسر پلیس کنار سوراخی کوچک تقریباً سی سانت بالاتر از زمین کشیک میدهند؛ پایینتر بودن سوراخ کمتر جلبتوجه میکند و با رسیدن نایل با تکان دادن سر علامت میدهند. یک دستگاه ضبط به دیوار متصل شده و از طریق چشم الکترونیکیاش از میان سوراخ داخل را نگاه میکند که این فیلم در نقطهی تجمع نیروهای پلیس منتشر میشود تا مردم ببینند، اما نایل میخواهد آنجا را در زمان واقعی بهصورت زنده تماشا کند. فضای کافی هم برایش وجود دارد تا در کنار آن دستگاه از میان سوراخ داخل را نگاه کند.
خم میشود. اگر عطسهاش بگیرد، بازی را میبازد. بلافاصله، درد زانوهایش شروع میشود، اما اعتنایی نمیکند. آنها وقت زیادی ندارند. پس باید نگاه کند، سپس فکر کند و بعد از آن دستبهکار شود.
سوراخ کمتر از یک سانتیمتر عرض دارد، دیوار کلفت است و در ابتدا نمیتواند چیزی را تشخیص دهد، منظرهی روبهرو کوچک و ناقص است، داخل انبار هم تاریک است.
بله

































