عاشقانهای کوتاه اما ماندگار... کتاب صوتی پلهای مدیسون کانتی اثر پرفروش نیویورک تایمز و ماجرایی رمانتیک از داستاننویس آمریکایی، رابرت جیمز والر است. از اولین دیدار «فرانچسکا جانسون» و «رابرت کینکید»، تا لحظهی وداع بیش از چند روز نمیگذرد، اما همین مدت کوتاه زمینهساز اتفاقات زیادی بین این زن و مرد میانسال خواهد بود و آتش قلب آنها را بیش از هر زمانی شعلهور خواهد کرد؛ آتشی که حتی اگر خاموش شود هم هیچگاه از یاد آنها رخت برنمیبندد.
دربارهی کتاب صوتی پلهای مدیسون کانتی
«فرانچسکا جانسون» یک زن مزرعهدار با تباری ایتالیایی و آمریکایی است. «رابرت کینکید» نیز سالهاست که به حرفهی عکاسی مشغول است و البته در روایت کتاب صوتی پلهای مدیسون کانتی، در قامت یک مسافر ظاهر میشود. رابرت جیمز والر، نویسندهی این اثر درخشان، درست مانند بسیاری از نویسندگان رمانهای عاشقانه، داستانش را با دیداری ساده میان دو غریبه آغاز میکند؛ اما چه جادویی در قلم این نویسندهی آمریکایی نهفته است که رمان او به یکی از بهترین رمانهای خارجی تبدیل میشود و بیش از 50 میلیون نسخه در سراسر جهان میفروشد؟ برای یافتن پاسخ، باید به دل داستانش سفر کنیم.
آیا تا به حال عاشق شدهاید؟ آیا به عشق در یک نگاه اعتقاد دارید؟ از نظرتان خط فاصله میان عشق و هوس کجاست؟ چه تا به حال عشق حقیقی را تجربه کرده باشید و چه نه، احتمالاً شنیدن کتاب صوتی پلهای مدیسون کانتی رابرت جیمز والر، تصویر تازهای از این واژهی سهحرفی به شما خواهد داد.

معرفی شخصیتهای رمان پلهای مدیسون کانتی
اگر بخواهیم شخصیت «رابرت» را تنها در یک واژه توصیف کنیم، باید او را مردی آزاد بنامیم. برای رابرت هر گوشهی دنیا میتواند خانه باشد، او با احساس غربت میانهای ندارد؛ بنابراین وقتی به منطقهی مدیسون قدم میگذارد، گویی آن مکان را پیش از این نیز میشناخته. رابرت یک عکاس مسافر است که برای مجله کار میکند و در آخرین سفر خود به آن جا آمده است. او هنوز نمیداند که در این سفر کوتاه چه حوادثی پیش روی خود دارد.
داستان کتاب پلهای مدیسون کانتی انتشارات افراز، دنبالهی بلندی دارد. در سوی دیگر ماجرا زنی دیده میشود که برخلاف رابرت بیش از هر چیز به سرزمین و زادگاه خود علاقه دارد. برای فرانچسکا زمین یعنی همهچیز؛ او حتی خوراک و هزینهی زندگیاش را نیز از مزرعه به دست میآورد. زندگی فرانچسکا بهجز خانه و کاشانه به یک چیز دیگر نیز گره خورده است؛ به یک آرزوی دور و دراز که فقط خود او از آن خبر دارد.
چرا رمانتیکخوانها به سراغ رابرت جیمز والر میروند؟
طرفداران رمانهای عاشقانه، کتابهای رابرت جیمز والر را میپسندند، مخصوصا بهخاطر روایت پرعاطفه و جاننواز آن. شاید مهمترین دلیل محبوبیت نویسندهی این رمان عاشقانهی معروف را باید در ظرافت و لطافت داستان جستوجو کرد، ظرافتی که فقط میتوان در قلم خود او پیدا کرد.
نثر شاعرانهی نویسندهی این داستان نه آنقدر پرسوزوگداز است که مخاطب را خسته کند و نه آنقدر سریع و بیروح که خواننده آن را به دست فراموشی بسپارد. باید گفت موفقیت کتاب صوتی پلهای مدیسون کانتی فرمول پنهانی دارد که فقط میتوان آن را در جادوی قلم نویسنده پیدا کرد.
کتاب صوتی پلهای مدیسون کانتی: عشق در میزند
هر آدمی اشتیاقهای پنهان خود را دارد. یکی آرزو دارد عشق حقیقی خود را در طی یک اتفاق غافلگیرکننده ملاقات کند و دیگری از فراز و فرودهای احساسی دوری میکند و عاشقانههای دنج و آرام را ترجیح میدهد. اولین برخورد فرانچسکا و رابرت، لحظهی به سر آمدن انتظار بود، لحظهای که بیشتر به خواب و رویا شباهت داشت و البته پیشتر فقط در آرزوهای پنهان آن دو دیده میشد. البته که رابرت جیمز والر، نویسندهی این رمان عاشقانهی خارجی، روایت خود را در این نقطه رها نمیکند.
انسانهای زیادی شب و روز خود را با آرزوی پیدا کردن محبوب زندگیشان میگذرانند. اما آیا همهی آنها برای لحظهی رویارویی و هنگامهی دیدار آماده هستند؟ آیا زندگی پس از فرارسیدن آن دم موعود هرگز به حالت قبل باز خواهد گشت؟ پیشنهاد میکنیم جواب را با خرید کتاب صوتی پلهای مدیسون کانتی نشر صوتی آوای چیروک پیدا کنید و با یکی از پرفروشترین رمانهای قرن بیستم همراه شوید.
شما این کتاب را با ترجمهای از منصوره وحدتی احمدزاده، همکاری انتشارات افراز و روایت شنیداری بهمن وخشور و طاهره رفعت میشنوید.

جوایز و افتخارات کتاب پلهای مدیسون کانتی
- پرفروش شمارهی 1 نیویورک تایمز و حضور در فهرست پرفروشها به مدت سه سال
- ثبت رکورد سریعترین فروش رمان گالینگور در زمان انتشار
- رکورد فروش بیش از 50 میلیون نسخه در سراسر دنیا
نکوداشتهای کتاب پلهای مدیسون کانتی
- یک داستان عاشقانهی لطیف و عمیق که در شهر کوچکی در آمریکا میگذرد و پس از آنکه با اندوه صفحهی آخرش را میبندید، تا مدتها در ذهنتان باقی میماند. (ترنس استامپ، بازیگر)
- همهی ما در رویای یک دیدار اتفاقی هستیم؛ همان لحظهای که احساس میکنیم زندگی بعد از آن آغاز میشود. رابرت جیمز والر با اطمینانی ویژه به ما نشان میدهد که چنین لحظهای میتواند به واقعیت تبدیل شود. (ساندی تلگراف)
اقتباس سینمایی از کتاب پلهای مدیسون کانتی
- فیلم سینمایی پلهای مدیسون کانتی مهمترین اقتباس سینمایی از رمان عاشقانهی رابرت جیمز والر است. این فیلم با کارگردانی کلینت ایستوود روی پردهی سینما رفت و در این سالها بیش از هر چیز با بازی درخشان مریل استریپ و کلینت ایستوود به یاد آورده میشود.
کتاب صوتی پلهای مدیسون کانتی برای شما مناسب است اگر
- طرفدار داستانهای عاشقانهی واقعگرا هستید و روایتهای نزدیک به زندگی را به ماجراهای خیالپردازانه ترجیح میدهید.
- از دنبالکنندگان ادبیات داستانی آمریکا هستید و میخواهید هیچ رمان عاشقانهی آمریکایی معروفی را از قلم نیندازید.
- شیفتهی سینما هستید و دوست دارید پیش از تماشای فیلمهای اقتباسی، نسخهی اصلی اثر را مرور کنید.
در بخشی از کتاب صوتی پلهای مدیسون کانتی میشنویم
پاییز محزون و گرفته زمان تولد فرانچسکا بود. باران سرد از خانهی چوبی او در حومهی شهر آیوا فرو میغلتید. باران را مینگریست از میان باران به تپههای کنارهی رود میدل نگاه و به ریچارد فکر میکرد. او هشت سال پیش در چنین روزی از بیمارییی که دیگر نامش را به خاطر نداشت فوت کرده بود. حالا به او فکر میکرد، به مهربانی نامفهومش به برخوردهای یکنواختش و حتی به زندگیای که برایش ساخته بود.
بچهها تلفن زده بودند. هیچیک نمیتوانستند برای سالروز تولدش به خانه بیایند. آغاز شصت و هفت سالگیاش بود. درک میکرد. مثل همیشه که درک کرده بود و باید میکرد. بچهها هر دو سخت مشغول کار بودند. فصل کارشان بود؛ اداره بیمارستان و تدریس به دانشآموزان را بر عهده داشتند. مایکل برای دومین بار ازدواج کرده بود، کارولین با اولی دست و پنجه نرم میکرد. از این که به نظر میرسید بچهها هرگز نتوانند در چنین روزی به دیدنش بیایند پنهانی خوشحال بود؛ او برای چنین روزی مراسم خاص خودش را داشت. صبح آن روز دوستانش با کیک تولد از وینترست به دیدنش آمده بودند. فرانچسکا قهوه درست کرد ضمن این که صحبت از نوهها بود و شهر و این که روز عید شکرگزاری برای هر کدام چه بخرند. آفت و خیز صدای گفتوگوها و خندهی دوستانه نشانهی لذت دیدار آشنایان بود و یادآور دلیل ماندش در آن خانه پس از مرگ ریچارد
مایکل فلوریدا را دوست داشت و کارولین نیوانگلند را اما خودش در تپههای آیوای جنوبی در ملکی مانده بود که به دلیل خاصی آدرس قدیم او را حفظ میکرد. او از این کار خود خوشحال بود.
بله

























