یک مدرسهی عجیب، ارواح سرگردان و معماهای هولناک... کتاب صوتی تسخیرگاه ارواح اثر جی. ای وایت، جلد اول مجموعهی مدرسه مردگان و آغازی است برای ماجراجویی در دنیایی که مرز میان زندگان و مردگان در آن کمرنگ میشود. با ورود کوردلیا لو، دختر یازده سالهای که به تازگی به این مدرسهی مرموز آمده است، رازهایی آشکار میشوند که او را به دل اتفاقاتی ترسناک و غیرمنتظره میکشانند.
دربارهی کتاب صوتی تسخیرگاه ارواح
آیا کوردلیا میتواند راز ارواح گرفتار در مدرسه را کشف کند و به آنها کمک کند؟ جی. ای وایت در کتاب صوتی تسخیرگاه ارواح، با ترکیب فانتزی، معما و ماجراجویی، یکی از بهترین کتابهای تخیلی برای نوجوانان را خلق کرده است. این داستان صوتی ترسناک را با صدای گرم حامد قرایی بشنوید. کوردلیا در مسیر کشف رازهای مدرسه با دو دوست تازه آشنا میشود و همراه آنها سرنخهایی را دنبال میکند که هر کدام دریچهای به دنیایی ناشناخته باز میکنند. اما هرچه بیشتر به حقیقت نزدیک میشوند، خطرهای تازهای سر راهشان قرار میگیرد.
فضای وهمآلود مدرسه، شخصیتهای دوستداشتنی و رازهایی که به تدریج آشکار میشوند، این کتاب را به گزینهای جذاب برای علاقهمندان به داستانهای ترسناک برای نوجوانان تبدیل کرده است. کوردلیا درمییابد ارواحی که در مدرسه پرسه میزنند، لزوماً خبیث نیستند، بلکه انسانهایی هستند که در این عمارت گرفتار شدهاند و برای رهایی به سرنخها و اشیاء خاصی نیاز دارند. بنجی نونیز و اگنس، دوستان کوردلیا، او را در این ماجراجویی همراهی میکنند.

جلد اول مجموعه مدرسه مردگان؛ آغاز ماجراجویی کوردلیا
کتاب صوتی تسخیرگاه ارواح یک داستان فانتزی برای نوجوانان است که در آن تمامی عناصر ترس، معما و ماجراجویی را در کنار دوستی و همکاری شخصیتها خواهید دید. بنجی پسری گوشهگیر است که تجربهی قبلی روبهرو شدن با ارواح، او را محتاط کرده. اگنس دختری باهوش و منطقی است که با دانش و قدرت تحلیل خود به حل معماها کمک میکند، هرچند او نمیتواند ارواح را ببیند. همکاری این سه نفر نشان میدهد که برای روبهرو شدن با خطرها، شجاعت و همدلی به اندازهی هوش و منطق اهمیت دارند.
راز معماری عمارت آرکیمنسی و داستان ارواح درون آن چیست؟ کوردلیا و معلمش آقای درلث، چه کشف بزرگی خواهند کرد؟ برای دریافت پاسخ این پرسشها، خرید کتاب صوتی تسخیرگاه ارواح نشر صوتی نگاه آشنا را به شما پیشنهاد میکنیم. این داستان صوتی ترسناک با ترجمهی روان زینب مهدویپور را میتوانیم در فهرست بهترین کتابهای تخیلی برای نوجوانان قرار دهیم؛ جی. ای وایت با وهمی پیوسته و معماهایی که تا پایان ذهن مخاطب را درگیر میکند، تجربهای متفاوت از داستانهای ترسناک نوجوانان و ماجراهای فراطبیعی رقم میزند.
نکوداشتهای کتاب تسخیرگاه ارواح
- در این داستان ارواح، عناصر ترسناک با جنبههای طنزآمیز و همچنین چالشهای دوران مدرسهی راهنمایی متعادل شده است. صمیمیت و طنز داستان، کلیشههای آشنای این ژانر را جذابتر کرده و آن را به انتخابی دلچسب برای کسانی تبدیل میکند که به داستانهایی با میزان مناسبی از ترس علاقه دارند. (بولتن مرکز کتابهای کودک)
- جی. ای وایت مجموعه مدرسه مردگان را با داستانی پرتعلیق و خوشریتم دربارهی دانشآموزی تازهوارد آغاز میکند. تنش داستان زمانی به اوج میرسد که تلاش شبانه برای نجات با شکست روبهرو میشود. پایان داستان نیز نوید ماجراهای بیشتری برای کوردلیا و دوستانش میدهد. (ALA Booklist)
- علاقهمندان به داستانهای ترسناک برای نوجوانان و آثار نویسندگانی مانند لمونی اسنیکت، ادام گیدویتز و نیل گیمن، در این کتاب نیز با داستانی به همان اندازه پیچیده و هولناک روبهرو خواهند شد. (School Library Journal)
کتاب صوتی تسخیرگاه ارواح برای شما مناسب است اگر
- به دنبال یک داستان فانتزی برای نوجوانان هستید که در آن ترس، معما و ماجراجویی در کنار هم قرار گرفتهاند.
- بهترین کتابهای تخیلی برای نوجوانان را جستجو میکنید؛ آثاری که در عین سرگرم کردن نوجوانان، آنها را به فکر کردن، حل معما و استفاده از قدرت تخیل تشویق میکنند.
- از داستانهای ترسناک برای نوجوانان با فضای وهمآلود، فضاسازی مرموز و ارواح سرگردان لذت میبرید.
در بخشی از کتاب صوتی تسخیرگاه ارواح: کتاب اول مجموعه مدرسه مردگان میشنویم
گاهی اوقات کلید روشنایی ارواح اتفاق زیبا و خاطرهانگیزی را برایشان رقم میزد. پیرزنی که دائم از اینطرف به آنطرف سِن میرفت، خیلی احتیاج به یک جارو داشت. بهمحض اینکه پیرزن جارو را از دست کوردلیا گرفت، مثلث سیاه بهسرعت پدیدار شد و اشعههای طلاییرنگ خورشید سرتاسر سِن را روشن کرد. پیداشدن بقیۀ کلیدهای روشنایی به این راحتی نبود، ولی باز هم میتوانستند آنها را بهوضوح ببینند. دختری که در کنار کمدهای طبقۀ سوم بود و فیلهایی عروسکی را به کولهپشتیاش آویزان کرده بود، دائم به گیرۀ پلاستیکی کیفش نگاه میکرد که یکی از فیلهای عروسکی از آن افتاده بود. کوردلیا بهمحض اینکه فیل عروسکی دیگری را کنار او گذاشت، دختر با خوشحالی لبخندی زد و آن را روی کولهاش و در کنار دیگر عروسکها آویزان کرد. کلید روشناییاش بهرنگ سبز روشن علفزارهای آفریقا بود.
کوردلیا و دو همکلاسیاش هربار که یکی از ارواح را آزاد میکردند، معمولاً این خوشحالی را با خرید بستنی بیسکویتی از دستگاه فروش کافهتریا جشن میگرفتند. هرکدام بهنوبۀ خود به شیوهای خاص خوشحالیشان را نشان میدادند. بنجی همینکه میفهمید از شر یکی از ارواحی که در راهروها پرسه میزد خلاص شدهاست، آرامش عجیبی را در وجودش حس میکرد. اگنس از اینکه میدید بخشی دیگر از آن معما را با موفقیت حل کردهاند، به هوش خود میبالید، ولی کوردلیا بیش از همه خوشحال بود، شاید به این خاطر که این اتفاق تجربۀ فوقالعاده تازهای در زندگیاش محسوب میشد؛ همان شادی نابی که پس از انجام کارهای خوب و بیتوقع در دل آدم مینشیند.
ولی متأسفانه کارهایشان همیشه به این راحتی پیش نمیرفت.
بله
































