نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی شکم - احسان فولادی فرد

حمیده زارعی
★★★★★
۱۴۰۵/۰۷/۰۱
میشود گفت داستان عجیبی بود. واقعی، جنایی، اکبر شخصیتی به ظاهر سخت و کوشا و عقده‌های درونی بسیار و خواسته‌ها و توقعاتی که فکر میکرده نمی‌بایست برای او باشد. در تمامی ادوار اینطور بوده که آقایی باشد با نوکرانی که البته شخصیت قوامی آنقدرها هم بد و بدذات نبوده اما همیشه نوکران بخاطر اینکه زیر دست هستند کینه‌ها و عقده‌هایی دارند که در اولین فرصت تلافی خواهند کرد. نویسنده بسیار خوب با جزئیات و با هیجان داستان را نوشته و دو شخصیت از یک ادم را توصیف کرده، اکبر و دست بزرگ و غیر متعارف اکبر و داستان از زبان هردو تعریف میشود، اما اکبر با اینکه ثروت باد آورده قوامی را به باد میدهد باز طمعش از باقیمانده آن ویلا و باغ بیشتر شده و تا جایی پیش میرود که کاملا به شیطانی خبیث تبدیل گردیده، دیوانه شده و گوشت انسانی را میخورد و بماند که کلا شخصیت ناپاکی داشته و حرص و طمعش ادمهای زیادی را به کشتن داده.
در کل داستان جالبیه، پیشنهاد میکنم گوش دهید.
از آقای اصلانی هم که به زیبایی هر چه تمامتر داستان را خواندند تشکر میکنم. با صدای خوبشان طوری کتاب را روایت کردند که تصویر سازی کاملی میشد از شخصیت اکبر در ذهن ساخت.
سیده عاطفه ایازی
★★★★★
۱۴۰۵/۰۶/۲۷
این کتاب؛ کتاب جالبی است از روند افزایش حرص و طمع ادم ها به خصوص افرادی که ظرفیت وجودی کمی دارند کتاب مکالمه اکبر با دستش و مکالمه دست راست اکبر با شنونده است مردی کارگر که بزرگترین ویژگی منحصر به فردش داشتن دست های عجیب و بزرگ است شروع به کارگری برای تاجری می کند کم کم با تملق خود را پیش صاحبکار عزیز می کند و سرایدار خانه ای در وسط باغی بزرگ می کند بزرگترین ویژگی خانه باغ؛ داشتن استخری بزرگ است اکبر شخصیت اصلی داستان در حسرت استخر؛ باغ، و لطف اقای خانه است اینکه کاری داشته باشد یا پولی برای تشکیل خانواده و نانی در سر سفره یا حتی خانه سرایداری هیچ کدام او را راضی نمی کند حرص و طمع موجب می شود به ارباب خودش خیانت کند وابتدا پاپوش برای اقای خانه درست می کند با ترس و ارعاب او را فراری می دهد و صاحب باغ و املاک و ثروت اقای خانه می شود اما باز هم سیری ناپذیر است حرص و طمع موجب شده لذتی از داشته هایش نبرد تمام داشته ها را نادیده می گیرد و دنبال سند جعلی برای باغ می شود هیچ رسیدگی به میوه های باغ یا ساختمان باغ نمی کند میوه ها تلخ می شوند مثل خود اکبر موجودات و حیوانات موذی و وحشی در باغ پرورش می دهد تا همدم او شوند با خصایص دون و ذلیل خود موجب دوری همه ادم های اطرافش می شود هیچ دوست و فامیلی برای خودش باقی نمی گذارد از دست بزرگ و بد شکل خو دش عاصی است و دست بزرگ و بد شکلش خود را مجبور به رفتارهای زشت و شنیع می داند اما دنیا می چرخد و می چرخد و اقای خانه بر می گردد و باغ و خرابه موجود را می بیند باز هم با گشاده دستی و سخاوت با اکبر برخورد می کند اما اکبر ادم حقیر و فرو مایه همچون گذشته رفتار می کند پایان داستان هرچند ادامه رفتارها و خو ی وحشی اکبر است اما بسیار خشن است
گلپر عابدی
★★★★★
۱۴۰۵/۰۵/۱۳
آقای فرهاد اصلانی واقعن عجوبه است در بازیگری و راوی گری خیلی کیف کردم و امیدوارم باز هم با صدای ایشون کتاب بشنوم شکمرمانی جسور و متفاوت ک ذهن خواننده رو درگیر میکنه فضای تاریک و نمادین داستان تا مدتها ذهنو درگیر خودش میکنه من امیدوارم کتابهای بیشتری با صدای آقای اصلانی عزیز گوش بدم.
زینب قاسمی
★★★★★
۱۴۰۵/۰۶/۱۷
از نظر من این کتاب جز بهترین کتاب های ادبیات معاصر است. چقدر به جزئیات دقت شده و چقدر شخصیت پردازی به خوبی صورت گرفته. "شکم" شاید دقیق ترین عنوان برای این روایت باشد. حرص آدمیزاد می توان با چیزهای مختلفی نشان داده شود یکیشان شکم است. خوانش اقای اصلانی هم بی نقص و عالی بود.
فریبا رضایان
★★★★★
۱۴۰۵/۰۷/۱۱
چکیده داستان در فصل آخر را باید بار ها مطالعه کرد. زمانی که قدرت به تو کمک می کنند تا دست راستت را ببلعی و بر صندلی خالی داخل استخر بنشینی و بر موش ها حکومت کنی، درک من از این نوشته بی نظیر بود. تشکر از استاد احسان فولادی
Maryam Rajabi
★★★★★
۱۴۰۵/۰۶/۲۸
داستان متفاوت و گیرایی هست خیلی جالبه که علاوه بر شخص که روایت میکند اعضای بدن او هم راوی های داستان هستند. نوشته متفاوت و خاصی بود که صدای فرهاد اصلانی مجموعه را کامل کرد.
نسیم جون
★★★★★
۱۴۰۵/۰۶/۳۱
خیلی جالب بود. اصلانی انگار اکبر بود. حیرت کردم از توصیفات. چه قلمی داره فولادی فرد.
علی حسین زاده
★★★★★
۱۴۰۵/۰۵/۲۱
چه توصیفات زیبایی. روایت بسیار آشنایی بود. درود بر جناب اصلانی. عجب خوانشی عجب صدایی. صد درود
آذین شهسواری
★★★★★
۱۴۰۵/۰۵/۲۱
عالی شگفت انگیز بی نظیر تو گویی عالی ست...
👋 سوالی دارید؟