نظر سیده عاطفه ایازی برای کتاب صوتی شکم

سیده عاطفه ایازی
★★★★★
۱۴۰۵/۰۶/۲۷
این کتاب؛ کتاب جالبی است از روند افزایش حرص و طمع ادم ها به خصوص افرادی که ظرفیت وجودی کمی دارند کتاب مکالمه اکبر با دستش و مکالمه دست راست اکبر با شنونده است مردی کارگر که بزرگترین ویژگی منحصر به فردش داشتن دست های عجیب و بزرگ است شروع به کارگری برای تاجری می کند کم کم با تملق خود را پیش صاحبکار عزیز می کند و سرایدار خانه ای در وسط باغی بزرگ می کند بزرگترین ویژگی خانه باغ؛ داشتن استخری بزرگ است اکبر شخصیت اصلی داستان در حسرت استخر؛ باغ، و لطف اقای خانه است اینکه کاری داشته باشد یا پولی برای تشکیل خانواده و نانی در سر سفره یا حتی خانه سرایداری هیچ کدام او را راضی نمی کند حرص و طمع موجب می شود به ارباب خودش خیانت کند وابتدا پاپوش برای اقای خانه درست می کند با ترس و ارعاب او را فراری می دهد و صاحب باغ و املاک و ثروت اقای خانه می شود اما باز هم سیری ناپذیر است حرص و طمع موجب شده لذتی از داشته هایش نبرد تمام داشته ها را نادیده می گیرد و دنبال سند جعلی برای باغ می شود هیچ رسیدگی به میوه های باغ یا ساختمان باغ نمی کند میوه ها تلخ می شوند مثل خود اکبر موجودات و حیوانات موذی و وحشی در باغ پرورش می دهد تا همدم او شوند با خصایص دون و ذلیل خود موجب دوری همه ادم های اطرافش می شود هیچ دوست و فامیلی برای خودش باقی نمی گذارد از دست بزرگ و بد شکل خو دش عاصی است و دست بزرگ و بد شکلش خود را مجبور به رفتارهای زشت و شنیع می داند اما دنیا می چرخد و می چرخد و اقای خانه بر می گردد و باغ و خرابه موجود را می بیند باز هم با گشاده دستی و سخاوت با اکبر برخورد می کند اما اکبر ادم حقیر و فرو مایه همچون گذشته رفتار می کند پایان داستان هرچند ادامه رفتارها و خو ی وحشی اکبر است اما بسیار خشن است
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟