

برای شنیدن کتاب صوتی شکم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی شکم
گروتسکی با طعم پوست، گوشت و استخوان! کتاب صوتی شکم اثر احسان فولادی فرد را با صدای گیرا و فوقالعاده پرحس فرهاد اصلانی بشنوید و بگذارید این روایت تاریک، تا عمق ذهنتان نفوذ کند. ماجرا با قتل قوامی به دست اکبر شروع میشود. اکبر مردی است تنومند که دست راستش سرخود تصمیم میگیرد، انبار سینهاش پر از کینه است و دهانش تشنهی خون. او از تمام پولدارها متنفر است... از قوامیها متنفر است.
دربارهی کتاب صوتی شکم
ما سال تا سال مو نمیشستیم، او شانهی دستهعاج داشت. تیغهای اصلاحِ سوسمارنشانش را فقط یک بار استفاده میکرد و میانداخت سطل آشغال! این واگویههای اکبر است؛ شخصیت اصلی کتاب صوتی شکم اثر احسان فولادی فرد که با صدای جاندار فرهاد اصلانی پیش چشم ما زنده میشود. او از نفرتش نسبت به قوامی میگوید؛ از امثال قوامی که در ذهن اکبر، نماد تحقیر، زور، پول و تمام چیزهاییاند که سالها استخوان غرورش را خرد کردهاند.
از همان قسمت اول این کتاب صوتی ترسناک، ما اکبر را میشناسیم و قتلی را که مرتکب شده، میبینیم. اینجا مسئله پیدا کردن قاتل نیست؛ انگیزهی قتل است! و روان مردی که در سکوت باغ، آرامآرام از انسان بودن فاصله میگیرد و به چیزی تبدیل میشود که فقط یک کار بلد است؛ بلعیدن! نویسنده با بهرهگیری از جریان سیال ذهن، مدام بین گذشته و حال در رفت و آمد است. اما بگذارید ما روایت را از نقطهی عطفش شروع کنیم: خبر بازگشت قوامی از غربت به وطن!

بازگشت صاحب عمارت؛ نقطهی عطف رمان شکم
قوامی از سرمایهداران بنام زمان محمدرضا شاه است که در جریان انقلاب بارش را بسته و به فرنگ گریخته است. اکبر بود که او را بیشتر ترساند و به فرار وادارش کرد. او از قبل نقشه کشیده بود که عمارت را تصاحب کند و آن را به خانهی موشها و سگهای شکاری تبدیل کند. چه ذهن بیمارگونهای! احسان فولادی فرد، کتاب شکم نشر چشمه را با چه دقت روایی و چه حس تیرهای نوشته که هر جملهاش مثل زخمی تازه، روی ذهن خواننده باز شده و خونریزی میکند.
حالا که آبها از آسیاب افتاده، قوامی میخواهد به وطن برگردد و خانهاش را برای فروش بگذارد. اما اکبر که خانوادهاش را نیز در عمارت جا داده و سالها آنجا را قلمرو خودش کرده، حاضر نیست حتی یک آجر از این ملک را پس بدهد. اینجاست که روایت، از یک قتل ساده عبور میکند و وارد لایههایی میشود که در آن قدرت، مالکیت، ترس و گرسنگی بیانتها، مثل ریشههای پوسیدهی یک درخت، در هم میپیچند و چیزی میسازند که دیگر هیچ شباهتی به انسان ندارد.
هذیان و تاریکی محض با صدای فرهاد اصلانی
اما صبر کنید... ماجرا تیرهتر و سورئالتر هم میشود! دست راست اکبر که از دست دیگرش بزرگتر است، بخشی از ماجرای کتاب صوتی شکم اثر احسان فولادی فرد را روایت میکند. دستی که نه یک عضو از اکبر، بلکه صدایی مستقل است؛ صدایی که وسوسه میکند، دستور میدهد، میخندد و هر بار که اکبر تردید میکند، او را یک قدم دیگر به سمت تاریکی میکشاند. موسیقی متن این اثر شنیداری نیز مثل مهی سرد آرام در گوشهای شما مینشیند و هر ضرباهنگ، هذیان را پررنگتر میکند.
اگر مشتاقید این کتاب ترسناک صوتی را با صدای فرهاد اصلانی بشنوید و در جهان تیره و خفهکنندهی احسان فولادی فرد قدم بگذارید، خرید کتاب صوتی شکم نشر صوتی رادیو گوشه را به شما پیشنهاد میکنیم. این اثر را میتوانیم بیاغراق در دستهی بهترین داستانهای کوتاه ایرانی قرار دهیم؛ آثاری که نه فقط روایت میکنند، بلکه زیر پوست خواننده میخزند و تا مدتها از ذهن بیرون نمیروند.
کتاب صوتی شکم برای شما مناسب است اگر
- بهترین کتابهای صوتی جنایی را جستجو میکنید و شیفتهی روایتهایی هستید که در آن خشونت، زخمهای روانی و آسیبهای روحی نه در سطح ماجرا، بلکه در عمق ذهن شخصیتها جریان دارد.
- داستانهایی که با جریان سیال ذهن روایت میشوند را میپسندید و از روایتهای روانشناختی تاریک لذت میبرید.
- کتابهای صوتی با صدای فرهاد اصلانی را جستجو میکنید و از لحن گرم، پرحس و اجرای نفسگیر این هنرمند لذت میبرید.
در بخشی از کتاب صوتی شکم میشنویم
اکبر پیاده شد. کلید قفل در ورودی را با نوارِ چرمی بسته بود به کمربند و توی جیبش گذاشته بود. قدرت که آمده بود پای در، دورتر نشست. اکبر زنجیری را باز کرد که سهچهار دور، دورِ دو لنگهی درِ نردهای بسته بود. لنگهی چپ خراب بود؛ یک تکه الوار تکیه میداد به آن تا بسته نشود. وانت را آورد توی ویلا. پیاده شد؛ در را با همان مکافاتی بست که باز کرده بود.
- چطوری قدرت؟
قدرت که یکی از چشمهایش از شدت قی و ورم طوری باد کرده بود که باز نمیشد، آرام سر روی دو دست گذاشته بود و زیرچشمی او را نگاه میکرد. همین که اکبر میرسید، میآمد جلوی در. دورتر مینشست؛ منتظر میماند تا نوبتش شود. نوبت پسماندهی گوشت و پسماندهی دود. میدانست باید صبر کند. و رفتن و خودش را به پاهای اکبر مالیدن، دود و نان نمیشود.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| عنوان کتاب | کتاب صوتی شکم |
| نویسنده | احسان فولادی فرد |
| گوینده | فرهاد اصلانی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| ناشر صوتی | رادیو گوشه |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۵ ساعت و ۲۴ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | ۲۰۰۰۰۰ ۱۲۰,۰۰۰ تومان ۴۰% خرید کتاب صوتی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان ترسناک ایرانی کتابهای صوتی داستان و رمان روانشناسی ایرانی کتابهای صوتی داستان و رمان جنایی و معمایی ایرانی |
بله




















