برای موفق شدن در کار صرفا تخصص کافی نیست! بلکه علاوه بر آن باید مهارتهای ارتباطی مهمی را نیز آموخت. ویویان اسکات در کتاب حل و فصل اختلافات در محیط کار، به کارمندان و مدیران کمک میکند تا بتوانند تعارضات میان کارکنان را به شیوهای سازنده و مؤثر مدیریت کنند. در این کتاب با مجموعهای از مهارتهای روانشناختی مانند تشخیص ریشهی تعارضات، همدلی، گوش دادن فعال، مدیریت احساسات در زمانهای حساس و راههایی برای جلوگیری از تعارضات پیش رو مواجه میشوید.
دربارهی کتاب حل و فصل اختلافات در محیط کار
بهعنوان یک کارمند، بیشتر با همکاران وقت میگذرانیم تا دوستان و اعضای خانوادهمان. حال فکر کنید اگر محل کار محیطی سمی باشد که در آن کارمندها به جای همکاری کردن برای رسیدن به اهدافی مشترک صرفا درصدد دنبال کردن منافع شخصی خود باشند، چه میشود؟ چه میشود اگر یکی از همکارها مشکلات خودش را گردن شما بیندازد و هر روز که میخواهید به محل کار بروید آرزو کنید آن آدم را هیچ وقت نمیدیدید؟ شاید بهنظر کابوس بیاید ولی اتفاقاتی به ظاهر ساده وجود دارند که میتوانند از یک اختلاف اجتنابناپذیر، جنگی تمام عیار رقم بزنند.
ولی اوضاع آنقدرها هم غیر قابل کنترل نیست، چرا ویویان اسکات (Vivian Scott) در کتاب حل و فصل اختلافات در محیط کار (Conflict Resolution at Work For Dummies) نشان میدهد که میتوان با یاد گرفتن مهارت ارتباطی بخصوص، تا حد قابلقبولی محیط کار را برای خود و دیگران به مکانی سازنده و امن تبدیل کرد. این اثر راهنمایی کاربردی و ساده است و ویویان اسکات با بهرهگیری از زبانی واضح و مثالهایی واقعی به خواننده یاد میدهد چطور ریشههای تعارض را بشناسد، با انواع شخصیتها تعامل کند و بهجای شدت بخشیدن به درگیری، مسیر گفتگو و تفاهم را هموار سازد. ویویان اسکات به ما یادآوری میکند که باید دائما در حال یاد گرفتن مهارتهایی جدید باشیم و در محیطی که بحث منافع برای همه پررنگ است، یاد بگیریم با مذاکرهی موثر، وضعیتهای برد-برد در محیط کار ایجاد کنیم.
کتاب حل و فصل اختلافات در محیط کار، با ترجمهی سارا یوسفی در انتشارات آوند دانش منتشر شده و چالشهای محیط کار را به فرصتی برای رشد فردی و سازمانی تبدیل میکند.
کتاب حل و فصل اختلافات در محیط کار برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب مناسب مدیران، کارمندان و تیمهای منابع انسانی، کارمندان و به طور کلی برای هر کسی است که در محیطهای کاری پویا با افراد مختلف سر و کار دارد.
در بخشی از کتاب حل و فصل اختلافات در محیط کار میخوانیم
گاهی ممکن است کارمندی که در کانون اختلاف قرار گرفته، حس ترحم شما را نسبت به خودش برانگیزاند. نقش دلسوز را بازیکردن، کار نامعمولی نیست، اما ترحمکردن و تأسفخوردن برای افراد و ابراز همدلی نسبت به مشکل اجتماعی کارمندتان یا نبود آموزش لازم، باعث ادامهی اختلافات خواهد شد. وقتی به همکاران چنین فردی میگویید تا کمبودهای وی برای ارتقا را نادیده بگیرند، باعث ضایعشدن حق همه میشوید و هیچچیزی را حل نمیکنید؛ حتی ممکن است با ایجاد خشم و تنفر در کارمندانی که کارشان زیادتر شده است و محدودکردن توان فردی که میخواهید وی را نجات دهید، اوضاع را بدتر کنید.
کارمندی که از شما انتظار دارد و میخواهد اوضاع را برایش روبهراه کنید، ممکن است به جایی برسد که از شما متنفر و بیزار شود. احتمالاً وقتی به او میگویید نمیتوانید کاری که خودش میتواند از عهدهی آن بربیاید برایش انجام دهید، از دست شما عصبانی شود. بهعلاوه این خطر وجود دارد که اگر کارها خوب پیش نرود، در تنگنا قرار گیرید. اگر کسی که شما قصد کمک به وی را دارید به آنچه میخواسته نرسد، ممکن است بهسادگی به شما پرخاش کند.
به کارمندتان کمک کنید و به وی اختیار دهید تا خودش اوضاع را سروسامان دهد تا بتواند مهارتهای لازم برای بهتر سروساماندادن به شرایط آتی را کسب کند، روابط کاری خودش را بهبود ببخشد و روشهایی را بهکار گیرد که در کل به اختلافات کمتری بینجامد. به او کمک کنید تا زمینهی مشکلات را بیابد و درخصوص روشهایی که میتواند مستقلتر باشد، تبادل نظر کنید.
اگر همیشه نقش نجاتغریق را بازی کنید، هیچوقت شناگران خوبی نخواهید داشت! اگر تیمی متشکل از کارمندانی وابسته درست کردهاید، برای تقویت توانایی آنها جهت حل مشکلات موجود، دیر نیست. با بهکارگیری فنون این کتاب میتوانید در اختلافات وساطت کنید، آن دسته از جلسات گروهی را سازماندهی کنید که در آن گروهتان خودش راهحلهای لازم را پیدا میکند و برای یافتن منابع موردنیاز تیمتان، به افراد دیگر نزدیک شوید.
بله























