کتاب اختلاسهای خرد و کلان در سه دههی اخیر در ایران - از سال 1367 تا 1397، به قلم داود بابایی تلاشیست برای ثبت و بازخوانی بخشی از تاریخ فساد ساختاریشده در ایران. آنچه میخوانید، مجموعهای از گزارشهای دقیق دربارهی پروندههاییست که آیندهی این کشور را گروگان گرفتهاند.
کتاب اختلاسهای خرد و کلان در سه دههی اخیر در ایران - از سال 1367 تا 1397
سه هزار میلیارد تومان در ذهن شما چه معنایی دارد؟ شاید برای شهروندان عادی عدد مبهمی بهنظر برسد. میتوان این طور هم به آن نگاه کرد: اگر هر ثانیه یک اسکناس ده هزار تومانی بشماریم، بیش از صد سال طول میکشد که به این رقم برسیم. جالب است نه؟ تازه این فقط یکی از پروندههاست و متاسفانه این کتاب پر از پرونده است. کتاب اختلاسهای خرد و کلان در سه دههی اخیر در ایران - از سال 1367 تا 1397 گزارشهایی است که داود بابایی آنها را نه صرفا از رسانههای افشاگر، بلکه از دل پروندههای قضایی، اظهارات رسمی، اسناد بانکی و روایتهای رسانهای معتبر بیرون کشیده است. داود بابایی در این بررسی منظم تلاش کرده از آنچه با نام فساد مالی ساختاریشده در جمهوری اسلامی شناخته میشود، تصویری واضحتر به ما ارائه دهد.نه صرفا خبرهای شوکآمیزی که فرط تکرار در حافظهی خستهی مردم ایران گم شدهاند. اختلاسهایی که نه لزوما در سایه و به صورت پنهانی، بلکه گه گاه با حمایت قدرت سیاسی و اقتصادی رخ دادهاند.

از فاضل خداداد و پروندهی 123 میلیارد تومانی در دههی 70، تا شهرام جزایری در دههی 80، و نهایتاً محمودرضا خاوری و اختلاس تاریخی سه هزار میلیارد تومانی در دههی 90، این کتاب تلاش کرده است با نگاهی بیطرفانه و بدون وابستگی جناحی، چهرهی واقعی یکی از گستردهترین اشکال فساد اقتصادی در ایران معاصر را بازسازی کند.
در این میان، دولتهای مختلف – از سازندگی و اصلاحات تا عدالتمحوری و اعتدال – هرکدام صحنههایی از این تراژدی مالی را رقم زدهاند؛ گاه با سکوت، گاه با همکاری و گاه با ادعای پاکدستی. نویسنده در این مجموعه میکوشد با نگاهی مستند و تحلیلی، نه صرفاً به افشاگری، که به ثبت تاریخی یکی از مهمترین چالشهای اخلاقی و اقتصادی کشور بپردازد.
کتاب اختلاسهای خرد و کلان در ایران بعد از انقلاب اسلامی از سال 1367 تا سال 1397 گزارشی صرفا دربارهی پولهای گمشدهی بیتالمال نیست. دربارهی اعتمادی از دست رفته نسبت به نظام بانکی فاسد دولتی است. این گزارش را میتوانید با همت انتشارات امید فردا بخوانید.
کتاب اختلاسهای خرد و کلان در سه دههی اخیر در ایران - از سال 1367 تا 1397 برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این کتاب را به دانشجویان و پژوهشگران رشتههای اقتصاد، علوم سیاسی، حقوق و تاریخ معاصر توصیه میکنیم. این کتاب برای هر کسی که به دنبال مستندات تاریخی دربارهی ساختار قدرت در ایران میگردد مناسب است.
در بخشی از کتاب اختلاسهای خرد و کلان در سه دههی اخیر در ایران - از سال 1367 تا 1397 میخوانیم
شهرام جزایری عرب، در پاسخ به ادعانامه مدعیالعموم، ضمن رد همه اتهامات گفت: من حدود 14 سال پیش در مغازه بستنی فروشی در بخش اقتصاد خرد فعالیت میکردم. از سال 70 تا 75 از منطقه بم و کرمان در حوزه اقتصاد نیمه کلان و از سال 75 به بعد در بعد اقتصاد کلان شروع به فعالیت کردم و همیشه سعی میکردم اصول امانتداری و رعایت منافع را حفظ کنم. من علاوه بر این 50 شرکت، میخواستم، 50 شرکت دیگر هم تأسیس کنم تا پروژه شرکت «فرآوری فرش» را که در دست اقدام داشتم، تمام کنم.
با توجه به وضعیت نامناسب صادرات فرش، قصد من تأسیس یک دانشکده برای آموزش امور بازاریابی و در کنار آن، احداث 60 غرفه بازرگانی بود. میخواستم در 19 نقطه جهان، نمایشگاههای زنجیرهای و ادواری با ظرفیت 50 غرفه برگزار کنم تا در این نمایشگاهها، 50 گروه کالای صادراتی عرضه شود. بر طبق محاسبات من، با برگزاری هر نمایشگاه، 1/5 تا 5 میلیون دلار کالا فروخته میشد.
من مسئول همه اقدامات این 50 شرکت هستم. کارکنان این شرکتها و مدیران آنها بدون اجازه من آب هم نمیخوردند.
وی افزود: من چون آدم خوش حسابی بودم و تعهداتم را پیش از موعد، تصفیه میکردم، بانکها به من اعتماد داشتند و به من تسهیلات میدادند. در حال حاضر بسیاری از صادرکنندگان از ترس بدهکاری حاضر نیستند از تسهیلات بانکی استفاده کنند؛ ولی من این ریسک را پذیرفته بودم و با دریافت 23 میلیارد تومان تسهیلات بانکی و 17 میلیارد تومان تسهیلات غیربانکی، با بهره 38 درصد، حدود 5 هزار میلیارد تومان گردش مالی داشتم؛ و این نشاندهنده مدیریت خوب من است.
جزایری درباره پرداخت 38 میلیارد و 10 میلیون ریال به افراد مختلف بهعنوان رشوه گفت: من به افراد مختلف با نیت خیر کمک کردهام؛ برای بسیاری از دختران دمبخت جهیزیه تهیه کردهام؛ برای کارکنانم مسکن خریدهام و هزینه سفر حج آنها را تأمین کردهام. به نظر من یک مدیر خوب باید بر دلها حکومت کند. مبلغ 550 میلیون تومان به آقای سیدهادی خامنهای دادهام؛ 70 میلیون تومان به دکترا... یاری نماینده کرمانشاه برای ساخت دانشگاه دادهام.
آقای دکتر منصوری نیز از دوستان من است و من برایش خانه خریدهام. من با نیت خیر میخواستم 150 میلیون تومان به آقای محمدی گلپایگانی بدهم تا مقام معظم رهبری آن را تملک کنند، اما ایشان نپذیرفتند و پس از آن دستگیر شدم.
بله




















