کتاب ترانههای روزگار تتو مجموعهی بیش از پنجاه شعر سرودهی سید علی صالحی است. این کتاب که در گروه مجموعه شعرهای معاصر و پست مدرن فارسی طبقهبندی میشود، یکی از آثار ناب و مبتکرانهی شاعر است که گنجینهای از عرفان، فلسفه و فرهنگ گذشته و حال را در خود گنجانده.
دربارهی کتاب ترانههای روزگار تتو
سید علی صالحی (Seyed Ali Salehi) یکی از شاعران برآمده از خطهی جنوب ایران است که نامش با شعر ناب و شعر گفتار گره خورده و در کنار شاعرانی چون منوچهر آتشی و نصرت رحمانی قرار میگیرد. موج ناب یکی از گرایشهای شعر موج نو به شمار میآید که در دههی پنجاه شمسی، سید علی صالحی به همراه چند شاعر جوان عضو حلقهی نخست موج ناب، آن را پایهگذاری کردند. وی بعدها از این حلقه فاصله گرفت و دربارهی آن گفت: «حس کردم همهی ما شاعران موج ناب داریم شبیه هم میشویم...» او همواره کوشیده که در شعرهایش خلاق باشد و از باورهای فلسفی و عرفانی برای سرودن شعر بهره بگیرد. کتاب ترانههای روزگار تتو یکی از جدیدترین مجموعه شعرهای این شاعر است.
سید علی صالحی از شاعرانی است که توانسته در حوزهی شعر، چه در زمینهی فرم و چه در زمینهی محتوا، ایدهپردازی کند و بنیانهای جدید بسازد. «شعر حکمت» در مقابل «شعر سوپرمارکتی» اصطلاحات ویژهی او در این حوزه هستند که وی در کتابها و گفتههای خود به آنها اشاره میکند. صالحی سابقهی شعر حکمت را به مولانا میرساند و آن را راهی برای نجات از تکرار مکرّرات میداند. در کتاب ترانههای روزگار تتو میتوان نمونههایی از آنچه وی شعر حکمت مینامد، مشاهده کرد.
به گفتهی سید علی صالحی، نام این کتاب از خاطرات دوران کودکی وی الهام گرفته شده است؛ زمانی که مادرش تتوهایی روی دست و گردن داشت و این عنوان برای وی یادآور دوران گذشته است. وی در این کتاب از مضامین بکر و تصاویر بدیع بهره میگیرد و در قالب آنها حکمت مدنظر خود را شرح میدهد. پرهیز از تکرار و حفظ فردیت از اصولی است که سید علی صالحی به آنها باور دارد و این را در اشعار کتاب ترانههای روزگار تتو میتوان دید.
کتاب ترانههای روزگار تتو را نشر چشمه منتشر کرده است.
کتاب ترانههای روزگار تتو چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به شعر پست مدرن، بهویژه کسانی که دیگر کارهای سید علی صالحی را خوانده و طرفدار وی هستند، از این کتاب لذت خواهند برد.
در بخشی از کتاب ترانههای روزگار تتو میخوانیم
خوابت را دیدم شبِ آفتاب،
داشتی در گندمزار
انگار باران درو میکردی.
و دنیا
هزار دشتِ ماهِ کامل بود
تا علیمراد
از کوه بیاید و
عروسِ پروانهپوش
خود را به خواب زده باشد.
یا پیرِ بابونه،
طلسمم کن!
تشنهتر از کربلا منم
که شرحه شرحه از شام غریبان
میگذرم.
ای کاش از روز نخست
میدانستم که شاعرم.
بله























