سورهی عصر، یکی از سورههای کوتاه قرآن است که در آن به صبر، ایمان و عمل صالح توصیه میشود. علی صفایی حائری در کتاب رشد: دیداری تازه با سوره عصر، این سوره را تفسیر میکند و ابعاد دیگری از آن را برای مخاطب شرح میدهد. مؤلف در این اثر که در گروه کتابهای تفسیر قرآن دستهبندی میشود، نشان میدهد مفاهیمی که در آیات این سوره بیان میشوند، در جهت رشد، تکامل و دستیابی به اهداف به انسان کمک میکند.
دربارهی کتاب رشد: دیداری تازه با سوره عصر
ما در طول روز بسیاری از واژگان را به کار میبریم که ریشه در فرهنگ قرآنی و اسلامی دارند یا در این فرهنگ معنایی بسیار عمیق مییابند؛ بااینحال، ساده از کنار این مفاهیم میگذریم و در عمق آن معنا تفکر و تفحص نمیکنیم. علی صفایی حائری در کتاب رشد: دیداری تازه با سوره عصر، بر این عقیده است که خُسر، تکامل و رشد نیز در گروه چنین واژگانی قرار دارند. او این واژگان را با یکدیگر در ارتباط میداند و از خلال بررسی این مفاهیم، سورهی عصر را تفسیر میکند.
در کتاب رشد: دیداری تازه با سوره عصر، نویسنده دربارهی مفهوم رشد، تفاوت آن با تکامل، جایگاه این کلمه در قرآن و ضرورت آن بحث میکند. وی عقیده دارد کلید دوری از زیان و رسیدن به رشد و تکامل در آن چیزی است که سورهی عصر به آن اشاره میکند؛ یعنی ایمان. نویسنده بخشی از کتاب را به شرح رابطهی ایمان و رشد از دیدگاه سورهی عصر اختصاص داده است.
در کل میتوان گفت، نویسنده در کتاب رشد: دیداری تازه با سوره عصر، سورهی عصر را در راستای اهداف تربیتی تفسیر میکند؛ چنانکه در دیگر پژوهشهای این شخصیت نیز توجه به اصول تربیتی از نظر آیین اسلام دیده میشود.
کتاب رشد: دیداری تازه با سوره عصر را انتشارات لیلهالقدر منتشر کرده است.
کتاب رشد: دیداری تازه با سوره عصر برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب رشد: دیداری تازه با سوره عصر برای کسانی که به تفسیر قرآن علاقهمند هستند، مناسب است.
در بخشی از کتاب رشد: دیداری تازه با سوره عصر میخوانیم
در لحظههاى بحرانى تاریخ، کلمهها، فکرها، کارها و رابطهها، حدود خویش را از دست مىدهند و از مفهوم خالى مىشوند.
در این مرحله هر چیزى در جاى هر چیز مىنشیند؛ چون مرزها شکسته شدهاند و فقط آهنگهاى کلمهها و جلوه کارها و شور فکرها، کارسازى مىنمایند و یا درگیرى پیش مىآورند و این درگیرىها، درگیرىهایى لفظى هستند و بىبار و بىنتیجه.
در این مرحله، قدرها و اندازهها و در نتیجه حدها و مرزها و در نتیجه قانونها و ضابطهها در هم مىریزند، هر کس در هر کارى و هر کلمه در هر جایى و هر فکر در هر سرى، ساز مىزند و سرگردان مىچرخد و جایگاهى ندارد، همچون غبارى در فضایى.
این بلبشوى اجتماعى و انسانى، نتیجه حادثهها و درگیرىها و شتابزدگىهایى است که با حادثهها سبز شدهاند و انسان را به کار کشیدهاند و به خویش خواندهاند و آماده کردهاند.
اگر انسان در کنار این حادثهها با تدبیر و تقدیر و تنظیمى همراه مىگردید؛ تدبیرى در رهبرى و تقدیرى در طرحریزى و تنظیمى در عمل، هیچگاه محکوم حادثهها و اسیر شتابها نمىماند و حدود را در هم نمىریخت و اندازهها را ندیده نمىگرفت و هر کلمه و هر فکر و هر گام را در هر جایى نمىگذاشت.
بله




















