کتاب میراث بازیافته اثر پژوهشگر دنیای تاریخ، محمدکاظم رحمتی، بلیط سفر شما به تاریخ تمدن صفویه و تغییر و تحولات فرهنگی ایران در بستر این حکومت است؛ اثری که قرار است خوانندگان خود را با عجایب و جزئیات منحصربهفرد دودمان صفویه آشنا کند و همراه با مشتاقان دنیای تاریخ، به زیروبم حوادث و رخدادهای اجتماعی این دورهی تاریخی سرک بکشد.
دربارهی کتاب میراث بازیافته
صحبت و گفتوگو در باب فرمانروایی صفویه، به عنوان یکی از مقتدرترین دودمانهای تاریخ ایران، از گذشته تا به حال نقل محافل تاریخی بوده و است. بااینحال باید گفت حجم یافتهها و کشفیات انجامشده دربارهی این سلسلهی دویستساله، نسبت به ابعاد پنهان و ناپیدای آن همچنان بسیار خرد و ناچیز است. محمدکاظم رحمتی یکی از پژوهشگران خوب دنیای تاریخ، تلاش کرده تا در اثر ویژهی خود، کتاب میراث بازیافته، نسبت به این نقاط تاریک و مغفول تاریخ صفویه توجه و تمرکز بیشتری نشان دهد و با کمک نوشته و آثار تاریخنگاران و اسناد و مکتوبات بهجامانده از آن دوران پرده از حقایق کمترپرداختهشده در باب این سلسلهی مهم تاریخی بردارد.
با مطالعهی فصلهای مختلف کتاب میراث بازیافته، خواننده به بخش مهمی از اطلاعات عمومی و پرتکرار دربارهی سیر حوادث فرمانروایی صفویه دست پیدا میکند، با این وجود همچنان نمیتوان این اثر را یک شجرهنامهی ساده و مختصر در باب این سلسلهی پادشاهی دانست. محمدکاظم رحمتی، مولف اثر میراث بازیافته، در پژوهش خود تلاش داشته تا پا را از حد توضیحات معمول فراتر بگذارد و با ذرهبینی دقیقتر و نگاهی موشکافانه به جزئیات حوادث و رخدادهای عصر صفویان نگاهی بیاندازد. بهعبارتی، خواننده با مرور مباحث کتاب میراث بازیافته از ماجرا و حقایقی خبردار خواهد شد که احتمالاً در کمتر کتابی به آن برمیخورد.

برای مثال، در قسمتی از کتاب میراث بازیافته به اسناد و شواهدی مراجعه میکنیم که روشنگر اختلافات و کشمکشهای درونخانوادگی در بارگاه صفویه است. در بخش دیگری از این اثر خواندنی نیز به حفرهها و ضعفهای تاریخنویسی و دلایل اهمالکاری مورخان صفویه در ثبت کردن حقایق میپردازیم. نویسندهی کتاب میراث بازیافته همچنین در تحقیقات خود به سراغ مذهب اصلی دودمان صفوی، یعنی تشیع رفته و این موضوع را از جهات مختلف و بهویژه واکنش دیگر حکومتهای شیعی مورد بررسی قرار داده است.
نویسندهی کتاب میراث بازیافته، همچنین تلاش کرده تا در مسیر این پژوهش به یک منبع محدود اکتفا نکند، بلکه مجموعهی متنوعی از اسناد و نوشتههای بهجامانده را کنار یکدیگر بگذارد و حاصل آنها را به عنوان شاهد تاریخی به خواننده عرضه کند. آثاری همچون صفوةالصفا، بحارالانوار، مکتوبات محمدعلی نسابه، رسالهی احمد پیکرهچی و نوشتههای قاسم بیگ بخشی از اسناد و مدارکی است که در مسیر این پژوهش به کمک ما میآید و حقایق ناگفته دربارهی حکومتداری عصر صفوی را برای خواننده روشنتر میکند. همچنین نویسنده در قسمتهای مختلف کتاب از نامهها، وقفنامهها و شرححالهای بهدسترسیده یاری میگیرد تا نظرگاه خود را با دقت و نکتهسنجی هرچهتمامتر بیان کند.
این دقت نظر نویسندهی کتاب میراث بازیافته باعث شده تا این اثر نهتنها به یک گزینهی مطالعاتی جذاب و پرمغز برای علاقهمندان دنیای تاریخ تبدیل شود، بلکه بهعنوان یک سند و منبع پژوهشی، مفید حال دانشجویان و پژوهشگران تاریخی نیز قرار بگیرد و دروازهای از اسناد و اطلاعات تاریخی معتبر را به روی آنها بگشاید. همچنین کتاب میراث بازیافته، از نظر توجه به جریانهای فرهنگی و نقطهنظرهای اجتماعی، یک رسالهی کمنظیر در میان سایر آثار نوشتهشده دربارهی تاریخ صفویه به حساب میآید و میتواند باب آشنایی بیشتری را با سایر مقالات و کتابهای حوزهی تاریخ بر روی مشتاقان این عرصه بگشاید. گفتنیست که کتاب میراث بازیافته با تلاش انتشارات نگارستان اندیشه به دست شما میرسد.
کتاب میراث بازیافته برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این پژوهش پرفایده را به شیفتگان دنیای تاریخ و علاقهمندان به تاریخ ایران پس از اسلام پیشنهاد میکنیم. دانشجویان و پژوهشگران حوزهی تاریخ نیز میتوانند از اطلاعات ناب و کاربردی این اثر بهرهمند شوند.
در بخشی از کتاب میراث بازیافته: فرهنگ و تمدن عصر صفویه میخوانیم
در این خصوص نیز باز مسئله مهم که باعث جدل و گفتوگو شده است، همین زاویهدید و چگونگی طرح مسئله است. درست است که ابراهیم بن سلیمان قطیفی مخالفتهایی تند با محقق کرکی داشت و او را در مسائل فقهی متهم به نادیده گرفتن سنتهای عملی طائفه مینموده _ که در ادامه از آن بحث خواهد شد _ یا شهید ثانی به ایران مهاجرت نکرده و ارتباطاتی با صفویه نداشته، اما این مطلب که دیدگاه وی دربارۀ صفویه چه بوده است را نمیتوان بر اساس مطلب مذکور مورد تحلیل و بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که این دسته از فقیهان با تشیع صفویه و پیوستن به آن مخالفت داشتهاند. به واقع شهید ثانی هر چند روابط رسمی با صفویه نداشت و یا در آثارش که در خارج از قلمرو صفویه تألیف کرده بود، اشارۀ صریحی به صفویه ننموده، اما نقش مهمی در تحولات دینی ایران ایفا کرده بود و به نحو غیرمستقیم در تحولات دینی صفویه نقشآفرینی کرده بود.
همچنین عدم مهاجرت او به ایران نیز به معنی نبود سیاست سرکوب شیعیان در عثمانی نیز نیست یا آنکه شهید ثانی در تشیع صفویان تردید داشته است، به واقع اگر رفتار شهید ثانی در سنتهای متداول میان عالمان امامیه مورد بررسی قرار دهیم، میتوانیم علت عدم مهاجرت او به ایران را درست تحلیل کنیم. به واقع فهم و یا تحلیل این مسائل بدون در نظر گرفتن سنتهای متفاهم شیعه پیش از صفویه و تحولاتی که در بعد از صفویه در برخی از این امور رخ داده، باعث نادرستی تحلیلهای مورد اشاره، شده است.
بله


















