کتاب سیر علوم بلاغی در ادب فارسی تاریخچهی فن بلاغت را در ادبیات ایران از دورهی پیش از اسلام تا دوران معاصر دنبال میکند. عبدالخالق پرهیزی، پژوهشگر و استاد گروه ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، در این کتاب به بلاغت در یونان، ایران پیش از اسلام و جهان عرب میپردازد و آثار مهمی چون ترجمانالبلاغه و حدائقالسحر را معرفی میکند.
دربارهی کتاب سیر علوم بلاغی در ادب فارسی
فن سخنوری و بلاغت نهتنها در گذشته، بلکه در زمان حاضر نیز اهمیتی بهسزا دارد. وقتی شخصی بهجای رفتن به سر اصل مطلب به لفاظی و اطناب روی آورد و یا سخنی را بسیار موجز بیان کند، بهحدی که مخاطب متوجه منظور وی نشود، در اصلْ بلاغت را رعایت نکرده است. در یونان باستان واژهی rhetoric یا همان بلاغت، به تکنیکهای متقاعدسازی در سخنرانیها تمرکز دارد. امروزه بلاغت معنایی دیگرگون گرفته و علاوهبر سخنرانان و نویسندگان و شاعران، دیگر هنرمندان از جمله فیلمسازان از فن بلاغت آگاهی داشته باشند. ارسطو از اولین متفکرانی بود که به موضوع بلاغت توجه نشان داد. پس از او، دانشمندان حوزهی بلاغت در ایران و دیگر نقاط جهان اسلام، از آرای او تأثیر پذیرفتند و مطالعات علوم بلاغی را شکل دادند. کتاب سیر علوم بلاغی در ادب فارسی نگاهی است به متونی که دربارهی این موضوع از قرون اولیهی اسلامی تا زمان معاصر تألیف شدهاند.

عبدالخالق پرهیزی، استاد ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، کتاب سیر علوم بلاغی در ادب فارسی را به دو بخش تقسیم میکند: مقدمات و بررسی آثار بلاغی فارسی. در بخش اول، او به حوزههای مختلف بلاغت فارسی پیش از اسلام و پس از اسلام میپردازد و دو اثر مهم ارسطو را معرفی میکند: فن شعر و فن خطابه. این پژوهشگر ادب فارسی در بخش دوم دربارهی همهی متنهای مرتبط با بلاغت را که به زبان فارسی ترجمه شده است، خلاصهوار سخن میگوید. آثار مهمی چون «ترجمان البلاغه»، «حدائقالسحر»، «المعجم»، «بدایع الافکار» و... . وی در ابتدا از ابواب و فصلهای کتاب مدنظر میگوید و انگیزهی مؤلف را بررسی میکند. منابعی که هر کتاب از آن بهره برده و نگاه او به بلاغت، یکی از اصلیترین بخشهای معرفی کتاب سیر علوم بلاغی در ادب فارسی است. شواهدی که برای هر کتاب میآید، به یادگیری انواع صنایع ادبی کمک میکند؛ بااینحال پرهیزی این کتاب را برای آموزش این مباحث به نگارش درنیاورده است. بهمنظور آموختن مفاهیمی چون تشبیه، استعاره و جناس به کتاب «فنون بلاغت و صناعات ادبی» نوشتهی مرحوم استاد جلالالدین همایی مراجعه کنید.
کتاب سیر علوم بلاغی در ادب فارسی را انتشارات فردوس روانهی بازار کرده است.
کتاب سیر علوم بلاغی در ادب فارسی برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب سیر علوم بلاغی در ادب فارسی برای کسانی است که دربارهی تاریخچهی بلاغت در ادبیات ایران کنجکاو هستند. اگر میخواهید درمورد صنایع ادبی مانند تشبیه و استعاره اطلاعاتی به دست آورید، پیشنهاد میکنیم به دیگر کتابهای این حوزه مراجعه کنید.
در بخشی از کتاب سیر علوم بلاغی در ادب فارسی میخوانیم
در واقع فنّ شعر ارسطو جوابی است به آراء و عقاید استادش، افلاطون، در باب شعر. اختلاف نظر ارسطو با افلاطون در این زمینه ناشی از همان اختلاف معروفی است که بین فلسفهی این دو فیلسوف هست. این اختلاف بر خلاف آنچه بعضی از حکماء قرون وسطی گفتهاند، در حقیقت وجود دارد و اصلش ناشی از طرز تفکّر آنها راجع به کلیّات است. در واقع آنچه افلاطون مُثُل میخواند، نزد ارسطو حقیقت ندارد و امریست انتزاعی و خیالی. برخلاف افلاطون که دنیا را از ورای ابر و مه عرفان و خیال میدید، ارسطو در کار عالم به چشم واقعبینی مینگریست. از این رو شعر را به منزلهی واقعیّات دید و برخلاف استاد آن را به پاس اخلاق محکوم نکرد بلکه به بررسی و تحقیق در ماهیّت و اوصاف آن پرداخت. وی صور معقول را حقیقت واقع نمیدید تا کائنات محسوس و مرئی را سایه و تصویر آنها بداند. محسوسات و مشهودات عالم را حقیقت میشمرد و صور معقول را عبارت از تصویر ذهنی آنها. بدینگونه واقعبینی او بهانهای به خیال شاعرانه نمیداد تا ارزش محسوسات را منکر شود و کائنات عالم را سایه و تصویری تلقّی کند از حقیقت - از مُثُل. بهعلاوه، نزد وی منشأ ابداع و ایجاد شعر و آثار هنر عبارت بود از علاقه به تقلید و محاکات: امری که در انسان غریزیست و آموزندگی آن نیز از موجبات عمده است در التذاذ انسان از آن. پس ماهیّت و جوهر شعر و هنر عبارت میشود از تقلید و محاکات و آن لذّت و حالتی هم که از این تقلید و محاکات حاصل میشود، خود غایت و هدف آن است. البتّه در مورد شعر علاوهبر غریزهی محاکات، علاقهی انسان به وزن و ایقاع را نیز منظور میکرد. به عقیدهی او این احساس در طبیعت و فطرت انسان است که امر موزون را از امر ناموزون دوستتر دارد و لذا ارسطو سبب ظهور شعر و نضج و کمال آن را مقارنت و موافقت این دو غریزه در وجود انسان میدانست. با این همه، کار شاعر فقط تقلید صِرف از عالم خارج نیست تا به قول افلاطون دنیای مشهودات و محسوسات را به عین تصویر و تقلید نماید بلکه از خود نیز همواره چیزی به آن اضافه میکند و دنیای محسوسات را - به تفاوت اغراض - گاه بهتر از آنچه هست تصویر و توصیف میکند و گاه بدتر از آنچه هست.
بله


















