همهچیز برای ارتقاء همهجانبهی سازمانتان در کتاب تغییر استراتژیک سازمانی اثر آلن آر. اوستر، کریستا کی. ویلی و مایکل اس. والنتی قرار دارد. در این کتاب جنبههای مختلف تغییر در سازمان بررسی شدهاند. برای آنکه تغییرات سازمانی را همچون یک مدیر حرفهای پیادهسازی کنید، راهبردهایی را در این کتاب مییابید.
درباره ی کتاب تغییر استراتژیک سازمانی
مدیران دغدغهمند همواره در تلاشند تا جایگاه سازمانشان را در مقایسه با رقبای خود در بازار جهانی بسنجند، نقاط قوت و نقاط ضعف آن را شناسایی کنند و در جهت ارتقاء همهجانبهی سازمان، برنامههایی برای تحول و تغییر ارائه دهند. بااینهمه، گاهی پیدا کردن مواردی که تغییرشان قدم مثبتی در پیشرفت سازمان بهحساب بیاید، آنچنان حساس است که اگر اشتباه شناسایی شوند یا با راهبردهایی اشتباه تغییر کنند، نتیجهی معکوس میگذارند.
در کتاب تغییر استراتژیک سازمانی (Strategic Organizational Change) اثر آلن آر. اوستر (Ellen Auster) و دو همکار دیگرش کلیاتی که برای طرحریزی یک تغییر حسابشده لازم است، به مدیران توصیه میشود. مثالهایی شنیدنی از تغییرات موفق و همچنین ناموفق برخی سازمانها تشریح میشود و همچنین به مدیران کمک میکند تا تابلویی جامع از تمام جنبههای مورد نیاز یک تغییر اساسی را برای خود ترسیم کنند.
در فصول ابتدایی کتاب تغییر استراتژیک سازمانی که با ترجمهی آقای غلامرضا رسولی و آقای مهرداد پرج در اختیار شما قرار میگیرد، ابتدا با اهمیت و ضرورت تغییر در سازمان آشنا میشویم و به کمک کتاب، چشماندازی از جایگاه کنونی سازمان ترسیم میکنیم. همچنین در این بخشها بررسی میکنیم که چه عواملی موجب شکست احتمالی ما در ایجاد تغییرات میشود تا در برنامهریزی راهبردهای تغییر خود تجدیدنظری منصفانه داشته باشیم. آلن آر. اوستر و همکارانش در بخش اول کتاب تغییر استراتژیک سازمانی، به ما کمک میکنند تا بهگونهای واقعبینانه و عادلانه، موقعیتهای نیازمند تغییر را در سازمان خود شناسایی کنیم، به ظرفیتهای موجود برای ایجاد تغییر توجه نماییم و بر اساس آن، خود را برای برنامهریزی راهبردی این تغییرات آماده کنیم.
در فصول بعدی کتاب تغییر استراتژیک سازمانی، آلن آر. اوستر، کریستا کی. ویلی و مایکل اس. والنتی قصد دارند محدودیتها و چالشهای ایجاد تغییر را به مدیران گوشزد کنند. به باور آنها، درست است که ما -بهعنوان یک مدیر- برای انجام هر تغییری مختار هستیم، اما باید به یاد داشته باشیم که نمیشود همواره همهچیز به دلخواه ما باشد. محدودیتهای زیادی بیرون از سازمان وجود دارند که دست اعمال تغییرات را میبندند؛ مثلاً استانداردهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و در کل محیط خارج سازمانی از عوامل تأثیرگذار بر محدوده تغییرات مجازی هستند که میتوانیم برای اعمال آنها برنامهریزی کنیم.
نویسندگان کتاب تغییر استراتژیک سازمانی در این کتاب به مخاطب توصیه میکنند که چگونه به طور انعطافپذیر و با آغوش باز، محدودیتها را ارزیابی کرده و بپذیریم. همچنین تغییرات ما باید آنقدر حسابشده باشند که در بازار رقابتی از دیگر همصنفان خود جا نمانیم؛ بنابراین، در این بخشها آلن آر. اوستر، کریستا کی. ویلی و مایکل اس. والنتی به بحث درباره چگونگی برآورد رفتار رقبا میپردازند. برای مثال اینکه رقبای ما در حال حاضر، چگونه در مقابل چالشها عمل میکنند یا اینکه چشمانداز رقابتی ما با آنها، در صورت ایجاد تغییرات مورد نظرمان چگونه خواهد شد، در این قسمت پاسخ داده میشود.
در نهایت، نویسندگان کتاب تغییر استراتژیک سازمانی، به حساسترین بخش تغییر سازمانی میپردازند: نظر و احساس مشتری! در این قسمتها، آلن آر. اوستر، کریستا کی. ویلی (K. Wylie) و مایکل اس. والنتی (Kennan Wylie) سعی دارند به مخاطب گوشزد کنند که نظر مشتری و احساساتی که او قبل و بعد از تغییرات سازمانی شما دارد، عاملی تعیینکننده در چینش راهبردهای تغییر سازمانی شماست. مدیر باید بداند که ایجاد تغییرات مورد نظرش چه معایب و مزایایی برای شرکا و ذینفعان و یا برای مشتریان دارد.
کتاب تغییر استراتژیک سازمانی به همت انتشارات نمای علم در اختیار شما قرار گرفته است.
در نکوداشت کتاب تغییر استراتژیک سازمانی
- نویسندگان کتاب تغییر استراتژیک سازمانی عناصر نظری و عملی یک برنامهی تغییر استراتژیک را گرد هم میآورند. نویسندگان بیشتر روی انعطافپذیری، خلاقیت و خودانگیختگی تمرکز دارند؛ چیزی که در بیشتر مدیران وجود ندارد. این کتاب متفکرانه ممکن است به شما در بهبود فرآیند تغییر استراتژیک سازمانتان کمک کند. (هاروی شاختر، گلوب اند میل، کانادا)
کتاب تغییر استراتژیک سازمانی برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب تغییر استراتژیک سازمانی برای علاقهمندان به کتابهای رهبری و مدیریت نوشته شده است. اگر خواهان اعمال تغییراتی اساسی در سازمان خود هستید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب تغییر استراتژیک سازمانی: ایجاد قابلیتهای تغییر در سازمان شما میخوانیم
اگر ما در تلاش هستیم تعیین کنیم مشوقهای کلیدی در پس جنبه خاصی از آنچه به نحو خوبی کار میکند نظیر روحیه بالای کارکنان، ما خواهیم دانست لایههای کافی پیاز را پوست کندهایم اگر دریابیم که راهنمایی نسبتاً شفافی داریم در مورد اینکه چرا کارکنان اینقدر اخراج میشود در شرکت ما. اغلب دور اول تلاش برای تعیین مشوقهای کلیدی پشت آنچه خوب کارمی کند فقط مهیا میکند چیزهای دیگری که به نحو خوبی مؤثر است نظیر روابط قوی بین بخشها، سطوح، ترس پایین، یا کارکنان راضی. در حالیکه کشف این لایه اول بینش اندکی به ما میدهد واقعاً اشاره نمیکند به محرکهایی که نباید مورد مداخله قرار گیرند، با پیشنهاد اینکه ما نیاز داریم به ادامه پوست کندن لایهها. هنگامی که ما بیشتر لایهها را پوست میکنیم ممکن است پیدا کنیم محرکهای متقاعد کنندهتر دیگری نظیر این واقعیت که پاداشها بر مبنای سودآوری شرکت هستند و که سازمان ابتکارهای تعادل کار-زندگی قوی دارد. مشوق کلیدی دیگر در پشت روحیه بالای کارکنان ممکن است سیاست سازمان در مورد معلق نگه داشتن کارکنان در طول چند سال گذشته باشد، علیرغم زمانهای مشکل در صنعت.
ما میتوانیم نوع مشابهی از تحصیل را برای علل ریشهای انجام دهیم. با شروع با یک مشکل، ما نگاه خواهیم کرد به تحلیلمان از کارکردهای داخلی برای علل آن مشکل با این پرسش، که "چرا این مشکل وجود دارد؟ " برای مثال، در نظر بگیرید مسئله جابجایی بالا در میان مدیران فروشگاه در توئین را. با متکی بودن به اطلاعاتی که جمع آوری کردهایم در مورد وضعیت فعلی سازمانمان، ممکن است نتیجه بگیریم که چندین علت ریشهای از این مسئله وجود دارد. اول، شیوه تنها جذب مدیران فروشگاه که تحصیلات دانشگاهی دارند ممکن است ناسازگار با ساختارحقوق و پاداش فعلی و مناسب باشد. به زبان ساده، پس از حدود یک سال با توئین، این مدیران دارای تحصیلات دانشگاهی ممکن است دریابند که میتوانند درآمد بیشتری کسب کنند با رفتن به جای دیگر.
بله

















