کتاب یادگیری و کنترل حرکتی نوشتهی ریچارد ای. مگیل و دیوید آی. آندرسون، مفاهیم مهم علم رفتار حرکتی را موردمطالعه قرار میدهد و میکوشد آخرین یافتهها و دستاوردهای این حوزه را مرور کند. این راهنما، مبانی عصبی و نظریههای کنترل حرکتی را توضیح میدهد، از مؤلفههای حسی آن میگوید، مراحل یادگیری مهارتهای حرکتی را معرفی مینماید و درنهایت، در مورد نقش تمرینهای بدنی و ذهنی در ارتقای سلامت صحبت میکند.
دربارهی کتاب یادگیری و کنترل حرکتی
یکی از شاخههای مهم رشتهی تربیتبدنی، مطالعهی رفتار حرکتی است. این شاخه با ترکیب کردن زیستشناسی و روانشناسی، به بررسی وضعیت حرکتی انسان میپردازد و میکوشد آن را موردبحث قرار داده و توضیح دهد. رشد و نمو اندامهای بدن، کارکرد حافظه، عملکرد دستگاه عصبی، رشد تواناییهای شناختی و هوش از جمله موضوعاتی هستند که در این رشته موردتوجه قرار میگیرند.
محققان این رشته را به سه دستهی کلی یادگیری، کنترل، و رشد و تکامل حرکتی تقسیم کردهاند. کتاب یادگیری و کنترل حرکتی (Motor Learning and Control) نوشتهی ریچارد ای. مگیل (Richard A. Magill) و دیوید آی. آندرسون (David Anderson) بر روی دو گرایش از سه گرایش فوق متمرکز میشود و میکوشد آنها را توضیح دهد. این کتاب با اتکا بر آخرین یافتههای علمی این حوزه میکوشد مفاهیم مهارت و توانایی حرکتی را تشریح کند و نحوهی ارزیابی و اندازهگیری آنها را آموزش دهد. همینطور در مورد مقیاسهای ارزیابی و اجرای آن صحبت میکند.
علم حرکتشناسی از علوم بسیاری قدیمی دنیا بهحساب میآید. در واقع بشر از قرنها پیش در مورد نحوهی حرکت کردن و راه رفتن کنجکاو بود و میخواست آن را درک کند. ارسطو احتمالاً اولین فیلسوف و اندیشمندی بود که دربارهی این موضوع بهصورت علمی و فنی بحث کرد. به همین خاطر است که او را پدر علم حرکتشناسی میدانند. پس از او نیز خیلیها سعی کردند دربارهی این موضوع تحقیق کنند. شاید شاخصترین چهره، داوینچی بود که برای خلق آثار تجسمیاش بهشدت در اندامها و حرکات انسان مطالعه کرد. اما آنچه ما امروز بهعنوان علم حرکتشناسی میشناسیم، محصول پیشرفت فناوری و پزشکی مدرن است و در همین دو قرن اخیر توسعه پیدا کرده. این علم که زمانی صرفاً به حرکت اندامها محدود بود، امروز بسیار گستردهتر شده و حتی بر روی مفاهیم تجریدیتری مثل حافظه و توانایی شناختی هم متمرکز میشود. به همین دلیل است که حالا تبدیل به دانشی مهم و تأثیرگذار شده. در این زمینه آثار متعددی به چاپ رسیده، اما یکی از پایهایترین و کاربردیترین آنها کتاب یادگیری و کنترل حرکتی است. ریچارد ای. مگیل و دیوید آی. آندرسون که هر دو از اساتید مهم رشتهی حرکتشناسی به شمار میروند، در این کتاب مبانی عصبی-حرکتی کنترل حرکتی را توضیح میدهند و مهمترین نظریههایی که دراینباره مطرح شده را مرور میکنند. آنها همینطور به مؤلفههای حسی آن هم میپردازند. موضوع بعدی کتاب، حافظه است که طی آن کارکرد حافظه و مشکل فراموشی مورد بحث قرار میگیرد. نویسندگان پس از آن مسألهی یادگیری مهارتهای حرکتی را پیش میکشند و از مراحل یادگیری و انتقال آن میگویند. در فصول پایانی نیز دربارهی تمرینهای ذهنی و فیزیکی بحث میکنند و نقش آنها را در بهبود سلامت یادآور میشوند.
کتاب یادگیری و کنترل حرکتی را علیحسین ناصری ترجمه کرده و نشر حتمی به چاپ رسانده است.
کتاب یادگیری و کنترل حرکتی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به دانشجویان رشتهی تربیتبدنی و علوم ورزشی پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب یادگیری و کنترل حرکتی: مفاهیم و کاربردها میخوانیم
چندین مدل متفاوت حافظه حرکتی برای نشان دادن ساختار مؤلفهای آن توسعه یافته است. یکی از ماندگارترین و مؤثرترین آن توسط آتکینسون و شیفرین در سال 1968ارائه شده است. آنها با استفاده از تشابه کامپیوتری، حدس زدند که ساختار حافظه باید چیزی مشابه با سخت افزارکامپیوتر در نظر گرفته شود. آنها معتقد بودند که این سخت افزار به کامپیوتر امکان کارکردی که «فرایندهای کنترل» را میسازند، میدهد. این فرایندها شامل فرایندهای حافظهای از قبیل ذخیره و بازیابی اطلاعات هستند که تحت کنترل شخص میباشند. آنها به این نتیجه رسیدند که مؤلفههای ساختاری از ثبت کننده حسی، ذخیره کوتاهمدت و ذخیره بلندمدت تشکیل شده است. از زمانی که مقاله نظریه آتکینسون و شیفرین درباره ساختارهای حافظه انتشار یافت، مشکل نظری اصلی، تعیین دقیق ماهیت این ساختارها بود.
بله




















