کتاب دیپلماسی شرکتی اثری است که علیرضا سالک مقدم، سیده مهسا حسینی و وحید ناصحیفر آن را به رشتهی تحریر درآوردهاند. کتاب دیپلماسی شرکتی نشان میدهد شرکتها دیگر تنها بازیگران اقتصادی نیستند و باید توانایی تعامل، چانهزنی، مدیریت ریسکهای سیاسی و پیشبینی تحولات ژئوپلیتیکی را نیز داشته باشند.
دربارهی کتاب دیپلماسی شرکتی
زمانی موفقیت یک شرکت فقط به کیفیت محصول و قدرت فروش بستگی داشت، درحالیکه امروز موفقیت سازمانها به عوامل متعددی بستگی دارد. کتاب دیپلماسی شرکتی به نویسندگی دکتر علیرضا سالک مقدم، دکتر سیده مهسا حسینی، دکتر وحید ناصحیفر ، توضیح میدهد که شرکتها در عصر جدید با محیطی غیرقابلپیشبینی، پویا و سرشار از ریسکهای «غیرتجاری» مواجهاند؛ ریسکهایی که از سیاست، تحریم، بحرانهای اجتماعی و حتی ساختارهای فرهنگی ناشی میشوند. بنابراین، مسیر موفقیت شرکت تنها از مسیر بازاریابی و استراتژیهای مالی نمیگذرد؛ بلکه نیازمند شکل تازهای از مهارت و آگاهی یعنی دیپلماسی شرکتی است.
دکتر علیرضا سالک مقدم، دکتر سیده مهسا حسینی، دکتر وحید ناصحیفر در کتاب دیپلماسی شرکتی نشان میدهند که چگونه مفهوم دیپلماسی شرکتی، ابزاری است برای جلوگیری از خطر ابتلا به شرایط نامساعد مالی و روشی برای مدیریت روابط با دولتها، شبکههای ذینفع، مدیران و کارشناسان صنایع مختلف. بنابر محتوای کتاب، دیپلماسی شرکتی در واقع یک مهارت میانرشتهای است که میان مدیریت کسبوکار، علوم سیاسی، جامعهشناسی و روابط بینالملل پل میزند و مدیران امروز را مجبور میکند از مرزهای سنتی تجارت فراتر بروند.
نویسندگان در کتاب دیپلماسی شرکتی شرح میدهند، شرکتهایی که به این نوع دیپلماسی مجهز نیستند، در برابر بحرانها کاملاً آسیبپذیرند. تحلیلهای کتاب دیپلماسی شرکتی ثابت می کند، کسبوکارهایی که توانستهاند پیش از بحران، نقشهی ذینفعان را شناسایی کنند و روابط مؤثر با بخشهای دولتی، نهادهای اجتماعی و بازیگران محلی برقرار کنند، نهتنها از تهدیدها عبور کردهاند، بلکه فرصتهای تازهای هم به دست آوردهاند.
وقتی شرکتها دیپلمات میشوند
کتاب دیپلماسی شرکتی توضیح میدهد که شرکتها ناچارند مانند دیپلماتها عمل کنند. آنها باید شبکهای از اتحادها بسازند، یاد بگیرند چگونه اقدامهای سیاسی و اجتماعی را تحلیل کنند و از پیامدهای بلندمدت اقتصادی و اجتماعی تصمیمات خود آگاه باشند.
دیپلماسی شرکتی در این نگاه، فقط یک «تکنیک مدیریتی» نیست؛ بلکه نوعی جهانبینی است. بر اساس مطالب کتاب، محیط فعالیت شرکتها بهقدری پیچیده شده که دیگر نمیتوان فقط به ابزارهای سنتی مدیریت تکیه کرد. جهانیشدن، رقابت ژئوپلیتیکی، افزایش نقش نهادهای مدنی، و حساسیت افکار عمومی شرایطی ساخته که در آن، «مدیریت ریسکهای غیربازاری» به یک مهارت اساسی تبدیل شده است.
دیپلماسی شرکتی چگونه به شرکتها کمک میکند؟
کتاب با ارائهی چارچوبی تحلیلی نشان میدهد که دیپلماسی شرکتی چگونه میتواند به شرکتها کمک کند تا «از بحرانهای سیاسی و اجتماعی پیشگیری کنند»، «روابط سازنده با بازیگران کلیدی برقرار سازند»، «شهرت سازمانی خود را تثبیت نمایند» و «بهجای واکنشهای دیرهنگام، استراتژیهای پیشدستانه طراحی کنند». این شیوهی تحلیل، شرکتها را قادر میسازد تا تصمیمات خود را با درک بهتر از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بگیرند و نقش فعالتری در محیط پیچیدهی سیاسی و اجتماعی ایفا کنند.
کتاب دیپلماسی شرکتی برای شما مناسب است اگر
- مدیر کسبوکار هستید و میخواهید در تصمیمگیریها و روابط سازمانی، دیدگاهی استراتژیک و سیاسی داشته باشید.
- دانشجوی مدیریت یا رشتههای مرتبط هستید و به دنبال درک عملی از دیپلماسی شرکتی و تأثیر آن بر کسبوکارهای بینالمللی هستید.
- فعال حوزهی روابط سازمانی یا توسعه کسبوکار هستید و میخواهید مهارتهای مذاکره، تحلیل و طراحی ارتباطات مؤثر را تقویت کنید.
- علاقهمند به سیاست و اقتصاد جهانی هستید و میخواهید نقش شرکتها در محیط پیچیدهی سیاسی و اجتماعی را بهتر درک کنید.
در بخشی از کتاب دیپلماسی شرکتی: رفتار تجاری، حاکمیت شرکتی و رفتار کسب و کار ویژه دانش پذیران دورههای MBA و DBA میخوانیم
تمامی افرادی که جهت شکلگیری یک شرکت و ادامه حیات آن تلاش میکنند و یا شکلگیری شرکت و وجود آن بر منافع آنها تأثیرگذار باشد، ذینفعان شرکت تلقی میگردند.
اهداف تجاری به منظور برآوردن خواستههای ذینفعان مختلف، که همیشه لزوماً با یکدیگر سازگار نیستند، گسترش مییابد. تلاشهای پایداری تجاری باید شامل ذینفعان خارجی و داخلی، همچنین بازار و جامعه بهطور کلی باشد. به منظور تحکیم رفتارهای ذینفع محور در شرکت، مدیران باید اطلاعات مربوط به مسائل ذینفعان را جمعآوری کرده، این اطلاعات را در سراسر شرکت منتشر کنند و هم استراتژیهایی را برای برآوردن خواستههای مختلف ذینفعان طراحی و اجرا کنند. با شناسایی و تحلیل درست ذینفعان، اطلاعات مربوط به شناسایی مردم، گروهها و مؤسساتی که بر روی فعالیت سازمان (یا پروژه) تأثیر مثبت یا منفی میگذارند، پیشبینی نوع تأثیر (مثبت یا منفی) و توسعه استراتژیهایی برای دریافت بیشترین حمایت مؤثر و ممکن از ذینفعان و کاهش هر گونه موانع موفقیت سازمان یا پروژه، به دست میآید. ضعف یا عدم مدیریت ذینفعان میتواند برای پروژه و سازمان مخرب بوده و مشکلاتی مانند بروز اختلاف و تضاد با جامعه، پیچیده شدن فرآیند تصمیمگیریها در پروژه و سازمان، بروز تأخیرات و افزایش هزینههای پروژه، خدشه دار شدن اعتبار و سابقه افراد و شرکتهای حاضر در پروژه و مشکل در اولویت بندی و پاسخگویی به مطالبات ذینفعان را بوجود آورد. یکی از راههای تمایز انواع ذینفعان، در نظر گرفتن گروههایی از مردم است که دارای روابط قابل دستهبندی با سازمان میباشند. مهمترین گروههای ذینفعان عبارتند از: مشتریان، کارکنان، جوامع محلی، تأمینکنندگان، توزیع کنندگان و سهامداران.
بله



























