دیباچهای بر دین زردشتی نوشتهی جنی رز، کتابی تاریخی دربارهی دین 3 هزارسالهی زردشتی است. نویسنده علاوه بر پیگیری حضور دین زردشتی در آسیای مرکزی و چین، این دین را به منزلهی دینی زنده اما رودررو با مسائلی که حیات آن را به خطر انداختهاند، بررسی و معرفی کرده است. او هدف از نگارش این کتاب را معرفی چشماندازهایی نو برای فهم دین زردشتی که یکی از کهنترین ادیان تاریخ بشر است، عنوان میکند.
دربارهی کتاب دیباچهای بر دین زردشتی
گرچه زردشتیان نیز مانند اغلب پیروان دیگر ادیان، به گروههایی تقسیم میشوند، اما عموماً در حفظ برگزاری آیینهای جشنهای فصلی، مراسم کُستیبستن، و برخی آداب از جمله نمازهای روزانه، وحدت رویه دارند. جنی رز (Jenny Rose) در کتاب دیباچهای بر دین زردشتی (Zoroastrianism: An Introduction) به این نکته اشاره میکند که معمولاً کاوش در «دین زردشتی»، با توجه به صورتهای گوناگون از این دین آغاز میشود. امروزه نیز پیروان اندکشمار آن با پیشزمینههای بسیار متفاوت نظراتی را ارائه میکنند و از همینرو، نویسنده کاوش خود را تنها در یک پرسش خلاصه میکند که «زردشتی کیست؟»
بنابراین او ابتدا به سراغ ترسیم نقشهی زمانی سِیر این دین از دورهی پیش از تاریخ، و کوچ ایرانیان به فلات ایران میرود؛ نقشهای که با ظهور ایرانیان و هند و آریاییان، به منزلهی اقوامی جدا ولی مرتبط با هم که روزگاری زبان و اسطورههای مشترکی داشتند، آغاز میشود.
به گفتهی جنی رز در کتاب دیباچهای بر دین زردشتی، کهنترین شواهد عینی از نمود عقاید ایرانی را در یادمانهای هنری، معماری و کتیبههای فارسی باستان یا شاهنشاهی هخامنشی، همراه با یافتههایی کوچکتر، شامل مُهرهای شخصی و گِلنوشتههای مالی، میتوان دید. او همچنین معتقد است همچنان که خودِ ایرانیان بیشتر تثبیت میشدند، دینشان نیز سازمانیافتهتر میشد و این موضوع از گسترش عبادت در پرستشگاه و ایجاد یک سازمان روحانیت ملازم آن پیداست. او سپس سیر تاریخی حضور دین زردشتی در دورههای پادشاهی پس از هخامنشی را بررسی میکند و با اشاره به مرگ واپسین شاه ساسانی، یزدگرد سوم، تسلیم مَرو به مسلمانان عرب را نشانهی پایان حاکمیت زردشتی بر ایران میداند. هرچند که معتقد است که زردشتیان تا چند نسل مناصب دیوانی خود را حفظ کردند، و میراث فرهنگی و دینی ایرانی تأثیری دیرپا در پیشرفت اسلام در این ناحیه و فراتر از آن داشت.
جنی رز در ادامه به مهاجرت فزایندهی زردشتیان به غرب هند از راه دریا و خشکی در پایان سدهی دهم میلادی میپردازد و در فصل بعدی کتاب، از زردشت مینویسد. به باور او، تصور زردشتی از زردشت دربرگیرندهی چندین شخصیت است و مناقشه نهتنها بر سر شخصیت وی، بلکه بر سر معنای نامش نیز ادامه دارد. نویسندهی کتاب دیباچهای بر دین زردشتی در اثر خود تلاش میکند نگاهی جامع به این دین و پیروانش داشته باشد و در این مسیر هم به زردشتیان گذشته و اکنون میپردازد و هم مضامین مشترک هند و ایرانی را بررسی میکند. او در این کتاب تاریخی دینی، با توضیح باورهای دین زردشت و جهانبینی اوستایی، به معرفی و بررسی مکانها، نامها، آئینها، آدابورسوم، شمایلپردازی، مفاهیم، مضامین و استعارههای موجود در دین زردشتی نیز میپردازد. کتاب دیباچهای بر دین زردشتی را انتشارات چشمه با ترجمهی عسکر بهرامی منتشر کرده است.
کتاب دیباچهای بر دین زردشتی مناسب چه کسانی است؟
مطالعهی این کتاب دینی و تاریخی را به همهی علاقهمندان تاریخ دین زردشت و آئین زردشتی و همچنین تاریخپژوهان و دینپژوهان پیشنهاد میکنیم.
با جنی زر بیشتر آشنا شویم
جنی رز 66ساله، دانشآموختهی دکترای مطالعات ایران باستان از دانشگاه کلمبیا نیویورک، هماکنون استاد مطالعات زردشتی در دپارتمان دین دانشگاه کالیفرنیاست. او تاکنون 4 کتاب نوشته که مهمترین آنها کتاب Zoroastrianism: A Guide for the Perplexed است. از این نویسنده تنها کتاب دیباچهای بر دین زردشتی به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است.
در بخشی از کتاب دیباچهای بر دین زردشتی میخوانیم
دینها به دنیا میآیند و در زمینههای اجتماعی سیاسی و فرهنگیِ سیال و پیوسته در تغییر میبالند. بنابراین هرگونه تحلیل علمی میبایستی تأثیر متقابل میان چنین موقعیتها و نیز عقاید پدیدآمده را در نظر داشته باشد. به علت قدمت این دین، دشوار است بهاجمال بگوییم که دین زردشتی در گذشته چه بوده است. شیوهای که با آن مؤلفی امروزی این دین را تعریف میکند ناچار تحتتأثیر مواد شناخت آن خواهد بود. معضل من این است: این رشتهتفسیرهای مختلف تاریخی و فرهنگیِ پدیدآمده دین زردشتی را چگونه نشان میدهند؟ و در همان حال، آیا تداوم برخی مضامین شاخص را، که از قدیمترین ایام تا امروز وجود دارند، بازمیشناسانند؟
وظیفهی تعیین آنچه «دین زردشتی» را در هر نقطهی معین از زمان تشکیل میدهد، با ارائهی کشفیات باستانشناسی و زبانشناسی پُربارتر و درعینحال مشکلتر میشود و اینکه چشماندازهای تازهای به دست میآید که ما را به بازنگری این اصطلاح برمیانگیزاند. برای نمونه، تا این اواخر پذیرفته بودند که دین زردشتی دورهی ساسانی (حدود 224 تا میانهی سدهی هفتم میلادی) آشکارا بیشتر در «راستکیشی» نوشتههای موبدانهی فارسی میانه نمود داشت. این فرض را تا اندازهای از آنرو میگرفتند که هیچ تصور واقعی از دیگر اشکال نمودیافتهی این دین، در درون مرزهای ایران یا ورای آن، وجود نداشت. اما تنها در همین چند دههی اخیر، نمونههایی قطعی از بازماندهی آیینهای هم بدعتی و هم محلی زردشتی، در مواضعی از ارمنستان، گرجستان، و آسیای مرکزی، و نیز در خودِ ایران پیدا شده است. بررسی دقیقتر متنهای فارسی میانه نیز آشکار ساخته است که این متنها بسی متنوعتر و متناقضتر از آناند که پیشتر فهمیده میشدند.
بله






















