کتاب تبار انسان نوشتهی چارلز داروین حاصل بسط ایدهی اولیهی تکامل و تنازع دربارهی گونهی بشر است. در این کتاب شجرهی خانوادگی نوع انسان ترسیم شده و به نژادهای انسانی و مسئلهی انتخاب جنسی پرداخته میشود.
دربارهی کتاب تبار انسان
کمتر دانشمندی به اندازهی چارلز داروین و نظریهاش، «انتخاب طبیعی» در تاریخ علم تأثیری بلامنازع داشته است. ایدهی اولیهی این نظریه در سال 1838 شکل گرفت، مبنی بر این که موجودات نیایی مشترک دارند و با فرایندهایی مانند اشاعه در طی زمان ایجاد شدهاند. بعد از پژوهشهای طولانی و دقیق برای جمعآوری نمونه، نهایتاً در سال 1859 در پروژهای مشترک با راسل والاس، نظریهی انتخاب طبیعی به عنوان دلیل اصلی تنوع گونهها در کتاب «منشأ انواع» مطرح شد. این نظریهی بحثبرانگیز تا سال 1870 یعنی تنها در طی ده سال، مقبولیت گستردهای در مجامع علمی آن زمان پیدا کرد و تاکنون هم تسلطش را حفظ کرده است.
اثر پیشین چندان به ارتباط انتخاب طبیعی و انسان نپرداخته بود و حتی به گفتهی داروین، او قصدی هم برای انتشار یادداشتهای شخصی در اینباره نداشت؛ اما درنهایت، کتاب تبار انسان با بحثهایی جنجالی حول تکامل انسان و انتخاب جنسی در گونهی انسان در سال 1871 منتشر شد. داروین در این کتاب با سوار کردن همان نظریهی مذکور بر نوع بشر، چندین ایدهی مجزا را بسط میدهد: آیا انسان از گونهای دیگر منشعب شده و اگر آری، چطور این اتفاق افتاده است و اهمیت تنوع نژادها چیست؟ او در همین کتاب است که بوزینه را در شجرهی خانوادگی بشر قرار میدهد و تمامی انسانها را یک خانواده به حساب میآورد که علت تنوعشان، انتخاب جنسی ماده میان نرهای رقیب است. هدف این کتاب، بررسی نقطهی برخورد و تأثیر و تأثر میان انتخاب طبیعی و انتخاب جنسی در انسان است. به جز اینها، «تبار انسان» وارد بحثهای حول روانشناسی تکاملی و اخلاقیات تکاملی و رابطهی تکامل با جامعه هم میشود.
ترجمهی بهروز کتاب تبار انسان (The Descent of Man, and Selection in Relation to Sex) از چارلز داروین (Charles Darwin) به همت کاوه قدیمی انجام گرفته و انتشارات سبزان در سال 1399 آن را منتشر کرده است. در جهان علم و حتی خارج از آن، کمتر شخصیتی به اندازهی چارلز داروین شناخته شده و به همان اندازه -حداقل در بخش بزرگی از جامعهی علمی ایران- بد فهم شده است. خواندن این ترجمهی تازه از تبار انسان فرصتی خوب و لازم برای بازخوانی و درک دوبارهی این نظریهی پایهای –آن هم در ارتباط با انسان به طور خاص- از دریچهی علوم پیشرفتهی امروز و ابهامات فلسفی انسان کنونی است؛ همچنین به دلیل سنت علمی قرن نوزدهم که ایجاب میکرد آثار علمی برای مخاطب عام هم قابلفهم باشند، مخاطب غیرمتخصص هم از این اثر لذت و بهره خواهد برد.
کتاب تبار انسان برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب تبار انسان مناسب پژوهشگران و دوستداران تاریخ و فلسفهی علم، علوم طبیعی، علوم شناختی، انسانشناسی، باستانشناسی و رشتههای مرتبط است. این اثر به خوانندگان غیرمتخصص و علاقمند هم توصیه میشود.
با چارلز داروین بیشتر آشنا شویم
چارلز رابرت داروین، زیستشناس و زمینشناس شهیر انگلیسی، در سال 1809 در خانوادهای متمول و سرشناس زاده شد. او به تشویق خانوادهی پزشکش مدتی در این رشته تحصیل کرد، اما به اشتیاق علوم طبیعی، تحصیل را نیمه رها کرد و سفرهای کاوشگرانهاش را سر گرفت. او در این سفرها، با بررسی نمونههایی از فسیلها و گونههای حیوانی زنده و تطبیق شباهتها و تفاوتهای آنان به این نتیجه رسید که این گونهها باید نیایی مشترک داشته باشند. درنهایت، ایدهی اصلی در کتاب منشأ انواع تدوین شد و به دست عموم رسید. این اثر شگرف و تأثیرگذار در مدت کوتاهی نظر مثبت جامعهی علمی را جلب کرد و جوایز معتبری برای داروین به همراه داشت؛ از جمله «مدال سلطنتی» که سالانه به سه نفر بابت سهم عظیمشان به دانش طبیعی اهدا میشد، «مدال والاستون» که معتبرترین مدال زمینشناسی بود و «مدال کاپلی» که توسط جامعهی سلطنتی به دستاورد مهم علمی در هر شاخهای از علوم اختصاص داده شده بود.
چارلز داروین بعد از یک عمر فعالیت مؤثر و بیوقفه، درست یکسال پس از انتشار آخرین اثرش، در سال 1882 درگذشت. آرامگاه او در وستمینستر ابی در کنار دانشمندان دیگری مانند نیوتون و هرشل واقع شده است.
در بخشی از کتاب تبار انسان میخوانیم
در رابطه با حیوانات ردهپایین، بایستی تعدادی نکات، تحت اصل انتخاب جنسی، اضافه شود که نشان دهد تواناییهای ذهنی آنان بیش ازآنچه انتظار میرفت دارای برتریهایی شگرف است. تغییرپذیری استعدادها در افراد مربوط به یک نوع موضوع مهم برای ما است و توضیحاتی در این باب داده خواهد شد؛ اما وارد شدن به جزئیات بیشتر، در رابطه با این موضوع، اضافی به نظر میرسد، زیرا بر طبق تحقیقات گسترده در رابطه با انواع گوناگون شامل پرندهها، یک توافق همگانی وجود دارد و آن اینکه افرادِ یک نوع دارای مشخصههای ذهنی متمایز هستند. پاسخ دادن به اینکه به چه شیوهای نخست تواناییهای ذهنی در جانداران ردهپایین تکامل یافت، مشکل است. اگر این موضوعات حلنشده باقی بمانند، تبدیل به معضلاتی در آیندۀ نزدیک میشوند.
انسان مانند سایر جانداران دارای همان ادراک اساسی مانند فراست و همچنین دارای تعدادی غرایز مشترک با جانداران است. ممکن است انسان تااندازهای دارای غرایز کمتری نسبت به انواع نزدیکتر به خودش باشد. اورانگوتانها در جزایر شرقی و شامپانزهها در آفریقا آلونکهایی برای استراحت خود میسازند، هردوی آنها از عادات مشابهی پیروی میکنند و ممکن است این عادات به غریزه نسبت داده شوند و یا ناشی از خواستهها و یا تواناییهای مشابه ذهنی میباشند. این میمونها از بسیاری میوههای سمی موجود در نواحی استوایی اجتناب میکنند؛ اما وقتی حیوانات خانگی یکباره به مناطقی خارج از محیط خانگی برده میشوند، اغلب از گیاهان سمی استفاده میکنند و بعداً دوباره از آن اجتناب میورزند. مطمئن نیستیم که این انتخاب بر طبق تجربۀ خود میمونها است و یا تجربۀ والدین آنها. میمونها دارای ترسی غریزی از مارهای افعی و دیگر جانداران خطرناکاند.
بله


















