روابط دولتهای حاکم بر روسیه با همسایهی ایرانی همواره آکنده از فرازوفرودهای تاریخی بس مهم و خطیر بوده است. رودی متی و النا آندریوا در کتاب روسها در ایران کموکیف این روابط را از دوران استیلای خاندان قاجار بر ایران تا اواخر نیمهی نخست سدهی بیستم، بررسی نمودهاند.
درباره کتاب روسها در ایران
در کتاب روسها در ایران (Russians in Iran) مخاطب مجموعهای از مقالات تحلیلی - تاریخی خواهید بود که جملگی به موضوع رابطهی ایران و روسیه در طول سدهی نوزدهم پرداختهاند. مقالات حاضر در کتاب روسها در ایران به قلم مجموعهای از نویسندگان به رشتهی تحریر درآمدهاند. رودی متی (Matthee Rudi) و النا آندریوا (Elena Andreeva) به واقع گردآورندگان و ویراستاران مقالات موجود در کتاب بودهاند. پیش از آنکه اسامی تمام نویسندگان کتاب پیش رو را ذکر کنیم، بیفایده نمیبینیم که در چند سطر، مروری مختصر بر موضوع کلی کتاب روسها در ایران داشته باشیم:
امور سرزمین ایران در حدود سه قرن گذشته، به اشکال متعدد در معرض دخالتها و دستاندازیهای قدرتهای بزرگ دنیا بوده است. در این میان، دو امپراتوری انگلستان و روسیه، بیشتر از تمام قدرتهای جهانی دیگر در امور سیاسی و اجتماعی ایران ایفای نقش نمودهاند. نقش بریتانیاییها در فرازوفرودهای تاریخ معاصر ایران بر کمتر کسی پوشیده است. مداخلهها و اقدامات شبهاستعماری دولت بریتانیا در امور داخلی سرزمین ایران چنان وسیع و پردامنه بوده که پدید آمدن سوءظنی شدید و تاحدودی بهحق را نسبت به سیاستمداران این سرزمین در میان مردم ایران سبب گشته است. عیانترین بیان این سوءظن را در این جملهی متداول در زبان فارسی که مدتهاست به ضربالمثلی مشهور بدل شده مییابیم: کارْ کارِ انگلیسیهاست!
با این حال انکار نمیتوان کرد که در دیگر سو، رابطهی روسها با ایران نیز کمتر از اینها خصمانه نبوده است. چه بسیار مورخینی که باور دارند دخالت دولتهای روس در امور ایران حتی بیپردهتر و از بسیاری نظرها، مخربانهتر از دخالتهای همتایان انگلیسیشان بوده است. به زعم این دسته از مورخین، تاریخ روابط ایران و روسیه، تاریخی سرشار از شگفتی و عبرت است. تاریخی که برای فهم آن باید همواره دو کلیدواژهی «استعمار» و «سلطه» را به خاطر سپرد؛ تاریخی آکنده از دسیسهچینی، فریب و سوءنیت از یک سو، و ضعف و جبن و خیرهسری، در سوی دیگر. آری، بیگمان ایرانیان کمتر خاطرهی خوشی از رابطه با روسیه دارند. چرا که این رابطه همواره شکلی از ارتباط فرادستی - فرودستی بوده است. آنچه در کتاب روسها در ایران خواهید خواند، مروریست بر همین رابطهی پیچیده، مخاطرهانگیز و از هر حیث مهم و حیاتی میان روسها و ایرانیان؛ مروری که در بطن آن به ناگفتههای تاریخی بسیاری برخواهید خورد؛ و ضمناً، از طریق آن پاسخ این سوال موجه را نیز خواهید گرفت: چرا علیرغم ستیزهای آشکار حاکمان روس با سرزمین ایران، ملت ایران هرگز آن بدبینی و کینهی عمیقی را که نسبت به دولتهای غربی در دل احساس میکند، در مواجهه با روسها از خود بروز نداده است؟
و اینک، اسامی نویسندگان مقالات کتاب روسها در ایران:
یلنا آندرییوا (دانشیار تاریخ در دانشکدهی نظامی ویرجینیا)
امیل آبراموف (پژوهشگر تاریخ در دانشگاه حیفا)
مورییِل آتکین (استاد تاریخ در دانشگاه جرج واشنگتن)
حوری بربریان (استاد تاریخ در دانشگاه اروین کالیفرنیا)
نیکُلای آ. کوژانوف (سخنران مدعو در زمینهی اقتصاد سیاسی خاورمیانه در دانشگاه اروپایی سنت پترزبورگ)
رودی متی (استاد ممتاز کرسی جان و دوروتی مونروئه در زمینهی تاریخ خاورمیانه در دانشگاه دِلاوِر)
فیروزه ملویل (دانشآموختهی دانشگاه سنت پترزبورگ)
ایرینا پاولووا (مدرس مؤسسهی پژوهشهای شرقشناسی سنت پترزبورگ)
لانا راوندی فدایی (پژوهشگر ارشد مؤسسهی مطالعات شرقی در مسکو)
رووِنا عبدالرزاق (فارغالتحصیل مدرسهی مطالعات شرقی و آفریقایی لندن)
سُلی شاهور (مدیر مرکز پژوهشهای ایران و خلیج فارس، و سخنران ارشد در بخش پژوهشهای خاورمیانه)
نوگزار ک. تر اوگانوف (استاد دانشگاه دولتی تفلیس)
دنیس و. وُلکوف (دانشآموختهی دانشگاه منچستر)
مری یوشیناری (دانشآموختهی رشتهی تاریخِ دانشگاه تورنتو)
شایان ذکر است که از کتاب روسها در ایران دو ترجمهی قابل قبول در زبان فارسی موجود است. ترجمهی پیش رو توسط محمد آقاجری فراهم آمده و از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه به انتشار رسیده است.
کتاب روسها در ایران مناسب چه کسانی است؟
علاقهمندان به آشنایی بهتر و عمیقتر با تاریخ معاصر ایران، مخاطبین اصلی کتاب روسها در ایران هستند.
با رودی متی و النا آندریوا بیشتر آشنا شویم
رودی متی استاد نامآشنای کرسی تاریخِ «جان و دوروتی مونروئه» در دانشگاه دلاور و برندهی چندین و چند جایزهی معتبر در حیطهی نویسندگیست؛ از جمله جایزهی «کتاب تاریخی آلبرت»؛ جایزهی «سعیدی سیرجانی» و جایزهی «کتاب دوستی انگلیس و کویت». عمدهی پژوهشهای این محقق برجسته معطوف به تاریخ منطقهی خاورمیانه بوده است. همکار او، النا آندریوا نیز متخصصی نامآشنا در حیطهی تاریخ ملل شرقی است. دلبستگیهای پژوهشی آندریوا عبارت است از تاریخ و فرهنگ ایران در دو سدهی نوزدهم و بیستم.
از میان آثار این دو نویسنده میتوان به عناوینی چون «روسها در ایران»، «ایران در بحران»، «روسیه و ایران در بازی بزرگ» و «تاریخ پولی ایران» اشاره نمود.
در بخشی از کتاب روسها در ایران میخوانیم
قفقاز جنوبی، که روسها آن را ماورای قفقاز مینامند، از روزگاران باستان عرصۀ رقابت طرفهای منطقهای و جهانی متعددی بوده است و حکومتهای در اصل ایرانی متعددی از روزگار هخامنشی تا قاجار در پی آن بودهاند که بر این منطقه چیره شوند. در نیمۀ دوم سدۀ نوزدهم، دو تن از رهبران صفویها، یعنی شیخ جنید (مرگ 838 ش.) و شیخ حیدر (مرگ 867 ش.) یکی پس از دیگری بدون موفقیتی کوشیدند طریقتهای صوفی و مبارز خود را در قفقاز به برتری برسانند. شاه اسماعیل اول (مرگ 903 ش.)، پسر شیخ حیدر، نخستین شاه صفوی چند لشکرکشی پیروزمندانه را علیه شروانشاهان، حاکمان شروان انجام داد که ایالتی در شمال جمهوری آذربایجان کنونی بود. کشمکشهای صفویها و شروانشاهان به انقیاد شاهان شروان و گسترش نفوذ صفویها تا قفقاز شرقی انجامید. در 917 ق. پسر شاه اسماعیل، یعنی شاه تهماسب اول (مرگ 955 ش.) آخرین بقایای استقلال شروان را از میان برداشت و این ایالت را به برادر خود، یعنی القاص میرزا (مرگ 929 ش.) سپرد.
سیاستهای توسعهطلبانۀ صفویها در قفقاز با دشمنی عثمانیها روبرو شد. دو کشور پس از سالها جنگ به سازشی دست یافتند که مبتنی بر تقسیم سرزمینهای مورد منازعه بود. قفقاز شرقی، یعنی سرزمینهایی که تا اندازهای مطابق با جمهوری آذربایجان، ارمنستان، قسمتهای شرقی گرجستان و نواحی جنوبی داغستان بود، طبق پیمان آماسیه در هفتم خرداد 934 از آن ایران شدند. در 957، پس از حدود دو دهه صلح، جنگ خونبار دیگری میان دو کشور در گرفت. پیمان استانبول (969 ش.) صلحی تحقیرآمیز و گرانبار را بر ایران تحمیل کرد، زیرا صفویها قفقاز جنوبی و بخش بزرگی از آذربایجان را از دست دادند. در جنگهای بعدی، صفویها کوشیدند تا این سرزمینها را بازپس گیرند. پیمان سراب (997ش.) به درگیریها پایان داد، بهاین ترتیب که قفقاز شرقی و سایر سرزمینهایی که به موجب پیمان استانبول از دست رفته بودند، دگربار از آن ایران شدند.
بله



















