کتاب چالشها و راهبردهای تحقق عدالت اجتماعی، نوشتهی آیتاله فیروزی، مسئلهی عدالت را از جوانب مختلف بررسی کرده و در تلاش است ضمن شناسایی چالشها و موانع، راهکارهایی اجرایی را برای برقراری عدالت ارائه دهد. این کتاب در بطن مباحث، از اندیشهها و آرمانهای مرتبط با بحث عدالت اجتماعی نیز بهره برده و با کمک چارچوب فکری چند تن از بزرگان تاریخ ایران اسلامی مطالب را پیش میبرد.
دربارهی کتاب چالشها و راهبردهای تحقق عدالت اجتماعی
آیتاله فیروزی در کتاب چالشها و راهبردهای تحقق عدالت اجتماعی، با نگاهی به رویدادها و اهداف انقلاب سال 1357، موانع موجود در مسیر عدالتخواهی را بررسی میکند و راهکارهایی را برای تحقق آن ارائه میدهد.
او برای نگارش کتاب پیش رو، از روش تحلیل لایهای علتها استفاده کرده و در تلاش است با بررسی جوانب مختلف و دشواریهای دستیابی به عدالت، به روشی کارآمد برای پیادهسازی آن دست یابد. در این حین، چالشها را در چهار سطح تحلیلی لیتانی، علمی و تجربی، گفتمانی و اسطورهای ارزیابی میکند و پس از شناسایی علل پنهان، راهکارهایی در سه سطح گفتمان، ساختار و کارگزار ارائه میدهد.
کتاب چالشها و راهبردهای تحقق عدالت اجتماعی را میتوان جستاری سیاسی و پژوهشی همهجانبه تلقی کرد که متناسب با شرایط و مقتضیات زمانه نوشته شده و از زوایای متفاوت به مسئلهی عدالت نگریسته. آیتاله فیروزی در ابتدا، ضرورت و پیشینهی تحقیق را شرح میدهد و نمونههای مشابه را در جوامع غربی و ایران اسلامی معرفی میکند. در ادامه به رویکردها و چارچوبهای مفهومی موضوع مورد بحث میپردازد و عدالت را به مثابهی قرارداد، فایده، انطباق و حق بررسی میکند.
فصل سوم، دربارهی شاخصهای عدالت اجتماعی در الگوی ایران اسلامی است که با نگاهی به اندیشههای آیتالله خمینی، تعریف میشود. نقش عدالت در توسعهی مادی و معنوی، نتیجهی پیادهسازی احکام دین اسلام، ابزارهای لازم برای تحقق عدالت و ارکان عدالت اجتماعی، شماری از دیگر مباحث مطرحشده در این فصلاند.
شایان ذکر است که نویسنده در این اثنا از اندیشههای چهرههای شناختهشدهی تاریخ ایران اسلامی نظیر شهید مطهری، شهید بهشتی و شهید صدر هم بهره برده است.
این کتاب توسط انتشارات دانش بنیان مهر منتشر شده است.
کتاب چالشها و راهبردهای تحقق عدالت اجتماعی برای چه کسانی مناسب است؟
دوستداران و فعالان حوزههای جامعهشناسی، علوم سیاسی، حقوقی و دیگر زیرشاخههای علوم انسانی، مخاطبان اصلی این کتاباند.
در بخشی از کتاب چالشها و راهبردهای تحقق عدالت اجتماعی: بر اساس روش تحلیل لایهای علتها میخوانیم
مصباحی مقدم میگوید: وزیر اقتصاد، رئیس سازمان برنامه، رئیس بانک مرکزی که سه شخصیتی هستند که نقش بسیار مهمی را در جریان اقتصاد کشور دارند، در طی این مدت نگاه کنید کدامیک از آنها دغدغه اولشان برقراری عدالت بود؟ متأسفانه بهنوعی تضاد بین توسعه و عدالت هم برخیشان قائل هستند که بنده درست عکس این را معتقدم. من دقیقاً معتقدم که دست یافتن به توسعه از طریق عدالت و از کانال عدالت ممکن است. این را از جهت نظری اثبات هم کردم.
در یک جامعهای مثل ایران با 80 میلیون جمعیت، اگر شما بخواهید به توسعه دست پیدا کنید، نیازمند به این هستید که از ظرفیت تقاضای جامعه برای رشد تولید استفاده کنید و اگر بنایتان بر این باشد که عدالت فعلاً متوقف باشد تا بعداً به آن دست پیدا میکنیم، یقیناً به این نتیجه نخواهید رسید چون از این ظرفیت برای رشد تولیدات نمیتوانید استفاده کنید؛ یعنی ظرفیت مصرف هست که اقتضا میکند تولید افزایش پیدا کند. هرچه ظرفیت مصرف بالاتر باشد، امکان تولید بیشتر را میتوانید فراهم کنید. این تقاضای مصرف است که تولید را تحریک میکند. نکته دوم این است که یک جامعهای که کارگران و زحمتکشان آن دچار فقر و فلاکت باشند، گرفتار بیماریها، فشارهای روانی، فشارهای اقتصادی و امثال اینها باشند نمیتوانند چرخ تولید را بچرخانند. اینها نمیتوانند انسانهای پرانرژی برای پیشرفت تولید و توسعه باشند.
انسانی که نیازهای او تأمین و برآورده شده میتواند به تولید کمک کند؛ بهعبارتدیگر سخن ما این بود که برای توسعه، نیازمند انسانی هستیم که خواهان توسعه هست، نه ابزاری که قدرت توسعه را فراهم میکند.
بله

















