کتاب ذهن استراتژیست نوشتهی مجتبی لشکربلوکی و سید حسین جلالی، به شما یاد میدهد تا با به کارگیری تفکر استراتژیک در زندگی شخصی و کاری خود، تصمیمات و انتخابات هوشمندانهای داشته باشید و پیشرفت کنید.
دربارهی کتاب ذهن استراتژیست:
تفکر استراتژیک مهارتی ذهنیست که اگر آن را ارتقا دهیم، تأثیرات اساسی در نتایج کلیدی عملکردمان خواهد گذاشت. موفقیت هر سیستم اجتماعی در هر سطحی به ظرفیت تفکر استراتژیک اعضای آن سیستم وابسته است. این عقیده که تفکر استراتژیک تنها برای مدیران سازمانهای تجاری کاربرد دارد کاملا غلط است؛ انسانهای عادی در تمام زمینههای زندگی شخصیشان میتوانند از آن بهره برده و تصمیمات و انتخابات هوشمندانهای داشته باشند.
به طور سادهتر همهی ما در زندگی به تفکر استراتژیک نیاز داریم؛ تفکر استراتژیک این فرصت را به ما میبخشد تا اهداف خود را با دقت انتخاب و سپس با تمرکزی پویا ابزارهای دستیابی به آنها را پیدا کنیم. این مهارت بیش از آنکه ذاتی باشد آموختنیست. بنابراین افرادی که با آن آشنایی ندارند میتوانند با به کارگیری مجموعهای از شیوهها و رویکردهای خاص، مهارت تفکر استراتژیک خود را افزایش دهند و از آن در زندگی شخصی و حرفهای خود استفاده کنند.
اکثر مردم نیز با تفکر استراتژیک و اصول آن ناآشنا هستند و مفهومی رازآلود، مبهم و سنگین برایشان دارد. نویسندگان بعد از سالها تحقیق و تمرین توانستند این مفهوم را در کتاب ذهن استراتژیست به خوبی توضیح دهند. مطمئن باشید پس از مطالعهی این اثر دیگر مفهوم تفکر استراتژیک برای شما دور از دسترس و دشوار نخواهد بود و میتوانید به راحتی با آن ارتباط برقرار کنید.
کتاب ذهن استراتژیست با استفاده از پرسشهایی هوشمندانه، ذهن شما را ویروسی میکند تا همواره به استراتژیک اندیشیدن عادت کنید. این کتاب هم از زندگی شخصی و هم در سطح سازمانی نیز مثالهایی را آورده است تا متوجه شوید که از تفکر استراتژیک در تمامی سطوح میتوانید استفاده کنید، به شرط آنکه اصول و تکنیکهایش را با تمرین و تکرار در درون خود نهادینه نمایید.
کتاب ذهن استراتژیست برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر برای صاحبان کسبوکارها، مدیران، کارآفرینان و افرادی که علاقهمند به اصول و تکنیکهای تفکر استراتژیک هستند، مناسب است.
در بخشی از کتاب ذهن استراتژیست میخوانیم:
سیاست توسعه صنعتی در کره جنوبی یکی از نمونههای موفق انضباط و تمرکز در سطح ملی است. اقتصاد کره جنوبی تا پیش از دهه شصت میلادی اقتصادی فقیر و کاملاً متکی به کشاورزی شناخته میشد. در سال 1960، سرانۀ تولید ناخالص داخلی این کشور رقمی در حدود 158 دلار بود، درحالیکه سرانه تولید ناخالص داخلی در همان سال برای ایران و ترکیه بهترتیب به ارقامی در حدود 192 دلار و 510 دلار بالغ میشد. یکی از دلایلی که سبب توسعۀ پرشتاب کره جنوبی و رسیدن رقم سرانۀ تولید ناخالص داخلی (اسمی) این کشور به 29742 دلار (در سال 2017، برحسب گزارش بانک جهانی) شده است هدفگیری و هدفگرایی شگفتآوری است که این اقتصاد نوظهور شرق آسیا برای مدت زمانی بیش از نیم قرن دنبال کرده است. دفتر برنامهریزی اقتصادی17 دولت کره جنوبی در دهه شصت میلادی توسعه صنعتی را با تمرکز بر چند صنعت خاص شامل فولاد، پتروشیمی، خودرو، الکترونیک و کشتیسازی در پیش گرفت و به منظور پشتیبانی از این صنایع، سیاستهای حمایتی از قبیل وامهای صادراتی با نرخهای بهره ترجیحی و معافیتهای تعرفهای برای واردات کالاهای سرمایهای مورد نیاز صنایع منتخب را طراحی کرد. بهموازات این سیاستهای حمایتی، دولت طیفی از سیاستهای تجاری را در قالب تشویق بخش خصوصی برای شکلدهی بنگاههای بزرگ، حمایت از ادغام میان شرکتهای کوچک و متوسط فعال در این صنایع، تسهیل مقررات تجاری، ایجاد مناطق آزاد تجاری و مدیریت مصرف خصوصی به کار گرفت.
هدفگیری دقیق دفتر برنامهریزی اقتصادی کره جنوبی در انتخاب صنایع استراتژیک و هدفگرایی خستگیناپذیر این کشور در اجرای منظم سیاستهای توسعه صنعتی اوضاع را برای ساکنان کشور کره جنوبی کاملاً دگرگون ساخت.
بله

























تنها حس بدی که به من داد این بود که سبک نگارش دوگانه داره. یه جاهاییاش ساده و صمیمانه برای مخاطب عام نوشته شده و یه جاهایی شبیه کتابهای دانشگاهی خشک و رسمی و آکادمیک.