کتاب فاتحان ارتفاعات مریوان نوشتهی علی فتحی، به روایت روزهای نبرد گردان 120 پیاده در دوران هشت سال دفاع مقدس میپردازد و از رشادتها و ایثارگریهای رزمندههای حاضر در این نبرد سخن میگوید.
دربارهی کتاب فاتحان ارتفاعات مریوان:
دوران هشت سال دفاع مقدس ملت ایران در مقابل تجاوز ارتش رژیم بعثی عراق و متحدانش از ویژگیهایی برخوردار است که هرچند برخی از این ویژگیها مانند فداکاری، جانبازی و پایداری با جنگهای دفاعی مردمان سایر نقاط جهان مشترک است، اما آمیخته شدن دفاع با دیدگاه توحیدی اسلام، در آن دوران مفاهیمی چون جهاد و شهادت را بر جبهههای جنگ ایران حاکم کرد.
از همان نخستین روزهای دوران دفاع مقدس و حتی ماهها قبل از شروع تهاجم ارتشِ تا بن دندان مسلحِ نیروهای عراقی به کشورمان، رزمندگان ارتش در زمین، هوا و دریا به مقابله با دشمن متجاوز شتافتند. دانشجویان دانشگاه افسری ارتش در همان نخستین روز شروع جنگ در جبهههای جنگ حضور یافته و جلوی تهاجم دشمن را سد کردند و تیزپروازان نیروی هوایی ارتش، بر فراز خاک دشمن به پرواز درآمده و در دل دشمن ترس و وحشت ایجاد کردند. تکاوران نیروی دریایی ارتش در دفاع 34 روزه از خرمشهر تا پای جان در مقابل دشمن ایستادگی کردند.
دلاورمردان ارتش همگام با نیروهای سپاه و بسیج مردمی در تمامی صحنههای جنگ حضور یافته و باغیرت و مردانگی و مهمتر از همه با داشتن تخصص و تجربه نظامیگری، حماسهآفرینی کردند و سرانجام دشمن زبون را از خاک وطن بیرون راندند.کتاب پیش رو به روایت یکی از این حماسهآفرینیها میپردازد.
کتاب فاتحان ارتفاعات مریوان برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به مطالعهی خاطرات دوران دفاع مقدس علاقهمند هستید، کتاب فاتحان ارتفاعات مریوان برای شماست.
در بخشی از کتاب فاتحان ارتفاعات مریوان میخوانیم:
با بارش بارانهای اسفندماه برف مناطق هم تا حدودی آب شده بود. فرمانده دسته شناسایی در بازگشت از یک مأموریت در منطقه سمت چپ کلهقندی (معروف به صخره سنگی) اظهار داشت "برف منطقه خیلی کم شده و تقریباً بعضی از معبرها را میشود بازنمود و مینهای آن را خنثی کرد." این موضوع را به رکن دوم تیپ گزارش کرده و هماهنگیهای لازم به عمل آمد.
دسته شناسایی به فرماندهی شهید سرافراز ستوان حسین کرمانی کار باز نمودن معبرها را آغاز نمودند. هر شب پس از بازگشت، گزارش کار به سلسلهمراتب ارسال میشد. در بعضی شبها رئیس رکن دوم و یا من جهت تقویت روحیه و آگاهی از پیشرفت کار همراه آنها میرفتیم. یکی از معبرها به نام ارتفاعات صخره سنگی بازشده بود و یکی دیگر تقریباً به نصف رسیده بود (باز شدن معبر بدین گونه بود که مینها ابتدا خنثی میشدند و سپس سر جای اولشان قرار میگرفتند و آن مسیر توسط افراد گروه علامتگذاری میشد بهطوریکه در شب عملیات، عناصر گروه میتوانستند بهعنوان راهنما، گروهان را از معبر عبور دهند).
یکشب من برای دیدن کار همراه گروه رفتم. هوا بسیار سرد بود و معبری که میبایست باز میشد از نزدیکی یکی از سنگرهای نگهبانی عراقیها میگذشت. در طول مسیر فرمانده گروه (شهید کرمانی) به افراد گفت: بچهها بازنمودن این معبر بسیار حساس و مخاطرهآمیز است، چراکه اگر نگهبان متوجه حضور ما بشود عملیات لو میرود، بنابراین بیشازپیش باید دقت و احتیاط کنیم، کوچکترین سروصدا و بیاحتیاطی موجب هوشیاری نگهبان میشود. زمانی که به منطقه رسیدیم، شما در فاصله دور از محل احداث معبر زمینگیر شده تا من بروم و از وضعیت منطقه اطمینان حاصل کنم. اگر وضعیت برای انجام مأموریت خوب بود، برمیگردم و دو نفر از افراد را با خودم برای بازنمودن معبر میبرم و بقیه شما هم با مقداری فاصله از ما تأمین را برقرار نمایید.
بله

















