کتاب چرخه موفقیت استارت آپها چرخه اول کشف و شناسایی نوشتهی ابراهیم منتظری، قدم اول برای راهاندازی یک کسبوکار موفق را با جزئیات و به دقت برای شما شرح میدهد و کمکتان میکند تا با به دست آوردن اطلاعات کافی و سودمند، حرفهی دلخواه خود را شروع کنید و به موفقیتهای باورنکردنی دست یابید.
دربارهی کتاب چرخه موفقیت استارت آپها چرخه اول کشف و شناسایی:
زمانی میرسد که شما به این نتیجه میرسید باید برای خود استارتآپی راهاندازی کنید، به طور یقین دلیل و انگیزهای که بر اساس آن اقدام به راهاندازی استارتآپ میکنید، بقای آن را نیز تضمین خواهد کرد. کسانی که به منابع دسترسی دارند شاید در اول راه، کار آسانتری داشته باشند ولی آنها نیز در زمان اجرا و به مرور وارد مشکلاتی خواهند شد که آنها را با چالشهای اساسی درگیر میکند.
مطالعه اینکه دیگران قبل از شما، از چه روشهایی استفاده کردهاند و کدام مسیرها را رفتهاند، به شما کمک خواهد کرد از تجربیات آنها استفاده کرده و حداقل درگیر مشکلات مشابه آنها نشوید. کسب تجربه برای کسانی که میتوانند بهای آن را پرداخت کنند و باز سرپا بایستند ایرادی ندارد ولی آیا همه این قابلیت را دارند که همه چیز را خود تجربه کنند؟
دلیل نگارش کتاب چرخه موفقیت استارت آپها چرخه اول کشف و شناسایی (Startup Success Cycle) به این شیوه، مقالهای با عنوان «ساختار تیم استارتآپی، از سیر تا پیاز ایجاد یک تیم استارتآپی» از مانوئل اوهانجانیانس است که به بررسی موضوع پرداخته و این جرقه را در نویسنده ایجاد کرد تا تجربیاتی که خود نیز در زمینه راهاندازی چندین کسب و کار داشت با آنها تلفیق کند.
کتاب چرخه موفقیت استارت آپها چرخه اول کشف و شناسایی برای چه کسانی مناسب است؟
مخاطب اصلی این کتاب کسانی هستند که دانش کافی و دسترسی به منابع در زمینه راهاندازی استارتآپ ندارند و به عبارتی در ابتدای راه هستند. اگر میخواهید کسبوکار یا استارتآپ خود را راه بیاندازید و در این زمینه اطلاعات و دانش کافی ندارید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب چرخه موفقیت استارت آپها چرخه اول کشف و شناسایی میخوانیم:
در اکثر تحقیقاتی که در خصوص استارتآپها صورت گرفته عموماً بین 70 تا 90 درصد (حتی در مواردی تا 98 درصد نیز عنوان شده) کسب و کارهای نوپا و استارتآپها در طی 2 تا 5 سال ابتدایی تأسیس شکست میخورند و این در حالیست که هزینههایی که این شکستها بر صاحبان کسب و کار اعمال میکنند، معمولاً از تلاش مجدد کارآفرینان برای شروع کسب و کاری نو جلوگیری میکند. هزینههایی مثل از دست رفتن پول، زمان، امید، اعتماد و مواردی از این دست باعث میشود که در موارد بعدی با احتیاط و وسواس و بدبینی بیشتری دست به کار شوند که بدبینی به وجود آمده مانعی برای رشد سریع کسب و کار جدید آنها میشود.
برای رفع این این موانع راهکارهای منطقی وجود دارد که پیش از شروع کسب و کار جدید، ایده خود را ارزیابی کنیم و از هدر رفت سرمایه پیشگیری نماییم.
استارتآپ نمونه کوچک یک شرکت بزرگ نیست، به این دلیل استارتآپ نامیده میشوند که مشخص نیست به یک کسب و کار موفق تبدیل خواهد شد یا باید تغییر رویه داده و روی محصولی دیگر کار کرد، بنابراین شیوه مدیریت یک استارتآپ با شیوه مدیریت یک سازمان بزرگ متفاوت است.
هر کسب و کار فناورانهای استارتآپ نیست ولی استارتآپها از فناوریهای جدید بهره میبرند. اینکه شما یک وبسایت یا فروشگاه اینترنتی داشته باشید دلیل نمیشود که استارتآپ نامیده شوید. ولی هر استارتآپ میبایست از طریق اینترنت، وبسایت و سایر ابزارهای فناورانه بهره ببرد.
راهاندازی کسب و کار در وهله اول برای تأمین مالی صورت میگیرد؛ چون اگر گردش مالی وجود نداشته باشد چگونه میتوان بقای کسب و کار را تضمین کرد؟ به همین دلیل شکست و پیروزی یک استارتآپ و کسب و کار با بقای آن و میزان تابآوری که دارد سنجیده میشود.
بر اساس گفته پاول گراهام، مؤسس یکی از موفقترین شرکتهای سرمایهگذاری در سیلیکون ولی، همه استارتآپها مسیری مشابه هم را طی میکنند.
همه آنها از مسیری که گراهام آن را آبشخور غم (Trough of Sorrow) مینامد عبور میکنند، جایی که استارتآپها نمیدانند که آیا تلاشهای سخت آنها بالاخره به رویاهایشان ختم خواهد شد یا نه.
بله




















