کتاب ورود به دنیای استارت آپها نوشته ابراهیم منتظری، شما را راهنمایی میکند تا کسبوکار خود را راه بیندازید و با رعایت برخی از اصول به موفقیت دست یابید و از شکست نهراسید.
به نظر شما برای موفقیت چقدر باید تلاش کرد؟ جواب این سؤال کلید خوشبختیتان در زندگی خواهد بود. وقتی شما شروع به راهاندازی کسبوکاری میکنید و در آن به نتیجه دلخواه نمیرسید، به این معنی نیست که شکست خوردهاید، بلکه راه و روشی را که انتخاب کرده بودید اشتباه بوده و میبایست سعی کنید تا مسیر درست را بیابید.
دلیل عدم موفقیت در یک کار فقط یک چیز است و آن عدم آشنایی شما از تواناییهایتان در مورد انجام آن کار است. به این صورت که شما قبل از انجام کار بدون در نظر گرفتن توانمندیهای خودتان از نظر دانش فنی، توانانی جسمی، روحی و روانی اقدام به راهاندازی و انجام کاری میکنید که آن شیوه از عهده شما خارج است.
برای موفقیت باید همیشه یک سیستم کنترلی برای خود تعریف کنید که بر اساس اطلاعات آن اقدامات خود را انجام دهید. اگر این موضوع برای شما اهمیت نداشته باشد همانی میشوید که الان هستید. شما میتوانید به دیگران مطالب غیرواقع بگویید ولی اگر این کار را با خودتان انجام دهید همیشه به دردسر خواهید افتاد.
شما برای موفقیت در راهاندازی استارتآپ و کارآفرینی میبایست یکسری اصول و کارها را انجام دهید که سهلانگاری در این زمینه منجر به شکست شما خواهد شد. در این کتاب سعی شده مفاهیم اولیه استارتآپها و اینکه باید از کجا شروع کنید بررسی شود.
در بخشی از کتاب ورود به دنیای استارتآپها میخوانیم:
اولین و اصلیترین تمایز استارتآپها با کسبوکارها در میزان رشدشان است. استارتآپها معمولاً کسبوکارهایی هستند که با تکنولوژی سروکار دارند و بنابراین اغلب هیچ محدودیت زمانی، مکانی و جغرافیایی برای آنها وجود ندارد. در واقع استارتآپها قادر هستند در یک لحظه به صدها نفر در جایجای دنیا خدمات ارائه کنند.
درست به همین دلیل است که هر شرکت تازه تأسیسی را نمیتوان استارتآپ نامید؛ به عنوان مثال یک آرایشگاه تازه تأسیس یا یک شرکت تولید کننده مسواک (حتی اگر یک محصول نوآورانه ساخته باشد)، نمیتوانند استارتآپ باشند چون هر دو این بنگاههای تجاری در لحظه تنها قادرند به تعداد نفرات محدودی ارائه خدمت نمایند، اما یک موتور جستوجو از آن جهت استارتآپ است که به طور همزمان میتواند نیاز هزاران نفر را برآورده کرده و رشد آن نیز به صورت نمایی اتفاق میافتد.
یک کسبوکار معمولی در مراحل اولیهی شکلگیری خود به دنبال درآمد ثابت و مکفی است. بنابراین هیچ نیازی به دریافت سرمایه و رشد کسبوکار خود ندارد. اما یک استارتآپ برای سریعتر کردن روند رشد نیازمند بودجهی بسیار زیادتری است. استارتآپها معمولاً با ریسک شروع میکنند، چون میخواهند روندهای قبلی را در هم شکنند و یک ایدهی جدید را پیادهسازی کنند، این نیز دلیل دیگری برای دریافت سرمایه توسط آنهاست.
رایجترین روشهای دریافت سرمایه که این روزها بیشتر استارتآپها از آنها استفاده میکنند، شتابدهندهها هستند. بسیاری از شتابدهندهها علاوه بر سرمایهگذاری، خدمات منتورینگ و فضای کاری نیز ارائه میکنند که باعث شده است همهی کسبوکارها یه سمت آنها روی بیاورند.
بله





















کتاب مجموعهای از مطالب برگرفته و کپی شده از سایتهای مختلف در زمینه کارآفرینی و استارت آپ بود. توصیه مطالعه برای آشنایی با اصطلاحات استارت آپی میکنم ولی منتظر یک کتاب معجزه گر نباید بود.
تا حدود ۷۰ درصد از ابتدای کتاب تعاریف خشک بود که گاها باعث سردر گمی و ایجاد عدم رغبت به مطالعه ادامه مطلب بوجود میآمد و نویسنده به راحتی میتوانست این تعاریف را با مثال و ماهرانه وارد کل مطالب کتاب نماید. ۳۰ درصد انتهایی کتاب نویسنده سعی کرده بود تا مطالب جدیدتری از سایتها گردآوری کند اما در اغلب موارد تکرار را جایگزین جذابیت کرده بود مثلا در اواخر کتاب تیتری تحت عنوان علت شکست استارت آپهای ایران را بیان کرده بودند که دقیقا همان موارد صفحات قبل بود.
کتابهای معرفی شده در انتهای کتاب هم گاها یا ترجمه فارسی ندارند و یا انطباق با ایران در آنها وجود ندارد.
اما در کل از نویسنده بابت زحماتشان تشکر میکنم.
از کتابراه نیز بابت ارائه کتابهای مختلف تشکر میکنم