شهرام نوروزی کتاب گریههای البرز بر شانههای زاگرس را با دغدغهی حفظ محیط زیست و جنگلهای زاگرس به نگارش درآورده است. او کتاب خود را به البرز زارعی، کوهنورد فداکار کشورمان که جان خود را در راه ﺍﻃﻔﺎء ﺣﺮﯾﻖ زاگرس از دست داد، تقدیم کرده است. به این امید که این اثر فریادرسی شود برای منابع طبیعی کشورمان که این روزها بیجان ماندهاند.
درباره کتاب گریههای البرز بر شانههای زاگرس:
بیمهری ما نسبت به طبیعت مسالهی تازهای نیست. انسانها در هر دورهای با هدف دسترسی به زمین کشاورزیِ بیشتر درختان را قطع و در کنار جنگلها به کشت و زرع پرداختهاند و یا این که برای تولید مصنوعات چوبی به جنگلها دستدرازی کردهاند. اما با این حال تخریب و نابودی محیط زیست هیچگاه به وسعت امروز نرسیده بود. اگر چند هکتار جنگل نیز زمین کشاورزی بود، قبح تبدیل جنگل به ویلا را نداشت و از منابع طبیعی آنقدر برداشت نمیشد که طبیعت نتواند از پس جبران آن بربیاید. وضعیت امروزه به قدری فاجعهبار است که هر لحظه از وسعت اقلیمهای طبیعی کاسته میشود.
شهرام نوروزی در کتاب گریههای البرز بر شانههای زاگرس مجموعهای از مهمترین یادداشتهای محیطزیستیاش را گردآوری کرده و در اختیار دغدغهمندان محیط زیست قرار داده است. او بیش از هر چیز از زاگرس و البرز میگوید. چرا که دیگر از آن زاگرسی که در کتابهای جغرافیا خواندیم خبری نیست. آتشسوزی جنگلهای زاگرس سالهاست به اوج خود رسیده و به نظر میرسد هیچکس پروای آن را ندارد. تنها فعالان محیط زیست بدون حتی کوچکترین حمایتی به حل این مشکلات میپردازند. همانند البرز زارعی که زحمات زیادی در این مسیر متحمل شد و جان خود را در این راه فدا کرد.
به گفته شهرام نوروزی اگر سیاستهای دولت و میزان آگاهی مردم نسبت به زاگرس و دیگر منابع طبیعی تغییری نکند، در سالهای آینده تنها چیزی که از جنگلهای زاگرس در خاطرمان باقی خواهد ماند، ماجرای خشک شدن و سوختن میلیونها درخت خواهد بود. مطالعهی این کتاب دل هر انسان دغدغهمندی را به درد خواهد آورد و میتواند باعث آگاهیبخشی بسیار شود.
کتاب گریههای البرز بر شانههای زاگرس مناسب چه کسانی است؟
مطالعهی این کتاب برای همه، از جمله آنان که پروای طبیعت و محیط زیست را دارند، ضروری و کاربردی است.
در بخشی از کتاب گریههای البرز بر شانههای زاگرس میخوانیم:
جنگلها سرمایههای طبیعی، باستانی و میراثهای ملی و جهانی ما هستند. هنگامی که آتش میگیرند، گویی این سرمایههای با ارزشمان در حال سوختن است. جنگلهای زاگرس در ماه گذشته یکی از بدترین روزهای تاریخ حیات خود را تجربه کرد. آتشسوزیهای وسیعی که در بیشتر موارد مسبب آن، گردشگری غیر مسئولانه است، که موجب شده بهترین و غنیترین رویشگاههای جنگلی زاگرس طعمه حریق شده و به تلی از خاکستر تبدیل شود.
زاگرس منطقهای زیبا در کشوری که درصد کمی از مساحتش را جنگل تشکیل داده و درصد بالایی از خاک آن در معرض بیابان زایی قرار دارد و همین اندک سبزینگی باقیمانده را تنها به دلیل نبود بودجه کافی در حفظ و حراست از جنگلهای زیر آتش و ارّه و شخم زنیهای پی در پی از دست میدهد.
زاگرسی که به درختان بلوطش معروف است و مردم منطقه زاگرس نشین در نبود بلوط و گون حال خوشی ندارند و نخواهند داشت و اندوهگین و سوگوار خواهند ماند. آتشسوزیها، خشکسالی و آلودگیهای گسترده در استانهای غربی باعث شده که تا در مورد آینده جنگلهایی بلوط زاگرس که زمانی در میان بزرگترین نوع خود بودند، نگرانیهای جدی شکل گیرد. جنگلهایی که منبع تولید اکسیژن هستند (اثر خنککنندگی یک درخت برابر با روشن بودن ده دستگاه خنک کننده، در طول روز است) و آتش سوزی در آنها خسارت بسیار زیادی به محیط زیست وارد میکند. گرمای شدید، نبود مدیریت واحد، کمبود تجهیزات از جمله هواپیما و هلیکوپتر آبپاش و نیرو از جمله دلائل کندی خاموش کردن آتش سوزیها در جنگلهایی بلوط زاگرس است (ناوگان بیل و... به جای بالگرد و هواپیمای آتشنشان).
بله

















