



برای شنیدن کتاب برشی از شاهنامه به نثر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب برشی از شاهنامه به نثر
کتاب برشی از شاهنامه به نثر اثر فرشاد رضامنش مجموعهای است که بخشی از داستانهای شاهنامه فردوسی را به زبانی ساده و روان بازگو میکند.
آنچه که در کتاب برشی از شاهنامه به نثر (Cut from Shahnameh to prose) بازنویسی شده و به نثر درآمدهاند، داستانهایی است که تاکنون کمتر کسی به آن پرداخته است. بسیاری از فارسیزبانان با داستانهایی مانند رستم و سهراب آشنایی دارند، امّا داستانهای زیبای دیگری هم وجود دارند که کمتر به آنها اشاره شده و مورد بررسی قرار گرفتهاند.
کتاب برشی از شاهنامه به نثر مناسب چه کسانی است؟
اگر از طرفداران شاهنامه فردوسی هستید و به خواندن داستانهای حماسی و اسطورهای علاقه دارید، خواندن این کتاب را از دست ندهید.
در بخشی از کتاب برشی از شاهنامه به نثر میخوانیم:
شبی پیران نخستوزیر افراسیاب شاهنشاه توران در خواب بود که دید آفتاب شمعی را روشن کرد و سیاوش کنار آن شمع با شمشیری در دست به او گفت: «چرا خوابیدهای؟ از خواب برخیز که جشن به دنیا آمدن پسر من کیخسرو است.» پیران بیدار شد و به همسرش گلشهر گفت: «نزد فرنگیس برو زیرا امشب سیاوش را در خواب دیدم که مانند خورشید میدرخشید و به من گفت از خواب برخیز که کیخسرو پسر من دارد به دنیا میآید.» گلشهر نزد فرنگیس ماهروی رفت و دید که کیخسرو به دنیا آمده است. گلشهر با خوشحالی نزد پیران آمد و گفت: «بیا و این شگفتی را ببین. بزرگی و خواست خداوند این چنین است که این کودک را سزاوار تاج و تخت و پادشاهی آفریده است.» پیران نزد فرنگیس و کیخسرو آمد و دید کیخسرو هیکلی بزرگتر از یک نوزاد دارد و بهخاطر کشته شدن سیاوش به گریه افتاد و بر افراسیاب نفرین کرد. سپس گفت: «اگر بهخاطر این سخن کشته شوم نیز نمیگذارم که شاه آسیبی به این کودک برساند.» صبح روز بعد پیران دوان دوان نزد افراسیاب رفت، کمی صبر کرد تا همه بروند و نزدیک تخت شاه رفت و گفت: «ای شاه جهاندار بیدار خورشید چهره؛ دیروز کسی به دنیا آمد که از خوبی و زیبایی مثل و مانند ندارد و در گهواره مانند ماه میماند. اگر تور نیز اکنون زنده بود دوست داشت او را ببیند، فر و شکوه تو تازه شده است و چهره و هیکل او شبیه فریدون بزرگ است. اندیشه بد را از خود دور کن.» خداوند چنین خواست که آن روز افراسیاب کینه و جنگ و بیدادگری از دلش گذر نکند. افراسیاب در حالیکه از کشتن سیاوش پشیمان بود، آهی کشید و گفت: «من از ستارهشناسان و موبدان شنیدهام زمین از کودکی که از نژاد تور و کیقباد است، پر از آشوب و جنگ میشود. او پادشاهی میشود که همه ایرانیان در مقابلش تعظیم خواهند کرد. اکنون او به دنیا آمده است و غم و اندیشه بد سودی به حال ما ندارد. او را از بین گروه اشرافزادگان بیرون ببر و به چوپانان بسپار تا آن کودک نژاد و اصل و نسب خود را نداند و کسی او را نه خرد بیاموزد و نه دانش و او را از نژادش باخبر نکند.» پیران در حالیکه خوشحال بود از درگاه شاه بیرون آمد و خدا را نیایش کرد و در اندیشه بود که چه پیش خواهد آمد.
فهرست مطالب کتاب
داستان سیاوش
داستان کیخسرو
داستان بیژن و منیژه
داستان دوازده رخ
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب برشی از شاهنامه به نثر |
| نویسنده | فرشاد رضامنش |
| ناشر چاپی | انتشارات اهورا قلم |
| سال انتشار | ۱۳۹۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 185 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-426-181-4 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۳۰۰۰۰ ۶۵,۰۰۰ تومان ۵۰% |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کهن فارسی |
بله















