کتاب راز یک جنایت - جلد چهارم: بازی مرگ نوشتهی امید اشکانی، روایتی پر چالش و هولناک از سرگذشت افرادی است که در دنیای واقعی هیچوقت با آنها روبهرو نخواهید شد.
مجموعه داستانهای راز یک جنایت (the secret of a crime)، رمانی مهیج و اسرارآمیز است که تا این لحظه سه جلد از آن با عناوین قاتل خاموش، جواهر مرگ آور و رسوایی منتشر شدهاند. اکنون در جلد چهارم این مجموعه، امید به عنوان شخصیت اصلی قصه، میکوشد تا پرده از راز جنایاتی بردارد که پیچیدگیها و نقاط ابهام زیادی دارند.
جلد چهارم مجموعهی راز یک جنایت با عنوان بازی مرگ، با وجود آن که قصهای مستقل دارد، اما بیارتباط با جلدهای گذشته نیست. بنابراین توصیه میشود برای درک کامل داستان، جلدهای قبلی را نیز مطالعه کنید.
در نهایت باید توجه داشت که تمامی اتفاقات و شخصیتهای این قصه ساخته ذهن خلاق امید اشکانی هستند و هر نوع تشابه اسمی یا رویدادی اتفاقی است و این داستان برگرفته از هیچ ماجرای حقیقی نیست.
در بخشی از کتاب راز یک جنایت - جلد چهارم: بازی مرگ میخوانیم:
بعد از چند دقیقه، بالاخره من، سرهنگ و چند نفر از افسران پلیس که همگی جزو افراد سرهنگ بودند، با دو خودرو، به سمت آدرس فرضی که من گفته بودم، حرکت کردیم. به آرامی از شیشه پنجره بیرون را نگاه میکردم. دوست داشتم به روز قبل برگردم. درست در زمانی که تماس اوّل را از طرف دکتر ناصری دریافت کرده بودم. من با ترک کردن مراسم عقد خودم، زندگی شخصی خودم و آینده زندگی مشترکمان را به خطر انداخته بودم تا جان دیگران را نجات دهم. به این فکر میکردم که چگونه آبروی من در اثر غیبت در مراسم شب گذشته رفته بود و چگونه میتوانستم همه چیز را به شرایط عادی قبلی برگردانم...
- (سرهنگ احمدی): نگران نباش امید...
- (امید): نگران نیستم.
- (سرهنگ احمدی): چرا هستی... بعد از این ماجرا، خودم مشکل مراسم رو حل میکنم.
- (امید): امیدوارم این ماجرا زودتر تموم بشه.
- (سرهنگ احمدی): نگران نباش...
امّا در صدای سرهنگ، کمی نگرانی احساس میکردم. او نیز دقیقاً نمیدانست در ساعاتی که گذشت چه اتفاقاتی افتاده است. از طرفی ارتباط اتفاقات فعلی با ماجراهای قبلی، هر دو نفر ما را بیش از پیش، نگران کرده بود.
بله





















