آذر دوست محمدی در کتاب با کودکت زندگی کن: راهکارهای عملی برای چالشهای تربیت فرزند، راهکارها و شیوههای فرزندپروری موفق برای کودکان قرن 21 را مورد بررسی قرار میدهد.
قبل از هر چیز باید به شما تبریک گفت! به این علت که جزو معدود والدینی هستید که زحمت جستجو کردن، مطالعه و آموزش دیدن، در راه تربیت صحیح فرزند را به خود میدهند. با اینکه همهی والدین دغدغه تربیت صحیح و آسایش و آرامش فرزندانشان را دارند، تعداد کمی از آنها هستند که برای این هدف تصمیم جدی میگیرند و اقدام میکنند. پس به خودتان افتخار کنید!
ما به عنوان والدین آرزوهایی برای فرزندانمان و آیندهشان داریم. قطعاً دوست داریم که در زندگی موفق و شاد باشند و همواره تلاش میکنیم کارهایی انجام دهیم که آنها را به این هدف برساند و به همین خاطر سعی میکنیم برای تربیت آنها از بهترین روشهایی که بلدیم، استفاده کنیم و آنچه را به نظرمان بهترین است، انجام میدهیم. اما گاهی پیش میآید که نه تنها آنطور که دوست داریم پیش نمیرود بلکه برعکس آنچه انتظار داریم نیز اتفاق میافتد.
قطعا برای همهی والدین، زمانهایی پیش آمده که در تربیت و برخورد با فرزندان کلافه شده و از کوره در رفته باشند، مثلاً:
1- زمانی که به حرفها و خواستههایتان توجهی نمیکنند و کار خودشان را انجام میدهند.
2- هنگامی که پرخاشگری و بیادبی میکنند.
3- با کودکان دیگر یا خواهر و برادرشان، به قول معروف، نمیسازند و مدام درگیرند.
4- در انجام کارهای خودشان و کارهای خانه همکاری نمیکنند.
آیا تا به حال پیش آمده است که فرزندتان را تنبیه کرده باشید؟ (حتی به صورت محروم کردن او از چیزی که دوست دارد) و بعد از آن احساس بدی داشته باشید و ناراحت باشید؟ یا اینکه موقعیتی پیش آمده که شما دو دل باشید و ندانید الان باید چه برخوردی با او داشته باشید؟ یا در برخورد با فرزندتان کاری کرده باشید و ندانید درست است یا نه؟
این اتفاقات برای اکثر والدین رخ داده با توجه به این که تربیت فرزند موضوع مهمی است که روی شخصیت و آیندهی فرزندانتان تأثیرات بلند مدتی میگذارد و از آنجایی که همه والدین دلشان میخواهد فرزندانی تربیت کنند که در آینده شاد و موفق باشند. آذر دوست محمدی در این کتاب قصد دارد مطالب و راهکارهایی را بررسی کند که شما را هر چه بیشتر به این هدف نزدیک کند.
کتاب با کودکت زندگی کن: راهکارهای عملی برای چالشهای تربیت فرزند برای چه کسانی مناسب است؟
اگر یک یا چند مورد از موقعیتها و سؤالاتی که در ابتدای این بحث بیان شد، برای شما پیش آمده و نسبت به آنها احساس ناراحتی کردهاید یا این که فرزند شما هنوز بسیار کوچک است و یا حتی هنوز پدر یا مادر نشدهاید، ولی میخواهید روش درستی برای تربیت فرزندتان بیاموزید و از اشتباهات احتمالی در فرزندپروری دوری کنید، پیشنهاد میشود حتماً این کتاب را مطالعه کنید.
جملات برگزیدهی کتاب با کودکت زندگی کن: راهکارهای عملی برای چالشهای تربیت فرزند:
- والدین سختگیر و آسانگیر، هر دو فرزندانی بیمسئولیت و ناتوان تربیت میکنند. که در آینده نمیتوانند به خوبی از پس زندگی خودشان بربیایند!
- توجه کنید که همدلی به معنی تأیید کارهای اشتباه کودک نیست. شما با همدلی به کودک میفهمانید که احساس او را میفهمید و درک میکنید. وقتی کودک متوجه میشود که شما احساسش را درک میکنید. در مقابل شما و حرفهایتان مقاومت نمیکند و زودتر به اشتباهش پی میبرد.
- بگذارید فرزندتان خودش باشد و به راحتی احساساتش را بروز دهد. اگر احساس میکنید ترسو است یا زیادی دل نازک است یا موارد دیگر به جای استفاده از این جملات: مرد که گریه نمیکنه! ترس نداره که!
در بخشی از کتاب با کودکت زندگی کن: راهکارهای عملی برای چالشهای تربیت فرزند میخوانیم:
موضوعی را که قصد داریم برایش قانون یا محدودیتی تعیین کنیم یا اینکه برای آن برنامهریزی کنیم مطرح میکنیم. بعضی موضوعات مثل ساعت بیدار شدن و صبحانه خوردن یا مرتب کردن اتاق و جمعکردن اسباببازیها یا تقسیم کارهای خانه موضوعات عمومی است و بهتر است تمام اعضای خانواده حضور داشته باشند و همگی در مورد آن گفتگو کنند و به نتیجه برسند؛ ولی در مواردی که موضوع به یکی از بچهها مربوط میشود، مثلاً وقتی فقط یکی از فرزندان محصل است و شما میخواهید در مورد انجام تکالیف صحبت کنید، جلسه میتواند با حضور همان فرزند و پدر و مادر باشد.
در اینگونه موارد لازم نیست همه اعضای خانواده حضور داشته باشند؛ اما گاهی پیش میآید که اوضاع خوب پیش نمیرود و در اجرای آن چیزی که توافق کردهایم به نتیجه نمیرسیم. در این موارد میتوانیم جلسهای داشته باشیم و از بقیه اعضای خانواده هم نظرخواهی کنیم تا با کمک هم به نتیجهی بهتری برسیم؛ به عنوان مثال در مورد پسرم تقریباً همیشه این مشکل وجود داشت که تکالیفش را انجام نمیداد و من در اکثر مواقع با اعتراض و نامههای شکایت معلمش روبهرو بودم. برای حل این مشکل چند بار جلسه گذاشتیم و به توافق رسیدیم که هر بار آن قانون با توجه به این که پسرم نیز با آن موافق بود چند روز بیشتر دوام نمیآورد و دوباره روز از نو و روزی از نو تا اینکه از خواهرش خواستم او هم در این جلسه شرکت کند و راهی را پیشنهاد بدهد. به این طریق ما توانستیم به نتیجهی مناسبی برسیم.
بله

















