کتاب 63 داستان کوتاه (با نتیجه) به قلم سید ابوالقاسم حاجی میر، دربردارندهی داستانهای کوتاه آموزنده با مضامین گوناگون است. در پایان هر داستان نتیجهگیری شده و با یک جمله پرسشی خاتمه مییابد تا ذهن شما برای دریافت بهتر داستان و نتیجه آن فعال شود.
در قرن اخیر، مطالعهی داستان کوتاه در مقایسه با دیگر آثار ادبی بیشتر رایج بوده است. شاید انسان دیگر ذوق و یا فرصتی برای رمانهای بلند چند جلدی ندارد؛ از این رو مطالعه داستانهای کوتاه را ترجیح میدهد. داستان کوتاه را میتوان از نظر شخصیتپردازی، داستان و حجم آن بررسی کرد.
داستان کوتاه دستهای از ادبیات داستانی به شمار میآید که حجم چندانی ندارد و مهمترین اتفاقات شخصیتها را دستاویز خود قرار میدهد که با نقطهی اوج به پایان میرسد. تعداد شخصیتها در داستان کوتاه معمولا محدود است و جزئیات و مسائل نه چندان مهم جایی در اینگونه داستانها ندارند و بیشترین تمرکز بر شخصیت اصلی و کلیت داستان است و همچون روزنهای در زندگی شخصیت اصلی قصه است که برای مدت کوتاهی باز میشود و این امکان را به شما میدهد که از این روزنه به اتفاقات داستان بنگرید.
شخصیتها در داستانهای کوتاه معمولا فقط ویژگیهای اصلی خود را بروز میدهند و کمتر تغییر و تحول مییابند. داستان کوتاه اثری است که مطالعهی آن حداکثر در یک ساعت پایان یابد ولی برای تمام عمر در خاطر بماند. این بهترین تعریف از داستان کوتاه است.
نویسنده در داستان کوتاه، به دنیای قهرمان داستان ورود میکند و نقطهای حساس از زندگی او را انتخاب و داستان را پیش میبرد. در حالی که در رمان قسمتی یا تمام دوره زندگی قهرمانان روایت میشود و چشمانداز وسیعتر و گستردهتری از زندگی شخصیتها را نشان میدهد.
در بخشی از کتاب 63 داستان کوتاه (با نتیجه) میخوانیم:
در سال 1853 مردم برای پیدا کردن طلا و در نتیجه ثروتاندوزی از سرزمینهای خود به سمت کالیفرنیا میآمدند. لوی اشتراوس یکی ازاین مردم بود که در آن زمان 24 سال داشت. او هم به دنبال ثروت از آلمان به کالیفرنیا آمده بود و به همراه خود پارچه مخصوصی برای دوخت چادر آورده بود. روزی یکی از جویندگان طلا به او گفت چه کاری میخواهی با این پارچه انجام دهی؟ اشتراوس جواب داد: منآمدهام که با این پارچه چادر برای جویندگان طلا تولید کنم.
مرد نگاهی به اشتراوس انداخت و گفت: من الان چادر نیاز ندارم ولی یک شلوار بسیار محکم میخواهم. شلوار من را نگاه کن، پر از سوراخهای متعدد است. بلافاصله اشتراوس برای مرد یک شلوار از جنس پارچه چادر دوخت. مرد بسیار خوشحال بود و بعد از مدتی مردم زیادی از این شلوارها درخواست کردند. در مدتی کوتاه او صدها و شاید هزارها از این شلوارها را برای متقاضیان تولید کرد و این پایه گذار شرکت لی وایز کنونی شد!
بله






















